رفتن به مطلب
انجمن تومیهن
جستجو در
  • تنظیمات بیشتر ...
نمایش نتایجی که شامل ...
جستجو در ...

Amir

مدیران انجمن
  • تعداد ارسال ها

    28
  • تاریخ عضویت

  • آخرین بازدید

  • روز های برد

    4

تمامی مطالب نوشته شده توسط Amir

  1. Amir

    فـال روزانـه - Daily Omen

    فال روزانه شنبه 3 تیر 1396 ( هر روز آپدیت می شود ... ) چند کلمه برای آنهایی که امروز تولدشان است دوست عزیزی که 3 تیر به دنیا آمده ای، تولدت مبارک!این چند وقت فشار زیادی را متحمل شدید که ممکن است در هفته های آتی نیز ادامه یابد اما خوشبختانه پایان خوشی در انتظار شما است و تمام استرس های این چند وقت تان به اتمام می رسد و شما بالاخره می توانید مهمترین تصمیمات زندگی خود را بگیرید.امسال را روی مهمترین هدف های زندگی تان تمرکز کنید و از رسیدن به آرزوهایتان نهراسید. شما می توانید با خلاقیت و حمایت دوستان و خانواده به موفقیت دست یابید، کافی است برای کارهایتان برنامه ریزی کنید و در راهی که پیش گرفته اید، ثبات فکری داشته باشید. مشورت با دوستان نیز ایده های جدیدی به شما می دهد اما ایده های خود را نیز فراموش نکنید. فصل تابستان زمان خوبی برای گشت و گذار است، بنابراین از لحظات خود استفاده کنید. امسال سورپرایزهای زیادی در رابطه با روابط عاطفی در انتظارتان است، منتظر اتفاقات هیجان انگیز باشید. تعجب نکنید از این که امروز به طور ناگهانی یکی از دوستان یا همکاران قدیمی تان را ملاقات کردید. این دیدار تاثیر زیادی روی شما می گذارد و باعث می شود که به روزهای رفته بیشتر بیاندیشید. شاید هم باعث شود که از شرایط کنونی تان ناامید شوید و خودتان را برای کوتاهی هایی که کرده اید، سرزنش کنید. اما یادتان باشد که راههای زیادی برای شاد ماندن وجود دارد شاید اکنون زمان آن است که راهی دیگر را امتحان کنید. روحیه ریسک پذیری خود را بالا ببرید تا اتفاقات خوب بیافتند. پس از مدت ها انتظار بالاخره روز شانس شما هم فرا رسید. این شانس ممکن است در مورد مسائل مالی باشد، شاید هم پیشرفتی در کار داشته باشید اما هر چه باشد، مدت هاست که انتظارش را می کشیدید. این روزها حساب و کتاب پول تان را بیشتر داشته باشید و آنها را عاقلانه خرج کنید وگرنه در روزهای آتی به مشکل برخواهید خورد. اگر چه شما علاقه زیادی به شریک زندگی تان دارید اما گاهی رفتارتان خلاف این را ثابت می کند، شاید بد نباشد کمی بیشتر به رفتارهایتان بیاندیشید تا سو تفاهمی رخ ندهد. به زودی فرصت یک سفر برایتان فراهم می شود. اگر چه از این موضوع بسیار خوشحالید اما گره هایی به کارتان می خورد که البته خیلی مهم نیست و به زودی برطرف می شوند. در این سفر آغوش تان را برای اتفاقات هیجان انگیز باز کنید. دوستی با شما تماس می گیرد و شما را به جایی دعوت می کند. سعی کنید با تمام مشغله هایی که دارید، به او پاسخ مثبت دهید. زندگی شما احتیاج به یک تنوع دارد که آن را در کنار دوستان تان به دست خواهید آورد. امروز شخصی به شما لطفی می کند که نمی دانید چگونه آن را جبران کنید. شاید اولش پذیرفتن آن برایتان سخت باشد اما بهتر است آن را بپذیرید زیرا که لیاقتش را دارید. برای رابطه عاطفی تان نقشه ها کشیده اید اما برای رسیدن به آنها باید موانع زیادی را پشت سر بگذارید. البته این موانع به سختی آنچه در ذهن شما می گذرد، نیست. در نهایت با اعتماد به نفس به توانایی هایتان تمام موانع را رد خواهید کرد و به مراد دلتان خواهید رسید. امروز نتیجه سختی هایی که کشیدید را خواهید گرفت. بالاخره سخت کوشی هایتان در محیط کار جواب می دهد و شما به درجات بالاتری خواهید رسید. اگر همین گونه ادامه دهید به زودی مدیر یک شرکت خواهید شد. البته موفقیت در این راه همیشه به تنهایی جواب نمی دهد. گاهی لازم است که از تجربیات دیگران نیز استفاده کنید. شما به عشق زندگی تان قولی داده اید، تا دیر نشده به قول تان عمل کنید. به زودی اطلاعات مهمی به دست تان می رسد که تاثیر مثبت زیادی بر روند زندگی تان خواهد گذاشت. این اطلاعات شاید منجر به تغییر شغل یا حتی تغییر محل زندگی تان شود. اگر چه تصمیم گیری برایتان سخت است اما به خود اعتماد کنید و با شجاعت تمام پیش روید. اخیرا به صحبت کردن با شریک زندگی تان تمایلی ندارید. شاید حوصله بحث های جدی را نداشته باشید، اما بدانید که عاقبت خوبی ندارد. صحبت کردن صمیمیت را به رابطه شما باز می گرداند. اکنون زاویه دید شما نسبت به سالهای گذشته تغییر کرده و تجربیات بسیاری به دست آورده اید، بنابراین خاطرات گذشته نه تنها شما را دلگیر نخواهند کرد بلکه لبخندی را بر لبان تان نیز خواهند نشاند. پس بهتر است که بار دیگر گذشته را مرور کنید و به جای غصه خوردن این بار از آنها درس بگیرید. امروز دوستی که مدت هاست به شما پشت کرده به سمت تان باز می گردد و شما را از رفتار خود متعجب می کند. بهتر است در این شرایط معمولی برخورد کنید تا دلیل بازگشت او را بفهمید، سپس تصمیم به ادامه رابطه بدهید. شما فرد کنجکاوی هستید. تا سر از مسائل در نیاورید، بیخیال نمی شوید که این خصوصیت در بسیاری مواقع منجر به پیشرفت می شود. اما سعی کنید با دیگران اینگونه برخورد نکنید. اگر چیزی از نظر شما اشتباه است، دلیلی ندارد که برای دیگران هم غلط باشد. اصرار بیش از حد شما برای فهماندن آنها تنها موجب سوتفاهم می شود. پس تمرکزتان را روی زندگی خودتان بگذارید. امروز خبر خوبی را می شنوید که تمام خستگی های اخیرتان را از بین می برد. شما این شادی را مدیون یکی از دوستان تان هستید پس یادتان نرود که از او تشکر کنید. تمام چیزی که برای از بین بردن مشکلات روابط عاطفی تان احتیاج دارید کمی اعتماد است. بی اعتمادی شما به شریک زندگی تان باعث بحث های زیادی بین تان شده که بهتر است هر چه زودتر به آن خاتمه دهید، البته اگر رابطه تان را دوست دارید. علارغم تمام احساسات و افکار منفی که در حال حاضر تجربه می کنید، به زودی به موفقیت بالایی می رسید. لازمه آن شرکت در فعالیت های گروهی است. اگر تمام تلاش تان را به کار گیرید، زودتر از آنچه فکرش را بکنید به مراد دلتان خواهید رسید. پس حتی اگر مجبورید که شب ها بیدار بمانید، این کار را انجام دهید، هیچ تلاشی بی نتیجه نخواهد ماند. دوستی قدیمی بار دیگر بر سر راهتان سبز می شود و با حضورش سبزی و شادابی را به زندگی شما بر خواهد گرداند. شما پر از انرژی و خوش بینی هستید. امروز هر آنچه اراده کنید را می توانید انجام دهید بنابراین دست به کار شوید و از این زمان نهایت استفاده را به خصوص در زمینه شغلی بکنید. شاید گاهی احساس خوبی نسبت به کاری که انجام می دهید نداشته باشید اما در این شرایط به منطق تان تکیه کنید و راهتان را ادامه دهید. اگر به رابطه عاطفی تان شک کرده اید، یک قدم به عقب بروید و آنچه بین شما و طرف مقابل تان گذشت را دوره کنید. اگر خوبی های این رابطه برایتان بیش از مشکلات کوچک بود، برای بهبود آن تلاش کنید. اگر می خواهید وضعیت مالی خود را بهبود ببخشید، حال بهترین زمان ممکن است، پس درنگ نکنید و دست به کار شوید. به پیشنهادهایی که اطرافیان تان به شما می دهند خوب فکر کنید و از آنها نهایت استفاده را ببرید. موضوعی ذهن تان را درگیر کرده و شما را بر سر یک دو راهی گذاشته است. اگر چه هر دوی راههای به روشنی ختم می شود اما یکی از آنها موانع بیشتری را بر سر راه دارد. اما بهتر است که به جای این پا و آن پا کردن هر چه سریعتر قدم اول را بردارید.
  2. Amir

    فضیلت و اهمیت نماز صبح

    عالی ، بسیار مفید بود
  3. تا کی باید پست بدم :esfand

  4. مسیر پنجم؛ قاجاریه پیشنهادهای نوروزی برای یک سفر تاریخی «قاجار»ها از ایل های موثر در سپاه قزلباش صفویان بودند. به همین دلیل از عصر صفویه به مرور قدرت گرفتند. آقامحمدخان موسس سلسله قاجار، برخلاف حاکمان پیشین، یکی از شهرهای بزرگ معروف، چون اصفهان، شیراز یا تبریز را به عنوان پایتخت انتخاب نکرد. آغاز ایران مدرن «قاجار»ها از ایل های موثر در سپاه قزلباش صفویان بودند. به همین دلیل از عصر صفویه به مرور قدرت گرفتند. آقامحمدخان موسس سلسله قاجار، برخلاف حاکمان پیشین، یکی از شهرهای بزرگ معروف، چون اصفهان، شیراز یا تبریز را به عنوان پایتخت انتخاب نکرد. حتی نخستین گزینه او برای مدتی کوتاه، شهر ساری بود که در نزدیکی مرکزیت ایل قاجار بود، اما در نهایت انتخاب او برای پایتخت، شهر کوچک اما خوش آب و هوا و استراتژیک تهران بود که آن زمان در حاشیه شهر بزرگ ری قرار داشت. اهمیت سلسله قاجار به همین انتخاب هاست؛ قاجارها در برهه ای تاریخی روی کار آمدند که هان رو به مدرن شدن بود و ایران هم نباید از قافله عقب می ماند. هر چند مدرن شدن برای قاجارها بیشتر سرگرمی و اسباب بازی بود، ولی با این حال نسل جدیدی را برای دوره های بعد تربیت کرد. از طرف دیگر، دورانی مهم چون مشروطه در همین عصر قاجار شکل گرفت. برای سفر پنجم، مسیر را ابتدا از تبریز آغاز می کنیم، شهری که در این دوران به شهر اولین ها مشهور است؛ چون بسیاری از مظاهر مدرنیسم ابتدا به این شهر وارد شدند و مورد استفاده قرار گرفتند، سپس به تهران می رویم و بیشترین آثار دوران قاجار را خواهیم دید و بعد از آن به کاشان و سپس به شیراز و باغ های محبوب دوران قاجار. 1- خانه مشروطه تبریز در حقیقت این خانه، ملک شخصی فردی به نام «حاج مهدی کوزه کنانی» بود که در جریان مبارزات مشروطه، خانه اش را در اختیار «انجمن تبریز» قرار می داد و جلسات و نشست های آنان در این مکان برگزار می شد. از آن پس این جا میزبان افراد سرشناسی چون «ستارخان»، «باقرخان»، «ثقه الاسلام تبریزی» و... بود. «خانه مشروطه تبریز» در محله راسته کوچه تبریز، در غرب بازار تبریز قرار دارد که امروز تبدیل به موزه مشروطه شده است. 2- کاخ گلستان اصل بنای «کاخ گلستان» در زمان صفویه ساخته شده است؛ در روزگاری که تهران شهری بسیار کوچک بود. اما با روی کار آمدن شاهان قاجار به وسعت آن اضافه شد. «فتحعلی شاه قاجار» نخستین کسی بود که در بازسازی بنای کاخ گلستان کوشید. در طول دوران قاجار چندین کاخ و تالار کوچک و بزرگ به آن اضافه شد و پادشاهان قاجار صاحب یک ارگ پادشاهی به نام خودشان شدند. کاخ گلستان رو به روی بازار تهران واقع شده است. 3- دارالفنون نخستین مدرسه یا دانشگاه که در آن به سبک مدرن به کودکان ایرانی آموزش داده می شد. «دارالفنون» به دستور امیرکبیر تاسیس شد، هرچند عمرش کفاف نداد تا افتتاح آن را ببیند. ساختمان آن درست کنار «شمس العماره»، «قسمتی از مجموعه کاخ گلستان در «خیابان ناصرخسرو» تهران است. 4- مسجد و مدرسه سپهسالار بانی ساخت این مسجد و مدرسه «میرزاحسین خان سپهسالار» بود. این مسجد در حقیقت ترکیبی از معماری ایرانی و معماری مساجد استانبول است؛ نمونه ای از تاثیر گرفتن آن زمان قاجارها از عثمانی ها، مسجد سپهسالار مانند «مسجد ایاصوفیه» گنبد ویژه ای دارد؛ تعداد هشت گلدسته که بیش از تعداد رایج مناره در معماری مسجدهای ایران است و گنبد دو گوش خوابیده اش هم از شیوه معماری مساجد ترکیه الگو گرفته است. این مسجد در کنار عمارت «مجلس شورای ملی» سابق در میدان بهارستان قرار دارد. 5- خانه طباطبایی ها با رسیدن به کاشان بناهای بسیاری از دوران قاجار وجود دارد. کاشان در عصر قاجار به سبب نزدیکی به تهران رشد قابل توجهی پیدا کرد. از جمله این بناها «خانه طباطبایی ها» است که در محله سلطان امیراحمد کاشان قرار دارد. این خانه تاریخ متعلق به تاجر معروف فرش آن زمان «سیدجعفر طباطبایی» بود. 6- خانه بروجردی ها دیگر خانه تاریخی کاشان که در همان محله سلطان امیراحمد واقع شده خانه بروجردی هاست که معلق به «حاج سید مهدی نطنزی» داماد خانواده طباطبایی هاست. نقاشی ها و گچ بری های این خانه اثر «صنیع الملک»، عموی «کمال الملک»، نقاش معروف، است. بادگیرهای قرینه این خانه شهرت بسیار زیادی دارد. 7- باغ ارم شیراز بنای اصلی باغ متعلق به زمان «سلجوقیان» است و پس از آن هم این باغ وعمارت آن در حال توسعه بود، به خصوص در زمان «زندیه» که شیراز پایتخت ایران شده بود. اما در عصر سلطنت «ناصرالدین شاه» عمارت اصلی این باغ توسط «علی خان نصیرالملک» پی ریزی شد. «باغ ارم» با معماری خاص دوران قاجار ساخته شده است. باغ ارم درحال حاضر متعلق به «دانشگاه شیراز» است.
  5. مسیر چهارم؛ صفویان پیشنهادهای نوروزی برای یک سفر تاریخی ایران پس از مغولان دچار هرج و مرج بی سابقه ای می شود. از هر شهری حاکمی برای خود علم استقلال بلند می کند. تقریبا حکومت یکپارچه ای وجود ندارد، در این وضعیت شاگردان «شیخ صفی الدین اردبیلی» که سال ها بود در نهان و آشکار عقاید او را تبلیغ می کردند، دست به شمشیر برده و به امید جهاد با کفار شروع به قدرت گیری کرده بودند. شکوه دوباره ایرانیان ایران پس از مغولان دچار هرج و مرج بی سابقه ای می شود. از هر شهری حاکمی برای خود علم استقلال بلند می کند. تقریبا حکومت یکپارچه ای وجود ندارد، در این وضعیت شاگردان «شیخ صفی الدین اردبیلی» که سال ها بود در نهان و آشکار عقاید او را تبلیغ می کردند، دست به شمشیر برده و به امید جهاد با کفار شروع به قدرت گیری کرده بودند. سرانجام قبایلی که از چندی قبل خود را «قزلباش» (سرخ سر) می خواندند، با «اسماعیل»، نواده شیخ صفی بیعت می کنند و اسماعیل هم از ضعف رقبا استفاده می کند و یک به یک آن ها را کنار می زند، تا این که در 188 شمسی در اردبیل پس از شکست همه رقبا، تاجگذاری می کند. تشکیل سلسله صفوی بعد از قرن ها از ورود مسلمانان، بازسازی استقلال ایرانیان در قالب مذهب (تشیع) و ملیت (تمرکز بر ایران) بود. از طرفی این دوران آغاز عصر رابطه جدی ایران و غرب است. سفر خود را ابتدا از تبریز، اولین پایتخت «صفویان» آغاز کنید، سپس به اردبیل، مرکز معنوی و تبلیغاتی آن ها بروید، پس از آن به قزوین دومین پایتخت رفته، بعد از آن با دیدن اصفهان که در زمان صفویان در اوج شکوه و عظمت بود، سفر را به پایان برسانید. 1- تبریز این شهر نخستین پایتخت صفویان بود. بنابراین دیدن آن قطعا خالی از لطف نیست. پیش از صفویان هم چندین دهه پایتخت حکومت های مختلف بود و آثار مهمی در تبریز هستند که صفویان بعدها از آن ها برای ساخت دیگر بناهای شان الهام گرفتند. مانند «میدان صاحب آباد». تبریز برای ساخت نقش جهان یا مقبره «جواجه علی سیاه پوش» از اجداد شاه اسماعیل بنیانگذار صفویان که نقش مهمی در شکل گیری سپاه قزلباش داشت. 2- بقعه شیخ صفی الدین اردبیلی شهر اردبیل در زمان صفویان از اهمیت ویژه ای برخوردار بود و به آن «دارالامان» (جایی که گناهکاران امان داده می شدند) می گفتند؛ دلیل آن هم وجود آرامگاه شخی صفی الدین اردبیلی در این شهر بود. معروف بود که شاه عباس از چند فرسخی چکمه های جنگی را از پایش بیرون می آورد و برای زیارت به این بقعه می آمد. به جز این، کنار این آرامگاه، محل دفن قزلباشان ایرانی جنگ چالدران است که فداکارانه در مقابل عثمانی جنگیدند. بقعه شیخ صفی، کتابخانه ارزشمندی داشت که در جریان عهدنامه ترکمانچای به روسیه منتقل شد. این بقعه امروز در شهر اردبیل واقع است. 3- عمارت کلاه فرنگی (چهل ستون قزوین) پس از جنگ های «شاه تهماسب» با عثمانی و اشغال تبریز به دست آنان، او پایتخت را به قزوین منتقل کرد تا از مرزها دورتر باشد. شاه تهماسب مجموعه ای از بناها و کاخ ها را در شهر ساخت که امروز عمارت کلاه فرنگی (در زبان عامیانه مردم) یا همان «چهل ستون» قزوین تنها کاخ باقیمانده آن زمان است. نخستین خیابان ایران هم در همین قزوین و مخصوص عمارت کشیده شد. نقشه های عمارت چهل ستون قزوین به شکل شطرنجی است. عمارت چهل ستون در میدان آزادی قزوین قرار دارد. 4- میدان نقش جهان در محل میدان کنونی «نقش جهان» که به نام رسمی «میدان امام خمینی (ه)» شناخته می شود، پیش از آن که اصفهان توسط «شاه عباس اول» به پایتختی بزگریده شود، باغی وجود داشت که «نقش جهان» نام داشت و حاکمان قبلی، از حیاط پشت محل فعلی عالی قاپو به عنوان جایگاه اعدام استفاده می کردند. اما به نظر می رسد هوای خوب نقش جهان دل شاه عباس را برد و آن را تبدیل به میدانی کرد که امروز شناسنامه و نماد اصفهان است. برای پیدا کردنش کار سختی ندارید. به اصفهان که رسیدید تنها آدرسش را بپرسید. 5- عالی قاپو در قدیم وعهد صوفی به آن «دولتخانه» می گفتند. شکل آن هم به شکل فعلی نبود و بسیار ساده تر بود، بنایی بود بازمانده از گذشته که شاه عباس آن را تکمیل کرد و حتی شاهان پس از او آن را ادامه دادند. در «عالی قاپو» تعداد زیادی از مینیاتورهای «رضا عباسی» و گچ بری های بسیار زیبا و ظریف وجود دارد که برای نواختن موسیقی بوده است. این بنا در ضلع غربی میان نقش جهان قرار دارد. 6- مسجد شیخ لطف الله درست رو به روی عالی قاپو، «مسجد شیخ لطف الله» قرار دارد. مسجد شیخ لطف الله توسط معمار برجسته آن زمان اصفهان، استاد «محمدرضا اصفهانی» ساخته شد و شاه عباس آن را به محلی برای تدریس پدر همسرش «شیخ لطف الله جبل عاملی» تبدیل کرد. این مسجد کاشیکاری های بسیار منحصر به فرد با رنگ های بدیع دارد. 7- مسجد امام خمینی (ره) (مسجد جامع عباسی) مسجدی که ساخت آن در بیست و چهارمین سال سلطنت شاه عباس اول آغاز شد، ولی نتوانست پایان آن را ببیند.این مسجد در ضلع جنوبی میدان نقش جهان قرار دارد و معمار آن استاد «علی اکبر اصفهانی» بود. قبله یابی این مسجد توسط «شیخ بهایی» انجام شد و تنها هفت درجه با جهت قبله اختلاف زاویه دارد. معماری این مسجد طوری بود که امروز هم حتی بدون هیچ وسیله پخش صدا، به راحتی صدای سخنران در مسجد پخش می شود. 8- چهل ستون باشکوه ترین کاخ بازمانده دوران صفوی که برای مهمانی ها و جشن ها استفاده می شد. این کاخ به سبک باغ ایرانی ساخته شده؛ در مقابل آن استخری بزرگ قرار دارد و اطرافش را باغی وسیع محاصره کرده است. در داخل چهل ستون، نقاشی هایی از شاهان صفوی وجود دارد. هر چند بعدها «نادرشاه افشار» هم نقاشی هایی از خود به آن ها اضافه کرد. این کاخ تزیینات بسیاری داشت که در زمان «قاجار» بسیاری از آن ها از میان رفت. قسمت چهارم ادامه دارد ...
  6. مسیر سوم؛ سلجوقیان پیشنهادهای نوروزی برای یک سفر تاریخی پس از اسلام موج مهاجرت اقوام ترک موسوم به «غو» (اوغوز) به داخل فلات ایران آغاز شد. نتیجه این مهاجرت ها، تاسیس سلسله هایی ترک تبار در ایران بود. بزرگترین این سلسله ها «سلجوقیان» بودند که موسس آن ها «طغرل بیک» بود. یکی از دوران اوج شکوفایی پس از اسلامی پس از اسلام موج مهاجرت اقوام ترک موسوم به «غو» (اوغوز) به داخل فلات ایران آغاز شد. نتیجه این مهاجرت ها، تاسیس سلسله هایی ترک تبار در ایران بود. بزرگترین این سلسله ها «سلجوقیان» بودند که موسس آن ها «طغرل بیک» بود. طغرل ابتدا سلطان مسعود غزنوی را در جنگ دندانقان شکست داد و سپس نام اسلامی «رکن الدین ابوطالب» را برای خود برگزید و پس از آن طبق سنت آن زمان به نام خلیقه عباسی وقت خطبه خواند تا سلطنتش مشروعب اشد. مرکز حکومت سلجوقیان در ابتدا نیشابور بود، اما «ملکشاه سلجوقی» بزرگ ترین پادشاه سلجوقی، به کمک وزیر دانایش، «خواجه نظام الملک توسی»، این امپراتوری را به منتهای وسعت خود رساند و پایتخت را به اصفهان منتقل کرد. دوره سلجوقی دوران بسیار مهمی در تاریخ ایران است، پیش از دوران سلجوقی به جز چند سلسله محدود مانند «آل بویه» یا «سامانیان»، به دلیل کشاکش های سیاسی یا شورش های مختلف چندان فرصتی برای آّبادانی شهرها نبود، اما در عصر سلجوقی به خصوص در مزان ملکشاه، شهرهای بسیاری در ایران آباد شدند. برای سفر تاریخی سوم، ابتدا از نخستین پایتخت سلجوقیان یعنی نیشابور مسیر خود را آغاز کنید، پس از آن با رفتن به سمت غرب و شهر ری و قزوین، دیگر آثار سلجوقی را ببینید. در انتها هم به اصفهان پایتخت اصلی سلجوقیان بروید و مهم ترین آثار سلجوقی را مشاهده کنید. 1- شهر کهن نیشابور شهری که دز نزدیکی شهر فعلی نیشابور قرار دارد. این شهر به معنای واقعی، در تاریخ گم شده است، چرا که پیش از حمله مغول تقریبا بزرگ ترین شهر ایران بود. با ورود مسلمانان به ایران بر وسعت و جمعیت آن هم افزوده شد. ولی با حمله مغولان به طور کامل ویران شد و تمام سکنه آن قتل عام شدند تا از شهر فرار کردند. بازمانده های این شهر که میراث دوره سلجوقی است، تنها برای باستان شناسان قابل مشاهده است. 2- برج طغرل از روزگار باستان، ری یکی از مهم ترین و بزرگ ترین شهرهای ایران بوده است. طغرل موسس سلسله سلجوقی در این شهر درگذشت و بازماندگانش تصمیم گرفتند با توجه به اهمیت ری، او را در همین شهر دفن کنند. مقبره ای در ری قرار دارد به نام برج طغرل که مشهور است محل دفن اوست، اما میان مورخین اختلاف نظر زیادی در این باره وجود دارد. این برج در کنار قبرستان ابن بابویه در شهر ری، در جنوب شهر تهران است. 3- مسجد جامع قزوین این مسجد، یکی از بزرگ ترین مساجد ایران است. در منابع تاریخی گفته شده که بنای آن روی یک آشتکده ساخته شده است. ساخت این مسجد به دستور «هارون الرشید» و در سال 192 هجری قمری آغاز شد، بنابراین یکی از قدیمی ترین مساجد ایران و جهان اسلام است، اما بعدها رو به تخریب رفت تا در زمان «امیرخمار» وزیر ملکشاه سلجوقی، به شکل کامل بازسازی شد و نمادهای معماری سلجوقی به طور کامل در آن دیده می شود. 4- مسجد جامع اصفهان یکی از بناهای بی نظیر تاریخ معماری ایران که ساخت آن به پیش از دوره سلجوقی می رسد، اما اوج بلوغ معماری آن، در زمان سلجوقیان است. این مسجد مهم ترین نمونه معماری سبک رازی در معماری ایران است. بعدها افرادی چون «سلطان الجایتو» مغول و .... تزییناتی به مسجد اضافه کردند، ولی شاکله بنا همان بود که در عصر سلجوقی ایجاد شد. این مسجد در کنار میدان کهنه اصفهان (میدان امام علی (ع) امروز) قرار دارد. افراد معروفی چون علامه مجلسی هم در این مسجد مدفون هستند. 5- دارالبطیخ خاجه نظام الملک توسی، 29سال وزارت ملکشاه سلجوقی را برعهده داشت. با این که از قدرت و شوکت او افسانه ها نوشته اند، ولی سرانجام به دست یاران «حسین صباح» به قتل رسید. علاقه ملکشاه به او به حدی بود که وقتی او به قتل رسید، وصیت کرد پس از مرگش کنار او دفن شود. «دارالبطیخ» نام یکی از کوچه های محله احمدآباد اصفهان است که قبور خواجه نظام الملک توسی، «محمود بن ملکشاه» و «ترکان خاتون» همسر ملکشاه، در مقبره آن جای دارد. 6- مجموعه امامزاده اسماعیل (ع) مجموعه «امامزاده اسماعیل (ع)» و «آرامگاه شعیای نبی (ع)» در میانه شرقی خیابان هاتف (قدیمی ترین بخش شهر اصفهان که بازمانده منطقه باستانی یهودیه است)، شامل یک چهارسوق، آرامگاه و مسجد شعیای نبی (ع)، امامزاده اسماعیل (ع)، مناره سلجوقی و حزوه علمیه است. این مکان از بقایای بخش یهودیه در اصفهان پیش از اسلام است و شکل گیری اولیه این بنا مربوط است به بنای آرامگاه «شمعیا» یا «شعیای نبی (ع)» که از پیغمبران قوم یهود بود و از نوادگان «یهودا» ، «پسر یعقوب نبی (ع)» است. قسمت سوم ادامه دارد ...
  7. Amir

    ونیز آلمانیها را ببینید

    این منطقه کم ارتفاع که در آن رودخانه و صد‌ها آبراه در میان مراتع و جنگل‌های بکر جریان دارد یکی از زیباترین و سرسبزترین مقاصد تفریحی آلمان است. در صد کیلومتری جنوب شرقی برلین در ایالت براندنبورگ، منطقه تفریحی اسپریوالد قرار دارد. این منطقه کم ارتفاع که در آن رودخانه و صد‌ها آبراه در میان مراتع و جنگل‌های بکر جریان دارد یکی از زیباترین و سرسبزترین مقاصد تفریحی آلمان است. این منطقه در آخرین عصر یخبندان از عقب نشینی یخچال‌های طبیعی به وجود آمد. همان طور که یخچال‌ها ذوب و ناپدید شدند، شبکه ظریفی از جریان‌ها در میان جزایر ماسه‌ای و رسوبی کوچک پدید آمد. در طول زمان، رسوبات تالاب‌های مسطحی با جنگل‌های انبوه کاج، توس، بید، بلوط، توسکا و ... شکل دادند. هزاران سال است که اسپریوالد مورد سکونت قرار گرفته است. بین قرن دوم و پنجم، قبایل آلمانی در اینجا زندگی می‌کردند. در قرن ششم، اولین مهاجران اسلاو وارد اینجا شدند و مناظر طبیعی را به مناظر کشاورزی تبدیل کردند. امروزه جزایر ماسه‌ای کوچک محل قرار گیری مزارع و خانه‌های مسکونی هستند. هر خانه و هر مزرعه بندر کوچک خود را دارد و یک قایق که با آن محصولات جابجا و بچه‌ها به مدرسه برده می‌شوند. این شهر مقصد مناسبی برای یک سفر یکروزه از برلین است و بازدیدکنندگان به پیاده روی، ماهیگیری قایقرانی و کایاک سواری در شبکه وسیع آبراه‌های آن می‌پردازند. قایقرانی و پارو زنی یکی از محبوبترین فعالیت‌های این منطقه است، اما جاهای دیدنی مثل کلیساها، قلعه‌ها و موزه هم در آن وجود دارد.
  8. آلمان را با می توان با غذا، سوسیس، جدیت مردم، پیاده‌روی، قلعه‌ها و مهمانی‌ها و ... به یاد آورد. هنر زنده و موسیقی در برلین، کلیسا‌های جامع، قلعه‌ها، جنگل‌های زیبا در غرب و کوه‌های آلپ در جنوب این کشور و شهر‌های تاریخی در سراسر کشور، مکان‌های دیدنی این کشور هستند. آلمان را با می توان با غذا، سوسیس، جدیت مردم، پیاده‌روی، قلعه‌ها و مهمانی‌ها و ... به یاد آورد. هنر زنده و موسیقی در برلین، کلیسا‌های جامع، قلعه‌ها، جنگل‌های زیبا در غرب و کوه‌های آلپ در جنوب این کشور و شهر‌های تاریخی در سراسر کشور، مکان‌های دیدنی این کشور هستند. مردم آلمان عموما افرادی جدی شناخته می‌شوند. با وجود جدیت، یکی از مهربان‌ترین مردم اروپا هستند. آلمانی‌ها به سردی چیزی که نشان می‌دهند، نیستند. آلمان کشوری بزرگ است که چیز‌های زیادی با هزینه‌ی مناسب برای عرضه به مسافران دارد. اما نکته مهمی که باعث کاهش هزینه خرید بلیط پرواز خارجی می‌شود تهیه بلیت هواپیما از وب سایت‌های معتبر و دارای صلاحیت خرید و فروش بلیط هواپیما و بلیط قطار است. 1- اگر می‌خواهید هزینه کمتری را برای هر شب اقامت داشته باشید، به دنبال هتل‌های مشهور نباشید، هزینه این هتل ها 50 یورو به ازای هر شب است. به جای آن می‌توانید از متل استفاده کنید هزینه هر شب اقامات در متل حدود 10 تا 30 یورو است. در مجموع هزینه هر شب اقامت در آلمان از سایر کشورهای اروپایی کمتر است. 2- غذا در آلمان بسیار ارزان است. شما می‌توانید با پرداخت ۲ تا ۴ یورو از دست‌فروشان غذا تهیه کنید (سوسیس پخته و سوسیس خام و پر از ادویه). ساندویچ‌های از قبل آماده شده ۵ یورو هستند و برای فست فود باید نزدیک به ۷ یورو پرداخت کنید. تنها با پرداخت ۵ یورو می‌تونید غذا‌های ترکی، خاورمیانه‌ای و آسیایی تهیه کنید. اگر بخواهید خودتان غذا درست کنید، هزینه‌ی مواد اولیه برای یک هفته بین ۳۵ تا ۶۵ یورو می‌شود. 3- قطار‌های تندرو در آلمان گران هستند. برای سفر از برلین به مونیخ با این قطار‌ها باید ۱۸۰ یورو پرداخت کنید. هزینه‌ی اکثر قطار‌های درون شهریِ درجه دو بین ۴۰ تا ۷۰ یورو است. استفاده از قطار‌های محلی یا اتوبوس‌های شبانه ارزان‌تر خواهد بود. هزینه‌ی سیستم حمل و نقل شهری بین ۱ تا ۳ یورو برای هر بلیت یک‌نفره است. 4- هزینه‌ی موزه‌ها بین ۱ تا ۱۵ یورو است و برای تور‌های دوچرخه‌سواری و قایق‌سواری روی رودخانه بین ۲۴ تا ۴۰ دلار باید پرداخت کنید. اکثر تور‌های شهری بین ۱۲ تا ۲۵ یورو هستند. هزینه‌ی اجاره‌ی دوچرخه ۱۸ یورو برای هر‌ روز است. مکان های دیدنی در آلمان را بشناسید 1- در برلین گردش کنید پایتخت آلمان، شهری با موزه‌های زیبا، تاریخ غنی و بهترین تفریحات شبانه در اروپا است. از موزه‌ها تا هنر و از موسیقی تا غذای ارزان، همه و همه به جذابیت‌های این شهر می‌افزایند. برلین شهری شگفت‌انگیز است و یکی از ارزان‌ترین پایتخت‌های اروپا محسوب می‌شود. 2- مونیخ مونیخ شهری ساکت و اعیانی است. مونیخ با خیابان‌های کوچک، غذا‌های فوق‌العاده، پارک‌های زیبا و قصر سلطنتی، شهری غوطه‌ور در تاریخ است. یکی از گران‌ترین شهر‌های آلمان است، اما مکان‌های زیبا و شهر‌های بایرن این استان، مونیخ را به شهری مناسب برای سفری یک روزه تبدیل کرده است. 3- در جنگل سیاه پیاده‌روی کنید این جنگل که در نزدیکی مرز فرانسه واقع شده، به دلیل وجود درخت‌های کاج به رنگ سبز تیره، به جنگل سیاه معروف است. امکان پیاده‌روی و گردش تا صد‌ها مایل وجود دارد. در میانه‌ی راه می‌توانید در شهر‌هایی که برای ساعت‌ دیواری‌های زنگ‌دار و غذا‌های محلی مشهور هستند، توقف کنید. این‌جا مکانی است که در پاییز بسیار دیدنی است. 4- از رودخانه‌ی کنستانس (Constance) دیدن کنید این رودخانه که در جنوب غربی آلمان و در مرز سوئیس و اتریش قرار دارد، رودخانه‌ی کنستانس، بزرگ‌ترین رودخانه‌ی آب تازه در آلمان است. منطقه‌ی اطراف رودخانه تا پایین دره‌ی راین، آب و هوایی معتدل و دل‌پذیر دارد. زمین‌های حاصلخیز، این منطقه را به مهم‌ترین ناحیه‌ی تولید میوه در کشور تبدیل کرده است. 5- پارک ملی برشتسگادن (Berchtesgaden National Park) این پارک ملی بهشتی در منطقه‌ی آلپ با جنگل‌های با‌شکوه، سراشیب‌های سنگی، رودخانه‌های کریستالی، روستا‌های زیبا و چمنزار‌های سرسبز است. تنها شما هستید و صدای آواز پرندگان، زنگوله‌ی گاو‌ها. در این مناظر زیبا می‌توانید به پیاده‌روی پرداخته یا دوچرخه سواری کنید. 6- از شهر تری‌یر (Trier) دیدن کنید تری‌یر قدیمی‌ترین شهر آلمان است. این شهر با تاریخ ۲۰۰۰ ساله‌ی خود، خانه‌ی شش امپراطور رم بوده و باقیمانده‌های باستانی و تأثیر‌گذاری در این شهر وجود دارند. یکی از این باقی‌مانده‌های تاریخی، در سیاه است که زمانی قسمتی از دیوار شهر بوده است. 7- از شهر درسدن (Dresden) دیدن کنید در میان گنجینه‌ها، ساختمان‌های بلند و زیبایی ناموزون این شهر که در کنار رود البه (Elbe River) قرار گرفته، گردش کنید. این شهر پس از جنگ به‌طور کامل بازسازی شد و امروز یکی از بزرگ‌ترین مراکز تفریحات شبانه برای جوانان است. 8- یک روز را در کلن بگذرانید شهری تاریخی با کلیسای جامع بسیار بزرگی است. در راه رفتن به هلند یا بازگشت از آن‌جا، کلن بهترین مکان برای توقف در غرب آلمان است. خود کلیسا به تنهایی نیز ارزش دیدن دارد، زیرا کلیسای بسیار بزرگی است. 9- از قلعه‌ی نیسوانستاین (Neuschwanstein Castle) دیدن کنید قلعه‌ای مربوط به قرن ۱۹ میلادی است که روی تپه‌ای در نزدیکی فوسن (Füssen) قرار دارد. این قصر توسط پادشاه دیوانه‌ی بایرن یعنی لودویگ دوم (Ludwig II) به‌عنوان خانه‌ای برای ریشارد واگنر (Richard Wagner) ساخته شد. این قصر به عنوان مدلی برای قصر دیزنی استفاده شد. 10- از شهر فرانکفورت دیدن کنید فرانکفورت شهر دیگر آلمان است که پر از رستوران‌های مختلف، مکانهای تاریخی و جاذبه‌هایی است که روح هر بیننده را تازه می‌کند. سالن نمایش خیلی بزرگی در این شهر وجود دارد ـ یکی از بزرگ‌ترین سالن‌های نمایش در دنیا ـ و چندین موزه‌ی علمی که می‌توانید با دیدن آن‌ها اوقاتی خوش داشته باشید. فرانکفورت در مقایسه با دیگر شهر‌های آلمان شهری ارزان و همچنین دارای فرودگاهی بزرگ و مجهز است. 11- از پارک المپیک مونیخ دیدن کنید این ورزشگاه بزرگ که در مونیخ واقع شده، در ابتدا برای برگزاری بازی‌های المپیک در سال ۱۹۷۲ ساخته شد. در بالای این ورزشگاه، بزرگ‌ترین سقف جهان قرار دارد که بیش از ۷۰۰۰۰۰ فوت است. رستورانی فوق‌العاده در این‌جا وجود دارد و تور‌های بازدید از این پارک بسیار عالی هستند. همچنین موزه‌ی بی.ام.دبلیو در نزدیکی این‌جا است. 12- به قلعه‌ی کلدیتز (Schloss Colditz) بروید این قلعه‌ی دوره‌ی رنسانس، تاریخی طولانی و عجیب دارد. در دوره‌‌های مختلف تاریخی از این قلعه به عنوان مکان‌های مختلف مثل محل شکار، گداخانه و حتی بیمارستان روانی استفاده شده است. از این قلعه در دوران جنگ جهانی دوم به‌عنوان زندان استفاده می‌شد و همین دلیل اصلی شهرت آن است. همچنین موزه‌ای درون این قلعه وجود دارد. 13- باغ وحش هاگن‌بک (Tierpark Hagenbeck) در این باغ وحش با مساحت ۲۴۲۰۰۰ متر مربع، بیش از ۲۵۰۰ حیوان زندگی می‌کند. این باغ وحش علاوه‌بر جاذبه‌های کلاسیک، خانه‌ی حیوانات خانگی و اهلی نیز است و خط آهن مینیاتوری، اسب‌های کوچک، زمین بازی فوق‌العاده مخصوص کودکان و باغی ژاپنی برای بزرگسالان از جمله جاذبه‌های این باغ وحش هستند. این باغ وحش در شهر هامبورگ واقع است.
  9. باندونگ زمانی به‌عنوان پاریس جاوا شهرت داشت؛ شهری كه تمام زیبایی‌ها و شگفتی‌های اندونزی را یكباره در خود جای داده است. بهترین گالری‌های اندونزی به‌ویژه گالری‌های صنایع‌دستی و هنری در این شهر جمع شده‌اند و اگر كمی اهل ماجراجویی در خوردن باشید، می‌توانید غذاهای عجیب و غریبی در چرخ دستی فروشنده‌های خیابانی آن بیابید. باندونگ با معماری خیره كننده، فرهنگ كافه‌نشینی پرشور و چشم‌انداز زیبای كوه‌های پارایانگون كه شهر را احاطه كرده، شهر بی‌نظیری در اندونزی است. باندونگ زمانی به‌عنوان پاریس جاوا شهرت داشت؛ شهری كه تمام زیبایی‌ها و شگفتی‌های اندونزی را یكباره در خود جای داده است. بهترین گالری‌های اندونزی به‌ویژه گالری‌های صنایع‌دستی و هنری در این شهر جمع شده‌اند و اگر كمی اهل ماجراجویی در خوردن باشید، می‌توانید غذاهای عجیب و غریبی در چرخ دستی فروشنده‌های خیابانی آن بیابید. گردش در بازارهای رنگارنگ و ارزان قیمت شهر اگر برای‌تان هیجان‌انگیز نیست، باید سری به كوه‌های اطراف و چشمه‌های آبگرم طبیعی بزنید تا آدرنالین خون‌تان افزایش یابد. باندونگ سومین شهر پهناور اندونزی است كه حدود هشت میلیون نفر جمعیت دارد. موقعیت جغرافیایی شهر كه 750 متر بالاتر از دریا واقع شده موجب شده كه آب و هوای شهر در اكثر فصل‌های سال مساعد باشد. شاید یكی از دلایل علاقه شدید هلندی‌ها به استعمار این سرزمین همین آب و هوای خنك آن بوده باشد. از دوران استعماری میراث ارزشمندی هم به جای مانده كه در معماری و خیابان‌های شهر قابل تشخیص است. ویلا ایزولا(Villa Isola) با چشمه‌ها و باغ‌های خیره‌كننده و گدونگ مردكا محل برگزاری نخستین كنفرانس آفریقا- آسیا، تنها دو نمونه درخشان از این نوع معماری است. باندونگ با مراكز فرهنگی متعدد، هنرمندان و روشنفكران آگاه و كافه‌هایی كه بحث‌های فرهنگی در آن داغ است، برای كسانی كه به‌دنبال كشف فرهنگ‌های نوین هستند، جذابیت دارد. اگر به خرید علاقه دارید و از غذاهای جدید استقبال می‌كنید، اگر به‌دنبال كشف قله‌های آتشفشانی هستید ‌ یا حتی اگر چشمه‌های آب‌گرم و كشتزارهای چای برای‌تان جذابیت دارد باید به باندونگ سفر كنید. چگونه برویم؟ اندونزی پیش از این یکی از کشورهایی بود که قبل از سفر نیاز به ویزا نداشت وایرانی‌ها می‌توانستند در فرودگاه‌های آن تقاضای ویزا کنند‌ اما این قانون تغییرکرده واکنون صدور ویزا در فرودگاه‌های اندونزی متوقف شده ‌است. بنابراین شما باید برای درخواست ویزای اندونزی به سفارتخانه ‌این کشور واقع درخیابان قائم مقام فراهانی مراجعه کنید و این مدارک را همراه خود داشته ‌باشید: اصل گذرنامه با دستكم هفت ماه اعتبار از زمان پرواز، دو قطعه عکس رنگی زمینه سفید جدید، گواهی اشتغال به کار و پرینت حساب بانکی هردو به زبان انگلیسی، کپی شناسنامه و کارت ملی. هزینه صدور ویزای گردشگری اندونزی 75 دلار است. برای سفر به باندونگ می‌توانید از خطوط هوایی امارات، بحرین، ایرفلوت روسیه و اطلس جت ترکیه استفاده کنید. تقویم سفر بهترین زمان برای بازدید از باندونگ فصل خشك است كه از تیر ماه آغاز می‌شود و در شهریور پایان می‌یابد. در این ماه‌ها احتمال كمتری برای بارش‌های سنگین وجود دارد. بنابراین می‌توانید به آسانی از جاذبه‌های طبیعی اطراف شهر دیدن كنید. در فصل خشك دمای هوا عموما حدود 23 درجه است. به‌طور كلی آب و هوای باندونگ موسمی گرمسیری است‌؛ یعنی تابستان‌های گرم و مرطوب و زمستان‌های خنك و دلپذیری دارد. با توجه به اینكه باندونگ در نزدیكی خط استوا و در یك مكان مرتفعی واقع شده تنوع آب و هوایی چندانی ندارد. بنابراین شما می‌توانید با خیال راحت در تابستان این شهر را به‌عنوان مقصد گردشگری خود انتخاب كنید. امان از مینی‌بوس‌ها! گردش در باندونگ تاحدودی پیچیده و خسته کننده است، خصوصا برای تازه واردها. هیچ سامانه حمل و نقل سریعی مانند مترو یا تراموا در این شهر وجود ندارد و مردم محلی برای تردد در شهر غالبا از مینی‌بوس‌های عمومی کوچک که به آنگ‌کوت(angkot) شهرت دارند، استفاده می‌کنند. آنگ‌کوت در لغت به معنای حمل و نقل شهری است که بسیار شلوغ و در واقع برای گردشگران غیر قابل استفاده است. هیچ نقشه‌ای برای مشخص کردن مسیر این مینی‌بوس‌ها وجود ندارد و نکته عجیب‌تر اینکه مردم محلی تمام مسیرها را به ذهن‌شان سپرده‌اند. بنابراین اگر می‌خواهید از این وسیله برای گردش در شهر استفاده کنید بهتر است از راهنمای تور خود و یا مسئول هتل در مورد مسیرها سوال کنید. با این وصف، اگر از خیر سوار شدن به مینی بوس‌های محلی گذشتید تاکسی بهترین وسیله برای گردش در شهر است. اکثر تاکسی‌های شهر از تاکسی متر استفاده می‌کنند، اما اگر راننده تاکسی متر را روشن نکرد می‌توانید به آسانی از ماشین پیاده شوید و سراغ تاکسی دیگری بروید. در باندونگ با توجه به کوچکی خیابان‌ها و کمبود فضا کمتر می‌توان تاکسی در خیابان پیدا کرد و شما باید تلفنی تاکسی خود را سفارش دهید که راه امن‌تری هم به شمار می‌رود. جشنواره موسیقی رمضان اندونزی پرجمعیت‌ترین کشور اسلامی است؛ یعنی 90 درصد مردم آن مسلمان هستند.بنابراین تجربه ماه مهمانی خدا در این کشور می‌تواند یکی از تجربیات جذاب و به یادماندنی سفرتان باشد. بسیاری از مردم شهرهای اطراف به واسطه هوای دلپذیر باندونگ رمضان را در این شهر سپری می‌کنند که این به معنای گران شدن هتل‌ها است. آغاز رمضان را در این شهر می‌توانید از شنیدن صدای طبل‌ها از مساجد بفهمید . در طول این ماه انواع جشنواره‌ها برای بزرگداشت ماه خدا برگزار می‌شود.‌ «ابهم» ‌که شیرینی معروف رمضان در اندونزی است، در باندونگ هم طرفداران بسیاری دارد. جشنواره جوان مسلمان یکی دیگر از جشنواره‌های محبوب شهر است که با حضور جوانان روزه‌دار برگزار می‌شود. جشنواره پوشاک و مد رمضان هم یکی دیگر از رویدادهای معروف شهر در روزهای رمضان محسوب می‌شود. تخفیف‌های استثنایی دراین ماه در اکثر فروشگاه‌های باندونگ وجود دارد که با عید فطر به اوج خود می‌رسد. 10 روز پایانی ماه رمضان را مردم باندونگ به همراه سایر شهرهای اندونزی به شب زنده‌داری و دعاخوانی می‌گذرانند. جشنواره موسیقی صدای رمضان هم که با شعرها و موسیقی دینی همراه است در باندونگ با حضور پر شور جوانان برگزار می‌شود. بهترین مکان اقامت در باندونگ شما می‌توانید در هتل‌های بین‌المللی با استانداردهای مناسب اقامت كنید و اگر اهل ماجراجویی و سفر ارزان هستید انواع هتل آپارتمان‌ها و هاستل‌ها در دسترس شما هستند. گزینه مناسب هتل دیلی هوم(Daily Home) یكی از بهترین گزینه‌ها برای اقامت در باندونگ است؛ هتل آپارتمانی كه دارای استخری در فضای باز است و چشم‌انداز زیبایی به كوه‌های ویلا ایزولا كه در دو كیلومتری هتل واقع شده دارد. در این هتل اینترنت پر سرعت رایگان در دسترس مسافران است و هر اتاق مجهز به آشپزخانه، یخچال و حمام خصوصی است. برای یك شب اقامت در این هتل باید 115 دلار بپردازید. محبوب هتل اینتركنتیننتال(InterContinental) باندونگ با استخر زیبا، فضای سبز دلنشین و مركز تندرستی یكی از گزینه‌های محبوب اقامت در شهر محسوب می‌شود. در این هتل اینترنت رایگان در دسترس مسافران است و در مركز تناسب اندام آن می‌توانید تمرینات ورزشی خود را ادامه دهید. اتاق‌‌های این هتل به شكل رنگارنگی تزئین شده و مجهز به دستگاه تهویه هوا و تلویزیون صفحه تخت هستند. برای یك شب اقامت در این هتل باید 106دلار بپردازید. در دسترس هتل ایندا پارایانگان(EndahParahyangan) تنها 10دقیقه با ماشین از فرودگاه فاصله دارد و دارای كافی‌شاپی است كه 24ساعته به مهمانان خدمت‌رسانی می‌كند. در این هتل امكان دسترسی به اینترنت و پاركینگ رایگان برای مهمانان فراهم است. اتاق‌های هتل با كف چوبی و موكت تزئین شده و مجهز به تلویزیون و دستگاه تصفیه هواست. برای اقامت در این هتل باید شبی 40 دلار بپردازید. باندونگ مدرن در هتل یوكوتل(Yokotel) یك لابی مدرن آماده خوشامدگویی به مهمانانی است كه دوست دارند باندونگ زیبا و مدرن را تجربه كنند. اتاق‌های هتل گرچه بزرگ نیستند‌ اما به زیبایی تزئین شده‌اند و تمیز هستند. دستگاه چای‌ساز در تمام اتاق‌ها قرار گرفته و علاوه بر این، دسترسی به مناطق دیدنی شهر بسیار آسان است. برای اقامت در این هتل باید شبی 25 دلار بپردازید. هر چه می‌خواهید توت فرنگی بچینید! برایان کو: باندونگ که با کوه‌های آتشفشانی احاطه شده به واسطه طبیعت زیبا و محیط اروپایی‌اش برای گردشگران آسیایی جذابیت ویژه‌ای دارد. شهری که مملو است از رستوران‌های زیبا، هتل‌های لوکس و کافه‌های دوست داشتنی. آب و هوای دلپذیر باندونگ باعث می‌شود فراموش کنید که در آسیای جنوب شرقی قرار دارید. دریاچه‌ها و کوه‌های منطقه در جغرافیای باندونگ تحولات بسیاری به وجود آورده‌اند. خیابان جین شاید اولین مکان گردشگری باشد که باید به آن سری بزنید؛ خیابانی که می‌توانید در آن انواع لباس‌های محلی و روز دنیا را با بهترین قیمت پیدا کنید. در این خیابان می‌توانید لباس‌های مورد نیاز خود را در طول سفرتان تهیه کنید؛ لباس‌های رنگارنگ با جنس عالی و قیمت مناسب. اگر اهل لباس‌های مدرن هستید، بهتر است سری هم به پاساژهای اطراف این خیابان بزنید. به هر حال خرید کردن یکی از لذت‌های سفر به باندونگ است. دهانه سفید مقصد دوم شماست؛ دهانه زیبای آتشفشان که اطراف آن دریاچه‌ای وجود دارد. در این مکان فکر بردن دستان خود را ‌به داخل آب از سرتان بیرون کنید؛زیرا املاح و مواد آب به قدری زیاد است که می‌تواند موجب آسیب رساندن به بدن شما شود. بعد از این نوبت سر زدن به مزرعه توت فرنگی است که با ماشین پنج دقیقه از دهانه سفید راه است. با ورودی معادل پنج دلار می‌توانید هر چقدر خواستید توت‌فرنگی بچینید و از گردش در مزرعه لذت ببرید. اسب سواری و قدم زدن در جنگل‌های اطراف شهر را هم نباید از دست بدهید. سفر به باندونگ برای کسانی که عاشق خرید، طبیعت و غذا هستند فرصت مناسبی فراهم می‌كند تا تمام این لذت‌ها را یک‌جا تجربه کنند. كافه‌نشینی هنگامی که در اندونزی صحبت از غذا می‌شود، همه یادی از باندونگ می‌کنند؛ شهری که برای غذا‌دوستان بهشت به حساب می‌آید. آب و هوای دلپذیر این منطقه موجب شده که مواد اولیه تازه و با طراوت در غذاها به کار رود. همچنین ظرافت آشپزی محلی غذاهای این سرزمین را متفاوت کرده است. در باندونگ رستوران‌ها هم پیشرفت حیرت‌انگیزی داشته‌اند. فرهنگ کافه‌نشینی امروز در باندونگ ‌ رایج است .بنابراین اگر دوست دارید از آداب و رسوم زندگی روزمره مردم سر در بیاورید بهتر است به رستوران‌ها و کافه‌ها بروید و با آنها هم لقمه شوید. اگر به دنبال یک رستوران با محیط هنری هستید پیشنهاد ما لانگ وانگی(lawangwangi) است که در حقیقت یک گالری هنری است که فضای خلاقانه‌ای برای سرو غذاهایش انتخاب کرده ‌. تراس این رستوران مشرف به یکی از زیباترین نماهای شهر است و شما می‌توانید در یک محیط آرام، از تپه مشرف به دره طعم لذیذ غذاهای محلی را بچشید. چایخانه اوزا (Oza Tea House) مکانی است که در آن چای کیسه‌ای تصویری دور از ذهن است. در اینجا برگ‌های تازه چای که از سراسر اندونزی جمع می‌شوند، شما را با طعم تازه‌ای از چای آشنا می‌کنند. اگر به دنبال طعم مشهور سوپ گاو اندونزی هستید بهتر است سری به داپور دهاپاتی(DapurDahapati) بزنید. رستورانی که در یک خانه هلندی کلاسیک واقع شده و سوپ مشهور محلی را با سس غلیظ خوشمزه‌ای سرو می‌کند. 72 ساعت در سومین شهر پهناور اندونزی در باندونگ شما با جاذبه‌های هیجان انگیز بسیاری روبه‌رو هستید؛ از سایت‌های تاریخی گرفته تا نقاط فرهنگی و طبیعت بكر محلی. گرچه بسیاری از فهرست‌های گردشگری بر نقاط خارج شهر تمركز دارند، اما خود باندونگ هم دیدنی‌های بسیاری دارد كه نباید از آنها غافل شد. بنابراین در سفرتان به باندونگ به فهرستی از جاذبه‌های گردشگری نیاز خواهید داشت تا بتوانید بهترین استفاده را از زمان خود ببرید. در ادامه تلاش شده تا فهرستی جامع از تمام دیدنی‌های باندونگ معرفی شود تا شما بتوانید از سفرتان بیشتر لذت ببرید. روز اول طبیعت گردی طبیعت شگفت انگیز باندونگ شما را با جلوه دیگری از جهان آشنا خواهد كرد. بازدید از دهانه‌های آتشفشانی و دریاچه‌های حیرت انگیز این شهر را از دست ندهید. دهانه سفید دهانه آتشفشانی كه به یك دریاچه زیبا منتهی می‌شود یكی از جاذبه‌های طبیعی اصلی باندونگ است. كاوا پوتیه(kawahputih) كه به دهانه سفید هم شهرت دارد در حدود 50كیلومتری جنوب باندونگ واقع شده است. پیشینه فعالیت این آتشفشان به حدود سال 1600برمی‌گردد. وجود دریاچه در اطراف دهانه نشان‌دهنده سامانه آتشفشانی نسبتا پایدار در این منطقه است. جنگل‌های انبوه پیرامون دریاچه برای پیاده روی و تماشای حیوانات و پرندگان مختلف مناسب است. آتشفشانی فعال تانگوبان پاراهو(tangkubanperahu) تنها دهانه در اندونزی است كه امكان رانندگی تا لبه آن وجود دارد. این آتشفشان فعال یكی از شگفت آورترین چشم‌اندازهای طبیعت را پیش چشمان‌تان قرار می‌دهد. شكل دهانه بر اثر تغییرات زمین شناسی به یك قایق معلق شبیه است. گازهای گوگرد اطراف دهانه آتشفشان آزار‌دهنده نیست و شما می‌توانید به آسانی اطراف آن قدم بزنید. آتشفشان در این منطقه موجب تغییرات بسیاری شده كه وجود زمین‌های حاصلخیز یكی از آنهاست. اگر دوست دارید از هوای دلپذیر لذت ببرید و چشم‌اندازی آتشفشانی را از نزدیك ببینید، نباید این نقطه را از دست بدهید. دریاچه عشق دریاچه پاتنگان(patengan) دریك نقطه توریستی درجنوب باندونگ واقع شده است. این دریاچه درارتفاع هزارو600متری بالاترازسطح دریاقرارداردوچشم‌اندازشگفت انگیزی رادربرابرچشمان تان قرارمی‌دهد. داستان‌های اسطوره‌ای نیزدرمورداین دریاچه درفرهنگ عامه مردم وجوددارد. بومی‌ها معتقدند كه بازدیدكنندگان این دریاچه عشق‌ جاودانی را تجربه خواهند كرد واگرزوجی باهم ازاین دریاچه بازدیدكنند عشق برای همیشه دردل‌های آنهازنده خواهدماند. روز دوم ماجراجویی باندونگ با مراكز تفریحی برای ماجراجویان جذابیت‌های بسیاری دارد. از خرید در خیابان مشهور شهر گرفته تا رفتن به پارك‌های تفریحی می‌تواند ماجراجویی شما را تحریك كند. شهربازی شهر بازی باندونگ یكی از بزرگ‌ترین شهربازی‌های دنیاست كه از نقاط تفریحی مناسب برای كودكان و بزرگسالان محسوب می‌شود. این شهربازی با بیش از 20وسیله تفریحی یك استودیو را هم در خود جای داده است. در این استودیو می‌توانید انواع شخصیت‌های كارتونی و ستاره‌های محبوب هالیوودی را بیابید؛ از مجسمه مرلین مونرو گرفته تا دیگر هنرمندان در این مكان وجود دارد. روستای فیل پارك تفریحی روستای فیل یكی ازمكان‌هایی است كه برای سرگرمی مردم شهروتوریست‌هاساخته‌شده‌است. دراین پارك می‌توانید انواع واقسام تفریحات از سواركاری و قایق‌سواری گرفته تا رانندگی با ‌ماشین‌های بوگی و‌ای تی وی(ATV) راتجربه كنید. پارك آبی این مجموعه نیز برای تمامی رده‌های سنی جذابیت دارد. پاریس جاوا خیابان براگا(Braga) كه در زبان محلی به‌معنای خیابان كوچك است، یكی از اصلی‌ترین نقاط تفریحی شهر به شمار می‌رود. این خیابان كه در مركز شهر واقع شده در دهه 1920شهرت یافت. براگا در حقیقت یك محیط كاملا اروپایی دارد و یكی از دلایلی است كه به باندونگ، پاریس جاوا می‌گویند. در كافه‌های این خیابان می‌توانید قهوه‌ای سفارش دهید و یا در فروشگاه‌های آن گشتی بزنید. روز سوم موزه گردی اگر به فرهنگ و تاریخ علاقه دارید باندونگ موزه‌های بسیاری در خود دارد كه بازدید از آنها برای‌تان جذاب خواهد بود. موزه زمین شناسی موزه زمین شناسی باندونگ به‌عنوان یكی از نمونه‌های میراث ملی اندونزی شناخته می‌شود كه در آن مجموعه‌های ارزشمندی از سنگواره‌ها، سنگ‌ها و مواد معدنی نگهداری می‌شوند. این مجموعه‌ها از آزمایشگاه‌ها و نقاط مختلف خاك اندونزی جمع‌آوری شده و در این موزه حفاظت می‌شوند. اگر به اطلاعاتی در مورد زمین شناسی، سنگواره‌های پیش از تاریخ، شهاب سنگی با 156كیلوگرم و جمجمه‌های فسیلی علاقه دارید باید سری به این موزه بزنید. موزه كنفرانس آسیایی آفریقایی محل برگزاری نخستین كنفرانس تاریخی آسیایی- آفریقایی امروز تبدیل به یك موزه شده است.در این كنفرانس كه در سال 1955برگزار شد و یكی از نقاط عطف در تاریخ جهان به شمار می‌رود، 29كشور آسیایی و آفریقایی برای گسترش صلح در زمان جنگ سرد در كنار یكدیگر قرار گرفتند. موزه ساز سنتی درسائونگ آنگ كلانگ(saungangklungudjo) گروهی ازكودكان بالباس‌های سنتی دریك خط ازبازدیدكنندگان درسالنی ازبامبوی سبز استقبال‌می‌كنند. خانه آنگ كلانگ یك مركزفرهنگی است كه ازساز‌ سنتی اندونزی رونمایی می‌كند. این ساز ازبامبو ساخته‌شده وبخشی ازفرهنگ روستایی این خطه را معرفی می‌كند. وقتی ساز را به‌طورمرتب تكان دهید صدای زیبایی ازآن به گوش می‌رسد. این مركزدرسال 1966به‌منظورحفاظت ازاین ساز بومی ساخته‌شد. دراین مكان یك مركزصنایع‌دستی بامبو وكارگاهی از كالاهای ساخته‌شده بااین گیاه وجود دارد.
  10. Top Sites Directory نام اسکریپتی تجاری می باشد که با استفاده از آن قادر هستید یک سیستم لیست وب سایت های برتر راه اندازی کنید. در این سیستم کاربران قادر هستند با ثبت وب سایت خود ، آن را به دیگران معرفی کنند. این اسکریپت فوق العاده دارای امکاناتی نظیر سئوی فوق العاده ، قابلیت دسته بندی وب سایت های ثبت شده ، قابلیت نمایش وب سایت های برتر بر اساس بازدید و همچنین سیستم امتیاز دهی به وب سایت می باشد. امکانات کلی اسکریپت را نام می بریم سیستم مدیریت قوی قابلیت ورود و عضویت کاربران قابلیت ثبت وب سایت توسط کاربر قابلیت تایید وب سایت توسط مدیر قابلیت ثبت بنر برای هر وب سایت قابلیت جستجوی وب سایت های ثبت شده قابلیت دسته بندی وب سایت ها قابلیت مشاهده وب سایت های برتر بر اساس بازدید قابلیت امتیاز دهی به وب سایت های ثبت شده و امکانات فراوان دیگر حجم فایل: 3.7 مگابایت پیش نمایش: پیش نمایش اصلی دانلود
  11. Website Worth Calculator نام اسکریپتی تجاری می باشد که به وسیله آن قادر هستید یک سرویس ارائه خدمات به وبمستر ها راه اندازی کنید. این اسکریپت قادر است با استفاده از الگوریتم های مختلف مانند رتبه در گوگل ، رتبه در الکسا ، و… قیمتی برای هر وب سایت تخمین بزند. از قابلیت های کلیدی این اسکریپت می توان به قابلیت : نمایش تصویر وب سایت نمایش آخرین وب سایت های تخمین زده شده نمایش آمار و اطلاعات کلی وب سایت در موتور های جستجو نمایش آمار بازدید از الکسا نمایش آمار و اطلاعات وب سایت در شبکه های اجتماعی وضعیت ویروسی بودن وب سایت و قابلیت نمایش مکان سرور اشاره نمود. این اسکریپت کاربردی همچنین دارای بخش خرید و فروش وب سایت می باشد و کاربران قادر هستند به خرید و فروش وب سایت های خود بپردازند. امکانات کلی این اسکریپت را نام می بریم. بررسی وب سایت ها به صورت Ajax تولید url برای هر وب سایت قابلیت بررسی قیمت وب سایت قابلیت بررسی وضعیت وب سایت در موتور های جستجو قابلیت بررسی وضعیت وب سایت در شبکه های اجتماعی قابلیت بررسی وضعیت ویروسی بودن وب سایت قابلیت بررسی مکان سرور نسخه موبایل و تبلت (ریسپانسیو) سیستم ورود و عضویت کاربران وجود بخش خرید و فروش وب سایت سئوی قوی قابلیت ارائه یک تصویر از وب سایت مشاهده آخرین وب سایت های تخمین زده شده قابلیت دسته بندی وب سایت ها بر اساس رتبه و بازدید سیستم مدیریت قوی سیستم مدیریت تبلیغات وجود چندین زبان مختلف در سیستم سیستم اطلاع رسانی قابلیت قرار دادن کد قیمت وب سایت ، در وبلاگ یا وب سایت کاربر و امکانات فراوان دیگر حجم فایل:22 مگابایت پیش نمایش:پیش نمایش اصلی دانلود اسکریپت
  12. خواستگاری دختر از پسر موضوعی است که همه ما هرازگاهی شنیده‌ایم یا در جایی مطلبی از آن خوانده‌ایم. موضوعی که حتی شنیدنش هم دهان‌مان را باز نگه می‌دارد. در اکثر جاهای دنیا عرف است که مردها با کمال احترام و تشریفات ویژه به خدمت خانواده دختر برسند و از او خواستگاری کنند اما ما گفتیم اکثر کشورها نه همه جای دنیا چراکه جاهایی دورتر از محل زندگی‌مان هستند که هیچ پسری به خواستگاری دختر نمی‌رود بلکه آنها در خانه می‌مانند تا دختری آنها را برای همسری برگزیند. در اینجا فرهنگ‌های عجیب برخی مناطق در جهان که در آنجا خانم‌ها به خواستگاری آقایون می‌روند را بخوانید. مراکش شنا، برخلاف جریان مراکش یا مغرب کشوری است در شمال غربی آفریقا و مسلمان که درصد بیشتری از جمعیت کشور را زنان تشکیل می‌دهند. زنان مراکشی بسیار صبور و پرکارند و تقریبا می‌توان گفت لحظه‌ای استراحت نمی‌کنند و به دنبال رفع و رجوع کارها و مشکلات خانواده‌اند اما زنان آن ویژگی دیگری هم دارند و آن اینکه خودشان مرد آینده خود را انتخاب می‌کنند و به خواستگاری او می‌روند. تحلیلگران به تازگی اعلام کردند که تعداد خواستگاری دختران مراکشی در چند سال اخیر افزایش چشمگیری داشته است تا جایی که آنها به دنبال دلایل این افزایش هستند.خانم‌ها در مراکش از چند سال پیش با شکستن سنت‌ها خودشان پیشقدم شده و به خواستگاری پسرها می‌روند. دخترها در مراکش با رسیدن به خدمت مادر پسر مورد نظرشان از ویژگی‌های خود اعم از خانه‌داری، دستپخت و مهارت‌های زندگی‌شان تعریف می‌کنند و مادران با مشورت پسران‌‌شان نتیجه‌گیری می‌کنند که آیا این دختر گزینه مناسبی برای انتخاب آنها هست یا خیر. در تحقیقاتی که در چند سال اخیر در مراکش صورت گرفته مردها استقبال خوبی از خواستگاری دخترها داشته‌اند چراکه دست آنها برای انتخاب بازتر است. زن‌ها در مراکش بر این باورند که درخواست ازدواج آنها از مردها به هیچ وجه مایه سرافکندگی آنها نیست. آنها می‌گویند که اسلام دین برابری است و زن و مرد در همه چیز برابرند بنابراین آنها هم حق دارند که فرد موردعلاقه خود را انتخاب و به او درخواست ازدواج بدهند. آنها می‌گویند هیچ وقت سنت‌ها نباید دست و پای ما را ببندد. در مراکش تنها مرداني که از ظاهر و وضعیت مالی خوبی برخوردار هستند از درخواست ازدواج خانم‌ها عصبانی می‌شوند. گینـه من تو را انتخاب می‌کنم جمهوری گینه بیسائو کشوری در آفریقا که زمانی الگوی آفریقا برای توسعه بود، در زمره فقیرترین کشورهای جهان قرار دارد.در این قسمت از دنیا هم این دختران هستند که همسر آینده خود را انتخاب می‌کنند. آنها پیشنهاد خود را کاملا علنی با آوردن یک ظرف ماهی سرخ شده با روغن مخصوص و سس خوش‌طعم قرمز رنگی تزئین و با هماهنگی قبلی با مادر پسر به خدمت پسر مورد نظر می‌رسند. در ضمن اینجا منطقه‌ای است که مردها در قبال این درخواست هیچ قدرتی برای «نه» گفتن ندارند و بعد از مشورت با مادر خود درخواست دختر را قبول می‌کنند. یعنی آنها روز بعد برای گرفتن جواب خود با دسته گلی سفید نزد داماد رفته و بعد از گرفتن جواب دسته گل را به او تقدیم می‌کنند.از آنجایی که گینه بیسائو کشوری بسیار فقیر است و اکثر دختران حتی توان تهیه و پخت آن ماهی مخصوص و مرسوم را ندارند با یک شاخه گل سفید به خواستگاری پسر مربوطه می‌روند. در این شرایط حتی مردهایی که شرایط و آمادگی لازم برای تشکیل خانواده را ندارند هم با توافقی بلندمدت بعد از پیدا کردن کار و تهیه ملزومات لازم زندگی با دختر وارد زندگی مشترک می‌شوند. طبق تحقیقات انجام شده در این منطقه 75درصد مردان و زنان از این سبک ازدواج و زندگی رضایت دارند. اوکراین «لویو» شهر خواستگاری از مردان بسیاری از شهرهای جهان دارای جمعیت متعادلی از زنان و مردان هستند اما شهری در جهان وجود دارد که طبق آخرین سرشماری ۸۵ درصد جمعیت آن را زنان تشکیل می‌دهند. شهر لویو در غرب کشور اوکراین قرار داشته و طبق آخرین سرشماری صورت گرفته در این کشور ، ۸۵ درصد جمعیت این شهر تاریخی را زنان تشکیل می‌دهند.کارشناسان جمعیت‌شناسی اوکراین علت وقوع چنین موضوعی در «لویو» اوکراین را عدم تمایل خانواده‌های این شهر به داشتن فرزندان پسر عنوان کرده‌اند که در گذر زمان باعث بروز چنین مشکلی در این شهر که همان نابرابری تعداد زنان و مردان در این شهر است، شده است و همین نابرابری باعث شده تا دختران به خواستگاری پسران بروند.اختلاف زیاد بین جمعیت زنان و مردان در این شهر در سال‌های متمادی دلیلی شده تا دختران منتظر انتخاب شدن نباشند و خودشان دست به کار شوند. رسم و رسومات در این کشور به سادگی معروف است و به همین دليل بدون دردسر پیشنهاد خود را صریح در مقابل کسی که به او علاقه دارند مي‌گویند. این شیوه ازدواج درست مثل شیوه خواستگاری کردن مردها از زن‌ها عادی و مرسوم است. چیـن زنان مقتدر موسوا در قبیله‌ای عجیب در چین به نام موسوا زنان و دختران حاکمان اصلی محسوب می‌شوند و روسای قبیله تنها از میان زنان انتخاب می‌شوند. اتفاق عجیب‌تر میان مردم این قبیله این است که زنان با یکدیگر كم حرف می‌زنند. این قبیله هزاران سال است که در صلح و صفا در ساحل دریاچه لوگو در جنوب چین زندگی می‌کنند ولی زنانش کمتر با هم صحبت می‌کنند و صحبتی از پدر و پسر در این قبیله وجود ندارد. در این قبیله زنان انتخاب می‌کنند که با کدام مرد ازدواج کنند و در حقیقت ازدواج رسمی ندارند. دختران این منطقه حرف اول و آخر را برای ازدواج و انتخاب همسر خود می‌زنند و مردان پس از ازدواج در خانه زنان زندگی می‌کنند. در این قبیله حرف اول را زنان می‌زنند و هنگام مراسم ازدواج همه شروط و انتخاب و تصمیم‌گیری‌ها توسط زنان اتخاذ می‌شود. شیکاگو در شیکاگو هم چند سالی است که دخترها گوی سبقت را در خواستگاری کردن از پسران ربوده‌اند. دختران این شهر از ايالات‌متحده هم بر این باورند که ما هیچ اعتقادی به اینکه حتما باید پسر از ما درخواست ازدواج كند، نداریم. دوست داشتن فرد مورد نظر و شغل مرد برای دخترهای این شهر بیش از هر چیز اهمیت دارد تا آنجا که آنها بعد از شناخت طولانی‌مدت پسر مورد نظرشان تحقیقات گسترده‌ای درباره شغل و پیشینه کاری او انجام می‌دهند و بعد از تصمیم برای خواستگاری، با حلقه‌ای نقره‌ای‌رنگ و ساده به او پیشنهاد ازدواج می‌دهند. در این درخواست هرگاه پسر مورد نظر تمایلی به پذیرفتن درخواست ازدواج نداشته باشد حلقه را رد کرده و روز بعد با گل سرخی برای دلجویی به دیدن خواستگار خود می‌رود. این روش ازدواج چند سالی است که رواج بسیاری بین پسران و دختران ايالات‌متحده پیدا کرده و هنوز هم تعداد خواستگاران دختر بیشتر از خواستگاران پسر است. اسکاتلند خواستگاری در سال کبیسه سال كبیسه سالی است که ما ایرانی‌ها هر 4 سال یک‌بار مهمان آن هستیم اما همین سال کبیسه برای کشوری چون اسکاتلند بسیار ویژه است كه در قرن یازدهم، ملكه مارگارت به دخترها اجازه داد كه در صورت تمایل‌شان از پسر مورد نظرشان، درخواست ازدواج كنند. ملكه مارگارت این رسم را در تاریخ 29 فوریه یك سال كبیسه رواج داد. بر اساس همین روایت و تاریخ دخترها هر 4 سال یک‌بار به خواستگاری پسر مورد علاقه‌شان می‌روند. البته چندی بعد، رسم شد كه اگر آن پسر پیشنهاد دختر را قبول نكند، مجبور است كه در عوض یك دست پیراهن و یك جفت دستكش بچگانه برای دختر بخرد تا كینه را از دل او پاك كند! دخترها می‌توانستند از نظر قانونی بعد از رسیدن به 12 سالگی و پسرها بعد از رسیدن به 14سالگی ازدواج كنند، گرچه ازدواج در آن سنین به ندرت انجام می‌شد ولی بعد از شروع سال 1929،‌ سن قانونی ازدواج به 16 سالگی افزایش پیدا كرد. در كشور اسكاتلند، رضایت و اجازه والدین به هیچ وجه لازم و ضروری محسوب نمی‌شود. در نتیجه اگر در کشوری دختر و پسری قبل از رسیدن به 18 سالگی قادر به گرفتن رضایت و اجازه پدر و مادرشان نمی‌شدند، به كشور اسكاتلند می‌رفتند تا در آنجا به عقد یكدیگر درآیند.
  13. چند سالی می‌شود که بحث خواستگاری دختران از پسران موضوع اصلی خیلی از فیلم‌ها یا حتی سوژه‌های گزارش در روزنامه‌ها و مجلات شده است. موضوعی جذاب و البته بحث‌برانگیز. تا به همین حالا جامعه‌شناسان و روانشناسان زیادی در مورد این مسئله حرف زدند و به نتیجه‌های متفاوتی رسیده‌اند. ما به اینکه خواستگاری دختران از پسران چقدر مرسوم است اصلا کاري نداریم. نمی‌خواهیم این مسئله را از لحاظ روانشناسی بررسی کنیم. می‌خواهیم فیلم‌هایی که در آن دختران از پسران خواستگاری کرده‌اند را بشماریم و تمرکزمان هم روی معروف‌ترین آنهاست. «دختر ایرونی» فیلمی است به کارگردانی محمدحسین لطیفی که فیلمنامه‌اش را ایرج طهماسب بر اساس طرحی از محمدحسین لطیفی نوشته است. چند شایعه بزرگ اگر در گوگل جمله «خواستگاری دختر از پسر» را جست‌وجو کنید، در کنار تمام تحقیقات و بررسی‌های جامعه‌شناسی که در این مورد انجام شده است، به داستان‌های عجیب و غریبی برمی‌خورید که نمی‌توانید خیلی به صحت و سقم آنها اعتماد کنید. داستان‌هایی که پسران در وبلاگ‌ها و انجمن‌های اجتماعی گذاشته‌اند و از خوانندگان می‌خواهند که به آنها جواب بدهند. آیا باید پیشنهاد ازدواج دختران را رد کرد؟ در خیلی از این پست‌ها مردم عادی نگاه خیلی معمولی به این پدیده داشتند، با نقدهای ساده سعی داشتند بگویند که پذیرفتن این مسئله برای آنها خیلی سخت نیست. با دیدن این فیلم خیلی از دختران وسوسه شدند که از پسران مورد علاقه‌شان خواستگاری کنند. درخواست تعداد زیادی از آنها با موافقت روبه‌رو شده بود و پیشنهادات عده‌ای دیگر خیلی جدی گرفته نشده بود! 10، 12 سالی می‌شود که فیلم «دختر ایرونی» ساخته و به اکران عمومی در آمده است، اما هنوز که هنوز است، در ذهن بسیاری مانده و به عنوان اولین فیلمی که این تابو را شکسته شناخته می‌شود. داستان نامتعارف مریم و علی شوتی! داستان از این قرار است، مریم که نقش آن را هدیه تهرانی بر عهده دارد دختری مستقل و متکی به نفس است. او پس از بازنشستگی پدرش اداره کارگاه مجسمه‌سازی او را به عهده می‌گیرد. با وجود خواستگاران زیادش حاضر به ازدواج نیست، اما دختردایی‌اش نغمه، چون خواستگار ندارد دچار افسردگی شده و دست به خودکشی می‌زند که نجاتش می‌دهند. وقتی مریم پی به وضعیت بحرانی نغمه می‌برد به دایی‌اش می‌گوید باید برای دخترش به خواستگاری برود. حرف‌های مریم جنجالی بزرگ در خانواده به وجود می‌آورد و او تصمیم می‌گیرد برای راضی کردن دایی‌اش به یک خواستگاری صوری برای خودش برود. در این میان بهترین گزینه برای خواستگاری پسری است به نام علی (امین حیایی) ملقب به «علی فرشته» و «علی شوتی» که در کارگاه مریم کار می‌کند. در میانه خواستگاری ساختگی بودن ماجرا لو می‌رود و دایی با عصبانیت همراه با دخترش مجلس را ترک می‌کند. در همان جریان خواستگاری، مریم پی می‌برد که علی در واقع به او علاقه‌مند است. پدر مریم علی را اخراج می‌کند و مریم که به طور اتفاقی به خانه علی رفته به حرف‌های او که گفته پسری فقیر است، شک می‌کند. به حساب بانکی او سر می‌زند و از این طریق با پدر و مادر ثروتمند علی و سرگذشت او آشنا می‌شود و می‌فهمد عشق علی به او باعث شده از همه چیز ببرد. مریم که حالا به علی علاقه‌مند شده، او و خانواده‌اش را به خانه دعوت می‌کند و حسابی تحویلش می‌گیرند. علی که از این تغییر موضع یکباره دیگران آزرده شده با خانواده‌اش آنجا را ترک می‌کند و به مریم جواب رد می‌دهد. دایی مریم که در تدارک ازدواج دخترش نغمه‌است وقتی حال افسرده مریم را می‌بیند، اصرار می‌کند که آنها به خواستگاری علی بروند. در مراسم، ابتدا علی به تحقیر مریم می‌پردازد و بعد مریم حرف‌های دلش را می‌زند و با حالت قهر آنجا را ترک می‌کند. علی در پایان شب، مجسمه مریم را که خودش ساخته به همراه یک دسته گل و نامه‌ای عاشقانه به در منزل او می‌برد. این داستان کلی فیلم است. خیلی‌ها بعد از دیدن فیلم عقیده داشتند خب اگر دختران توان «نه» شنیدن را ندارند، بهتر است فکر انجام چنین کاری را از سرشان بیرون کنند. پشت پرده یک خواستگاری سینمایی لطیفی غیر از این فیلم تبحرش را در ساختن مجموعه‌های دیدنی و پرمخاطب «همسایه‌ها» و «سفر سبز» ثابت كرده است. او در ساخته‌های قبلي خود همچون «سرعت» و «عینك دودی» نشان داد با استفاده از قصه‌ای جذاب و بازیگران شناخته شده، تماشاگران زیادی را به سالن‌های سینما می‌كشاند. لطیفی در «دختر ایرونی» باز هم به دنبال قصه‌گویی و جذب بیش از حد مخاطب بوده؛ امتیازی كه هر 2 فیلم قبلی و مجموعه‌های تلویزیونی‌اش از آن بی‌بهره نبودند. «دختر ایرونی» یك فیلم ایرانی به تمام معناست و تماشاگر این روزها هم این‌گونه فیلم را دوست دارد و می‌پسندد. او در عینك دودی و دختر ایرونی توجه زیادی به زنان نشان داده و از آنها به‌عنوان قهرمان‌های محوری فیلم‌هایش استفاده كرده است.« عینك دودی» موضوع ازدواج دختری را به نمایش گذاشت كه به هیچ وجه از شوهرش راضی نبود و علاقه‌ای به زندگی با او نداشت و این بار هم موضوع حساس‌تری را ارائه می‌دهد؛ دختری كه برای دوستش به خواستگاری می‌رود. مریم خودش خواستگاران زیادی دارد ولی هیچ علاقه‌ای به ازدواج ندارد اما حادثه‌ خودكشی دختردايی‌اش به دلیل نداشتن خواستگار، مریم را وادار می‌كند كه برای او به خواستگاری برود و این خواستگاری رفتن موجب حوادث جالبی برای زندگی خودش می‌شود. تا به حال به این موضوع حساس و جذاب در سینمای ایران پرداخته نشده بود. تقابل سنت و مدرنیته و پشت پا به تمام آداب و رسوم قدیم نشانگر فیلمنامه‌ نو و متفاوت ایرج طهماسب، چهره‌ شناخته شده‌ سال‌های اخیر است كه از حیث تازگی و نو بودن بسیار ستودنی است. لطیفی بیش از حد روی شخصیت مریم متمركز شده. نام مریم و نسبت دادن او به فرشته كمی اغراق‌آمیز و به دور از شخصیت‌پردازی حساب‌شده را نشان می‌دهد. مریم می‌خواهد تمام قواعد و رسوم كهنه را به هم بریزد و اندیشه‌ جدیدش را جایگزین آن كند. دوستان و خانواده‌‌اش را متقاعد می‌كند كه برای اولین بار خانواده‌ دختر به خواستگاری پسر بروند ولی در آخر خودش در دام ازدواج می‌افتد. چند خواستگاری معروف تمام اینها مربوط به همان دوره است. حالا 10، 12 سالی می‌شود که از ساخت این فیلم گذشته است، آدم‌ها عوض شده‌اند و اكنون نگاه عادی‌تری نسبت به این اتفاق دارند. آنقدر اتفاق‌های عجیب و غریب‌تر افتاده است و فیلم‌های زیادی در این مورد ساخته شده که به قولی سختی آن را از بین برده است. نمونه ایرانی دیگرش فیلم «تو و من» است. فیلمی که تا همین سال گذشته روی پرده سینماها بود و کم و بیش هم با استقبال روبه‌رو شد. فیلمی که کارگردانی آن را محمد بانکی برعهده داشت و الناز شاکردوست و محمدرضا گلزار بازیگران اصلی‌اش بودند. درست است که نام فیلم «تو و من» بود اما فیلم به طور کامل کپی‌برداري از روی فیلم هالیوودی «درخواست» با بازی رایان رینولدز و ساندرا بولاک بود. در این فیلم هم دختر داستان به سنتی‌ترین شیوه ممکن زانو می‌زند و از قهرمان مرد داستان خواستگاری می‌کند. در هر 2 فیلم همین صحنه اتفاق می‌افتد. در ورژن هالیوودی حال و هوای قصه یک تم کاملا غربی دارد و حال و هوای فیلم «تو و من» کاملا ایرانیزه شده است. در هر حال خواستگاری دختران از پسران سوژه‌ای است که فیلمسازان و حتی نویسندگان زیادی سراغش می‌روند. سوژه‌ای که هیچ وقت تکراری نشده و همیشه با استقبال روبه‌رو می‌شود. پاسخ 5 نفر از مراجع عظمی آیا خواستگاری دختر از پسر اشکال شرعی دارد؟ مجله زندگي ايده​آل براي اولين بار از طريق پايگاه اينترنتي دفاتر مراجع عظام، اين سؤال را پرسيد که پاسخ آن به شرح زير است: آیت‌الله العظمی خامنه‌ای فی‌نفسه اشکال ندارد. آیت‌الله العظمی مکارم‌شیرازی خواستگاري رفتن دخترها نيز اگر با واسطه باشد (مخصوصا اگر آن واسطه به پسر نگويد که دختر من را فرستاده است) اشکال ندارد. لازم است بيشتر از اينها به خداوند اطمينان و حسن‌ظن و توکل داشته باشيد. مشکل‏ترين کارها به اراده حق ‏تعالي حل مي‌‏شود. آیت‌الله العظمی صافی‌گلپایگانی عرفی نیست اما از نظر شرعی اشکالی ندارد. فقط لازم است موازین شرعی در این مورد رعایت شود و بهتر است از طریق خانواده‌ها باشد. آیت‌الله العظمی وحید خراسانی خیر، اشکالی ندارد. آیت الله العظمی شاهرودی چنانچه موجب گناه نشود اشکال ندارد.
  14. Amir

    دلایل درست و نادرست برای ازدواج

    در این مطلب می خواهیم به دلایل درست و نادرست ازدواج یا همان ازدواج شناسی بپردازیم اما قبل از پرداختن به دلایل درست ازدواج، به دلایل نادرست آن می پردازیم. شورش علیه والدین برای بسیاری از ما راحت نیست اقرار کنیم که با والدین خود در تعارض هستیم. تعارض با والدین می تواند یکی از دلایلی باشد که فرد جوان را به سوی ازدواج سوق می دهد. وقتی فردی در خانواده ای زندگی می کند که والدین به او اهانت و او را تحقیر می کنند، به نظر می رسد که ازدواج انتخاب موجهی باشد. کسانی که در آتش تعارض های طولانی مدت والدین سوخته اند، آنهایی که قربانی پدر یا مادری معتاد بوده اند و آن دسته از افراد که قربانی آزارهای جسمانی، هیجانی و جنسی در خانواده بوده اند، دلایل موجهی دارند تا از خانواده به نحوی بگریزند و از آن دور شوند اما آیا داشتن دلیلی موجه برای ترک خانواده ضرورتا دلیل موجهی برای ازدواج است؟ در اینگونه موارد بهتر است که افراد استقلال شخصی خود را بسط دهند و با خانواده خود رو در رو شوند. به روابط خود و خانواده خود بیندیشند و برای مشکلات و مسائل، راه حلی بیابند تا اینکه درگیر ازدواج شوند یا به فکر ازدواج باشند. با ازدواج می توان از شرایط فاجعه بار گریخت اما با چه بهایی؟ به بهای ورود به شرایط فجیع دیگر؟ تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از افرادی که از آزار والدین به ازدواج پناه برده اند، ازدواج آنها نیز آزاردهنده بوده است. جستجوی استقلال جوانان کشش زیادی دارند که روی پای خود بایستند و کارهایشان را خودشان انجام دهند یا مستقل باشند. اما استقلال امری است که فرد فقط به تنهایی می تواند به آن برسد. با اتکای به همسر، فرد به استقلال نخواهد رسید. بسیاری هستند که ازدواج می کنند تا مستقل شوند اما مستقل شدن سال ها وقت می برد و امری است وابسته به خود تا هر چه بیشتر روی پای خود بایستد. بازسازی ارتباط شکست خورده التیام رنج ها و دردهای ارتباطی شکست خورده اخیر دلیل منفی دیگری برای ازدواج است. این از جمله موضوعاتی است که آن را در دیگران بهتر شناسایی می کنیم تا در خودمان. پاسخ رایج به هشدارهای دیگران معمولا این است که «نه! من می فهمم که شما می گویید اما این مورد فرق دارد.» ما تمایل داریم که ارتباط جدید و آمیخته با عشق را تنها از منظر وجوه مثبت بنگریم و از اینکه ممکن است این ارتباط، واکنشی به یک ارتباط قبلی باشد، آن را نمی پذیریم و از آن غفلت می کنیم. فردی که در موقعیت التیام است ممکن است برای حمایت هیجانی نیاز به ارتباطی دیگر داشته باشد. ازدواج زمانی موفق تر است که دو نفر بخواهند ازدواج کنند تا اینکه نیاز به ازدواج داشته باشند. ارتباطی که براساس التیام یکی از دو نفر شکل گرفته باشد، از همان آغاز در معرض خطر است؛ چرات که عاطفه میان آن دو نه تنها به دلیل دوستی و عشق نیست، بلکه به دلیل شفابخشی و التیام زخم ها و جراحات ارتباط دیگری است که قبلا رخ داده است. فشار خانواده یا اجتماع برخی از خانواده ها مطابق آداب و فرهنگ و عرف خود برای ازدواج به جوانان فشار می آورند. در یک جامعه شهری و تحصیل کرده این فشار می تواندت نامحسوس و ظریف باشد اما در جامعه ای دیگر با صراحت، از جوانان می خواهند که ازدواج کنند. خانم ها بیشتر در معرض این تنش هستند. بسیاری از دانشجویان وقتی شهر خود را ترک می کنند و به دانشگاه می روند، پس از مدتی شاهد ازدواج همکلاسی های خود خواهند بود که حتی بچه دار نیز شده اند وهمین می تواند بر آنها فشار روانی وارد کند. در ازدواج نباید عجله کرد. شتاب در ازدواج بعید است که به ارتباط شاد و سالمی منجر شود. افرادی که با دلایل درست سعی در انتخاب همسر دارند، نباید تسلیم این فشارها شوند. ازدواج اجباری برخی افراد تحت فشار خانواده یا دوستان به ازدواجی از پیش تعیین شده تن می دهند. گاهی، از زمان کودکی در مورد ازدواج دو نفر صحبت می شود و همه خانواده در آن زمان بر این اعتقاد بوده اند که این دو نفر با هم ازدواج خواهند کرد و حالا که این افراد بزرگ شده اند احساس می کنند که مجبور به ازدواج با یکدیگرند. ازدواج اجباری در ایران با بالاترین آمار طلاق و مشکلات بعدی خود همراه است. نیاز جنسی ازدواج فقط برای رفع نیاز جنسی احتمالا نمی تواند منجر به ازدواجی موفق شود؛ چرا که دیگر عوامل مرتبط با ازدواج معمولا از نظر دور می ماند. در اینگونه ازدواج ها، زیبایی های ظاهری همسر بیشتر مد نظر قرار می گیرد و شتاب و تعجیل نیز عامل تاثیرگذار منفی دیگری است. این مسئله بیشتر در مردان و یا افراد بسیار مذهبی دیده می شود. در فرهنگ عامه گفته می شود که عدم ارضای نیاز جنسی سبب برخی بیماری های روانی می شود؛ مثلا برای بهبود حال بیماران روانی، برخی افراد آنها را توصیه به ازدواج می کنند که نه تنها حال بیمار را بهبود نخواهد بخشید، بلکه فشار روانی بیشتری را در آنها ایجاد خواهد کرد که می تواند سبب تشدید بیماری شود. دلایل اقتصادی امنیت اقتصادی و نیز تغییر طبقه اجتماعی که با وضعیت اقتصاد ارتباط دارد، همواره یکی از دلایل سنتی ازدواج بوده است؛ البته در دوره هایی که امنیت اقتصادی کم است، طبیعتا در نظر گرفتن اقتصاد و مسائل حاشیه ای آن دلیل موجهی برای مردم به نظر می رسد و در بسیاری از ازدواج ها این مسئله پررنگ تر می شود. به نظر می رسد در خانم ها این مورد رایج تر است. تکیه بر وضعیت مالی شوهر و یا وضعیت مالی خانواده او برای آنها ایجاد امنیت می کند؛ هر چند که در آقایان نیز این تمایل وجود دارد اما آنها سعی می کنند که این تمایل را صراحتا ابراز نکنند. یکی از موارد دیگری که ایجاد امنیت اقتصادی می کند، شاغل بودن هر دو نفر است؛ زیرا در صورتی که یکی از آنها بیکار شود، دیگری درآمد خواهد داشت و دوره بیکاری با امنیت بیشتری سپری خواهد شد؛ البته ازدواج به خودی خود امنیت اقتصادی ایتجاد می کند اما در اکثر فرهنگ ها این امر بسیار مهم است. در بسیاری از کشورها رایج ترین مشکل همسران مشکل اقتصادی و مالی است. تنهایی و استیصال همه ما گاهی در زندگی احساس تنهایی می کنیم اما ازدواج به این دلیل که احساس تنهایی می کنیم و برای فرار از تنهایی یک دلیل نادرست است. بهتر است تنهایی خود را از راه های دیگری برطرف کنیم تا اینکه بخواهیم با ازدواج آن را رفع کنیم. احساس گناه گاهی در مورد شخصی احساس گناه می کنیم و به دلیل احساس گناه یا احساس ترحم با او ازدواج می کنیم. احساس گناه یا احساس ترحم به هر دلیلی که ایجاد شده باشد، یک دلیل نادرست برای ازدواج است. احساس کمبود گاهی، افراد هدفی را در زندگی دنبال نمی کنند، نمی دانند که از زندگی چه می خواهند و در نتیجه احساس ناکامی می کنندو از زندگی خود راضی نیستند؛ بنابراین برای حل این مشکلات، به ازدواج روی می آورند که قطعا دلیل نادرستی برای ازدواج است. مشکلات ذکر شده باید از راه هایی غیر از ازدواج حل شود. ازدواج یک رابطه درمانی نیست، بلکه یک رابطه صمیمانه است. اغلب ازدواج ها با دلایل درست و نادرست آمیخته با هم شکل می گیرند؛ هر چه که دلایل درست ازدواج بیشتر باشد احتمال موفقیت و پایداری ازدواج افزایش می یابد. اما هدف از ازدواج چیست؟ به اعتقاد من، هدف از ازدواج، ردش، پویایی، وصل و یگانگی با الوهیت، هستی و زیبایی هاست. زن و مرد با هم میثاق و پیمان می بندند که تا آخر عمر با خشنودی در کنار یکدیگر وفادار باقی بمانندت در واقع این عهد و پیمان با فرد مقابل، میثاق و دوستی با حقیقت این واژه هاست؛ در حقیقت آنان با تهذیب نفس و پاسداری و حفظ قداست واژه های پاکی و مهر و خلوص و وفاداری، با شور و شکوه و زیبایی این واژه ها، با تمام هستی، با خورشید، با تمامی کهکشان ها و ...، یکی و یگانه می شوند که وسعت زیبا و لایتناهی آن در هیچ کلمه و یا عبارتی نمی گنجد. دلایل درست ازدواج چه مواردی است؟ مصاحبت وهمراهی شراکت با دیگری در زندگی دلیل رایج ومناسبی برای ازدواج است. مصاحبت وهمراهی به این معنی است که در سفر زندگی شریک و همراهی داشته باشیم. هر چند برخی از مردم به اشتباه تصور می کنند که ازدواج به تنهایی آنها خاتمه خواهد داد. مطلب مهم اینجاست که چه کسی پیشقراول این سفر خواهد بود. آیا هر دو در یک راه می خواهند بروند یا اینکه یکی از همسران، معمولا آقایان، دیگری را در سفر خود شریک می کند.اگر زن برای خود مقصدی نداشته باشد، شاید بتوان او را به همراهی فرا خواند اما همراهی با فردی که قصد معینی ندارد، چندان رضایتبخش نیست و اگر دیگری را با اجبار همراه خود کنیم باز هم سفری دلنشین نخواهد بود و تعارض و دلزدگی را در خود نهفته دارد. عشق و صمیمیت نیاز به عشق و صمیمیت با نیاز به مصاحبت و همراهی رابطه دارد. محبت اصیل و حقیقی برای فرد فرد آدمیان هدیه ای فوق العاده است. شریک حمایت کننده دلیل مناسب دیگر، فرصتی است که ازدواج برای رشد فرد به عنوان یک انسان فراهم می کند. اگر یکی از دو نفر فقط به فکر رشد خود و علایق حرفه ای و نیاز خود به شهرت و موفقیت باشد، ازدواج آنها نمی تواند پایدار باشد یا حداقل بقای رضایتبخشی نخواهد داشت اما شریک شدن در موفقیت های یکدیگر و حمایت اصیل و صمیمانه می تواند ارتباط را تقویت کند و به آن ثبات بدهد. ازدواج مناسب می تواند بهترین فرصت هر دو نفر باشد. شریک جنسی ازدواج منبع باثباتی برای ارضای جنسی هر دو نفر است و راهی مشروع و مجاز برای هیجانات و رفتارهای جنسی است اما اگر ارتباط جنسی دلیل اصلی ازدواج بماند معمولا با ازدواج موفقی روبرو نخواهیم شد. پدر یا مادر شدن دلیل رایج جهت ازدواج، داشتن فرزند است که البته موهبتی آمیخته با تضاد است. از یک سو تربیت فرزند، وظیفه ای سخت و اغلب حتی دلسرد کننده است و از طرف دیگر بسیار رضایتبخش. وقتی فرزندان رشد می کنند و به حد کافی مستقل می شوند، اکثر والدین بیان می کنند که این تجربه برای همه عمر آنها کافی بوده است و دیگر نمی خواهند که صاحب فرزند شوند اما اغلب خواهند گفت که اگر یک بار دیگر به دنیا بیایند باز هم تصمیم به داشتن فرزند خواهند گرفت. هر فردی نمی تواند پدر یا مادر خوبی باشد و این البته وظیفه ای دشوار است. آمدن فرزند می تواند بر ازدواج تاثیر مثبت و یا به عکس تاثیر منفی و مخرب داشته باشد. زوج هایی که با موفقیت فرزندان خود را بزرگ کردند انسجام با اهمیتی بین خود ایجاد می کنند و از آنچه که با هم انجام داده اند احساس افتخار و غرور می کنند.
  15. جوانان امروزی نسبت به نسل های پیشین دیرتر ازدواج می کنند، در واقع امروزه سن ازدواج بالا رفته است. جوانان و نوجوانان در سنین پایین وارد روابط عاطفی متعددی می شوندکه اگرچه در ظاهر خوب و ایده آل است اما اندکی نمی گذرد که مشکلات کوچک و بزرگ بروز می کنند و گاهی مشکلات به جایی می رسند که دو طرف نمی توانند این ارتباط را حفظ کنند و در نتیجه آن را خاتمه می دهند. هر چه تعداد روابط عاطفی پیش از ازدواج بیشتر می شود و سن دختران و پسران بالاتر می رود، تصمیم گیری برای انتخابی مهم و دائمی دشوارتر خواهد بود؛ یعنی این روابط سبب می شود تا افراد مجرد دیگر اعتمادی به جنس مخالف نداشته باشند و از آنجایی که بارها شکست را در روابط عاطفی تجربه کرده اند، از ورود به رابطه ای پایدار می ترسند؛ زیرا در روابط قبلی خود بسیار آسوده خاطر بودند؛ چرا که می دانستند هیچ تعهد مکتوبی به طرف مقابل ندارند و در نتیجه هرگاه احساس می کردند مایل به ادامه این رابطه نیستند، می توانند آن را پایان دهند اما در زمان ازدواج و عقد رسمی، دیگر نمی توان به سادگی قبل، ارتباط را پایان داد، در نتیجه این مسئله در دل جوانان ترسی ایجاد می کند که بسیاری از آنها را کاملا از ازدواج منصرف می کند. اگرچه شکست عاطفی تلخ و دردناک است اما همین که فرد می داند اجباری در حفظ این ارتباط ندارد کار را برایش ساده تر می کند اما در ازدواج باید صبوری کرد و تا حد ممکن برای حفظ زندگی کوشید. برقراری روابط عاطفی متعدد در میان جوانان معمولا از نظر آنها لذتبخش و نوعی تفریح است اما برای این روابط باید بهای گزافی پرداخت. ناامیدی از آینده و ازدواج و زندگی مشترک، شک و تردید نسبت به جنس مخالف و بی میلی به پذیرش تعهد همه از اثرات شکست های متعدد در روابط عاطفی هستند که شاید از دیدگاه جوان امروز مشکل خاصی نباشند اما زمانی که این جوانان دوران جوانی را پشت سر می گذارند، مطمئنا دیگر چنین عقیده ای نخواهند داشت و آن زمان برای پایه گذاری زندگی مشترک دیر خواهد بود. زمانی که فردی وارد ارتباطات متعدد می شود، از این ارتباطات متنوع خسته و آزرده می شود و بسیاری از آنها به این دلیل از ازدواج صرفنظر خواهند کرد. در واقع این افراد از ارتباطات عاطفی اشباع می شوند و زمانی متوجه اشتباه خود خواهند شد که دیگر نمی توانند اقدام مفیدی انجام دهند. فردی که در یک رابطه ناموفق قرار بگیرد، معمولا احساس پس زدگی می کند؛ زیرا در بیشتر موارد، این رابطه با رفتارهای تند و خشن دو طرف پایان می یابد و در نتیجه آنها با دل شکستگی از یکدیگر جدا می شوند. احساس پس زدگی و حقارت اگر برای یک نفر چندین بار تکرار شود ممکن است او را به فردی تهاجمی تبدیل کند که تمایل دارد قدرت خود را ثابت کند و به طرف مقابلش نشان دهد که ارزشمند و قوی است. مسلما هر فردی دوست دارد همسرش قدرتمند باشد اما این افراد به دلیل تجربیات تلخی که داشته اند نمی توانند به شیوه ای درست، قدرت واقعی خود را نشان دهند. افراد متاهلی که در دوران تجرد خود، بارها روابط عاطفی ناموفق را تجربه کرده اند در زنئدگی مشترکشان دچار ترسی هستندکه هرگز آنها را تنها نمی گذارد. آنها از این تصور که ممکن است اخلاق و رفتار همسرشان مانند افراد پیشین باشد یا به آنها خیانت کند، آنها را ترک کند و یا به دلیل کوچکترین مسئله ای رابطه شان را به هم بزند، واهمه دارند. همین ترس اجازه نمی دهد که آنها از زندگی شان ولو کاملا موفق لذت ببرند. ناپایداری زندگی مشترک، تصویری آزاردهنده برای این افراد است که بسیاری از اوقات به آنها اجازه نمی دهد تا برای حفظ زندگی شان تلاش کنند. گاهی در زندگی کنونی فرد اتفاقی مشابه موارد قبلی می افتد که لزوما نتیجه آن مشابه ارتباطات قبلی نیست اما فرد در آن لحظه نمی تواند واقع بینانه برخورد کند و ناخودآگاه رفتاری از خود نشان می دهد تا تجربه ای که از روابط قبلی اش داشته است، تکرار نشود؛ مثلا خانمی را در نظر بگیرید که در رابطه قبلی اش دائما به طرف مقابل اظهار علاقه می کردو بعد از مدتی ارتباط او با آن مرد به مشکل برخورد کرد و دلیل آن از نظر مرد، زیاده روی خانم در اظهار محبت و علاقه بوده است و اکنون این خانم از اینکه به همسرش بسیار ابراز علاقه کند، واهمه دارد؛ پس سعی می کند تا از ابراز علاقه خود در زندگی مشترک کنونی اش بکاهد؛ در حالی که اکنون همسرش مردی است که به ابراز محبت کردن های مداوم نیاز دارد و همین موضوع، مشکل جدیدی را به وجود می آورد. از طرف دیگر شکست های متعدد در زندگی موجب می شود برخی افراد از شکستی دیگر وحشت داشته باشند؛ پس در برابر طرف مقابلشان تسلیم محض می شوند و همه مشکلات و ناراحتی ها را در خودشان می ریزند که مبادا بار دیگر شکست را تجربه کنند. این افراد هرگز از زندگی شان لذت نمی برند و وجودشان سرشار از عقده های روانی می شود. اعتماد به نفس این افراد بسیار پایین است؛ زیرا بارها به شخصیت آنها توهین شده، غرورشان در زندگی شکسته شده و عواطفشان نادیده گرفته شده است. مواردی که ذکر کردیم نمونه هایی از مشکلاتی هستند که روابط عاطفی متعدد را برای افراد شکل می دهند و کار را به جایی می رسانند که جوانان از ازدواج و تشکیل خانواده پشیمان می شوند و از آن حذر می کنند.
  16. اگر جزو زنانی هستید که تصور می کنند همه رابطه های عاشقانه و زن و شوهری همانند فیلم ها باید باشند، از شما تقاضا می کنیم از هم‌اکنون این دیدگاه را در خود از بین ببرید. داستان عاشق و معشوق هایی که یکدیگر را می بینند و برای رسیدن به هم سر از پا نمی شناسند و فورا ازدواج می کنند و ازدواجشان سرشار از عشق و محبت و آسودگی است را فقط در داستان های خیالی و فیلم های هالیوودی می توان پیدا کرد. واقعیت زندگی فراتر از این خیالات است. منظورمان این نیست که عشقی وجود ندارد؛ عشق هست اما واقعیت های زندگی هم هستند. باید بدانید حتی دونفر عاشق هم در طول سال ها تغییر می کنند. اصلا تغییر جزو ذات آدمی است و گاهی رویدادهای محیط باعث تسریع این روند می شوند. استرس های جامعه بر پویایی اشتیاق و علاقه تاثیر می گذارند و هیچ‌کس نمی تواند آن را انکار کند. روزهای هیجان‌انگیز هر رابطه ای پس از گذشت زمان رو به سردی می نهد و دیگر دو طرف، آن شور اولیه را ندارند. اینها واقعیت زندگی هستند. قرار نیست از میزان عشق کاسته شود، فقط هیجان ها کاهش می یابند. البته گاهی هم منجر به رویدادهای ناراحت کننده می شود که چندان خوشایند نیست. اما زندگی همین است و نتیجه هر رابطه ای مستقیما به انتخاب های خود آدمی بستگی دارد. آدم ها در طول زمان به تغییر نیاز دارند. وقتی کسی به شما می گوید: «تو عوض شده ای!» لزوما حرف بدی نزده است. گاهی به این مفهوم است که شما از زندگی کردن برای دیگران دست کشیده اید و می خواهید به روش خود زندگی کنید. گاهی اوقات هم این معنا را دارد که دیگر آن شریک مهربان قبلی نیستید که من عاشقت شدم! در این مطلب می خواهیم ببینیم این تغییر کردن ها چه تاثیراتی بر روابط زن و مرد دارند. برای درک بهتر این مساله، تجربه های واقعی زوج هایی را ذکر کرده ایم که اخیرا مکالمه آنها حول محور: «تو تغییر کرده‌ای!» می چرخیده است. در میان صحبت های آنها می توان نکات ارزشمندی درک کرد. دیگر مرا نمی دید فاطمه 37 ساله می گوید: «حدود سه سال از زندگی ما نگذشته بود که متوجه تغییرات روحی همسرم شدم. او خیلی راحت سالگرد ازدواجمان را فراموش کرده بود و تعریف و تمجید از من و ظاهر و کارهایم که همیشه برایش کاری عادی بود، بسیار کاهش پیدا کرده بود. قبلا بزرگ ترین بحث ما این بود که کدام رستوران را برای شام رزرو کنیم؟ اما اکنون سر هیچ و پوچ هم با هم دعوا داریم. این زندگی خسته کننده شده بود! به همین دلیل با او صحبت کردم و خواستم روزمره‌گی سایه افکنده بر زندگیمان را از بین ببریم و همین کمک کرد تا برخی از عادت های کسل‌کننده را با همکاری هم ترک کنیم.» نکته آموزشی: اینکه پس از مدتی ظاهر و اندام و جذابیت چهره طرف مقابل دیگر آن جاذبه قبلی را برایمان نداشته باشد کاملا عادی است. همه انسان ها به نادیده گرفتن چیزهایی که زیاد می بینند، عادت می کنند. مسلما کسی دوست ندارد نادیده گرفته شود. این مساله در هر دو جنس زن و مرد مصداق دارد. همه انسان ها، فارغ از جنسیت، به توجه و دیده شدن نیاز دارند و این کار بسیار ساده است. با یک برنامه‌ریزی ساده برای شام بیرون رفتن در سالگرد ازدواج یا قرار گذاشتن های متداوم در یک کافه که پاتوق همیشگی شما پیش از ازدواج بوده است، می توانید روح تازه ای به زندگی روزمره خود ببخشید. او استرس کارهایش را به خانه می آورد سارا 32 ساله می گوید: «همسر من وکیل است. هنگامی که حجم کاری او زیاد می شود، رفتارش به کلی تغییر می کند. خیلی سریع عصبانی، تند مزاج و دمدمی می شود و نمی تواند از هیچ چیز لذت ببرد یا خوشحال باشد. دیگر آن «آقای خوشحال»ی که همیشه بود نیست. این شرایط وقتی بدتر می شود که فشار کاری او افزایش می یابند. من می توانم تاحدی او را درک کنم. اما انتظار دارم او هم درک کند که این رفتار چه آسیبی به رابطه ما می زند. دمدمی بودن او به عادت برایش تبدیل شده است.» نکته آموزشی: گاهی آدم ها نیاز دارند به آنها یادآوری شود رفتارهای آنها چه تاثیراتی روی حالات روحی دیگران دارد. انسان ها باید هرچند وقت یک‌بار، طرز فکر و رفتارهای خود را مورد بازبینی قرار دهند تا از احساسات واقعی و رفتارهایشان آگاه شوند. گاهی آدمی با تکرار یک عادت نمی تواند تاثیرات منفی آن بر اطرافیان را ببیند و درک کند. گاهی از خود بیرون بیایید و رفتارهایتان را بسنجید. اگر می خواهید احساسات خود را تخلیه کنید، خیلی خب، این کار را بکنید. اما بدانید چطور این کار را انجام می دهید. وقتی یک شریک عاطفی برای خود انتخاب کرده اید، باید نیازهای او را نیز در ردیف نیازهای خود قرار دهید. باید درک بالایی داشته باشید. اگر می خواهید تنها باشید، باشگاه بروید یا بیشتر وقت خود را در محل کار سپری کنید، این را برای شریکتان توضیح دهید که این شرایط موقتی است. این حق او است که بازگشت مهربانی شما را ببیند. به گونه ای رفتار نکنید که او شما را معتاد کار فرض و تصور کند با کارتان ازدواج کرده اید. مرا محدود کرده بود مریم 41 ساله می گوید: «پس از چند سال که از زندگی مشترک من و همسرم گذشت، او به انسان درون‌گرایی تبدیل شد و از من نیز می خواست همانند خودش باشم. حدود 8 سال از زندگی مشترک ما گذشته بود که سرانجام تصمیم گرفتم به او بگویم از این که مرا محدود می کند و می خواهد در خودم باشم، ناراحت و ناراضی هستم. من دوست داشتم بیرون بروم و زندگی اجتماعی بهتری داشته باشم. دیدن و بودن در کنار آدم ها برایم ارزش و اعتبار بیشتر از این داشت که مدام در خانه و تنها باشم. به او گفتم من نیاز دارم بیشتر بیرون بروم و از اینکه در زندگی فقط با او باید معاشرت داشته باشم، خسته شده ام. ابتدا او بسیار ناراحت شد. اما یادش آوردم که در ابتدای زندگی چگونه بودیم، اینکه من در گروهی زنانه فعالیت اجتماعی داشتم، به طور حرفه ای تنیس بازی می کردم و وقتم را با دوستانم سپری می کردم. به او گفتم من ذاتا هنوز همان انسان اجتماعی آن روزها هستم. بالاخره به تدریج توانستم کاری کنم که هم خودم بیشتر بیرون بروم و هم با یکدیگر فعالیت ها و معاشرت های اجتماعی بیشتری داشته باشیم.» نکته آموزشی: شما باید یاد بگیرید بدون ضعف نشان دادن، با دیگران سازش و مدارا کنید. در زندگی باید میان استقلال و عدم استقلال تعادل برقرار کنید. منظور این است، بتوانید با دوستان و اطرافیان خود معاشرت داشته باشید، اما نه هر شب و دایمی. باید در کنار حفظ زندگی زناشویی خود، زندگی اجتماعیتان را نیز ادامه دهید. زن ها عموما بسیار اجتماعی تر از مردها هستند. این مساله با بالا رفتن سن آنها بیشتر هم می شود. به همین دلیل، بسیار مهم است در رابطه خود بر متقابل بودن رفتارها تمرکز و تاکید داشته باشید. بچه‌دار شدن جمع دونفره ما را از بین برده بود فرشته 35 ساله می گوید: «چند سال نخست زندگی ما واقعا عالی و رویایی بود. اما به محض اینکه بچه‌دار شدیم، همه آن خوشی ها پایان یافت. همسر من نقش یک پدر مسوول را به عهده گرفت و همه حواس خود را به دو دخترمان داد. او در میان این «پدر مهربان بودن» فراموش کرده بود که همسری هم دارد و باید شوهر خوبی هم باشد. دیگر کمتر به من توجه می کرد و تقریبا رابطه دونفره ما به صفر رسیده بود. من دوست نداشتم به او حس گناه بدهم به همین دلیل همه این شکایت ها را در دل خود نگه می داشتم. تا اینکه متوجه شدم این دردهای درونی مرا به فکر کردن به طلاق سوق می دهد. این تفکر باعث شد تا به حرف بیایم و به او بگویم چقدر از اینکه دیگر رابطه دونفره ای با هم نداریم ناراحت هستم. البته این کار استرس زیادی برایم داشت. اما از اینکه همه وقت ما را بچه ها پر کرده بودند بسیار ناراضی بودم. تا اینکه همسرم شدت ناراحتی و افسردگی مرا درک کرد و پس از آن هفته ای یک بار با هم تنها بودیم. به بچه ها آموختیم که این ساعت ها مختص پدر و مادر است و در آن روز برای آنها پرستار می گرفتیم. این باعث زنده شدن دوباره رابطه دونفره ما شد.» نکته آموزشی: بسیاری از رابطه های عاشقانه و هیجان‌انگیز زن و شوهرها پس از بچه‌دار شدن از بین می رود. اما باید این توان را داشته باشید که آن اشتیاق را پس از حضور بچه ها نیز حفظ کنید. تربیت بچه ها و مراقبت از آنها مستلزم این نیست که شما همه وقت و زندگی و رابطه خود را فدای آنها کنید. زن یا شوهر بودن به اندازه مادر یا پدر بودن مهم است. این نکته را فراموش نکنید و به روش خود، برای با هم بودن برنامه ریزی کنید.
  17. عید با طعم تلخ ؟ نکته های نوروزی برای والدین طلاق گرفته اصولا تعطیلات به خصوص تعطیلات عید نوروز به عنوان یک زمان خاص در سال برای خانواده ها در نظر گرفته می شود که می توانند با هم باشند. هر چند، موقعی که طلاق در خانواده ای اتفاق افتاده باشد، بسیاری از والدین و بچه های این خانواده ها در خودشان احساس آشفتگی، ناامیدی، تعارض و ناکامی می یابند. در این زمان از سال مهم است که به یاد داشته باشید این موقعیت استرس زا نیست و زمانی است که والدین قادرند در وهله اول به نیازهای کودکانشان رسیدگی کنند. در زیر چند شاخص ارائه شده است که با کمک آنها جشن سال نو می تواند برای شما و بچه هایتان کمتر استرس زا باشد. 1- درک کنید که نیاز به انطباق با انتظارات تان دارید تلاش کنید بر نیازهای بچه هایتان تمرکز کنید و متوجه باشید که چگونه تصمیمات تان در مورد تعطیلات به طور مستقیم بر آنها تاثیر می گذارد. به آنچه آنها تمایل دارند فکر کنید و اینکه چه چیزهایی برای آنها در این روزها مهمتر هستند. 2- برنامه های تان در مورد تعطیلات را به بچه ها اطلاع دهید بچه ها نیاز دارند بدانند در تعطیلات کجا می روند و با چه کسی. از کودکتان برای داشتن ارتباط با والد دیگر و اعضای فامیل در طی این زمان خاص حمایت کنید. 3- از بحث کردن در مورد اینکه بچه ها تعطیلاتشان را در کجا بگذرانند پرهیز کنید به خاطر داشته باشید آنچه برای بچه ها مهم است این نیست که آنها با چه کسی روزهای عیدشان را سپری می کنند، برای آنها مهم است که والدین شان در مورد اینکه چه کسی با او در تعطیلات باشد با هم جنگ نکنند. در حالی که تقسیم روزهای عید برای والدین جدا شده چالش برانگیز است اما به خاطر بچه ها، با هم دعوا نکنید و سعی کنید تنش های تان را به حداقل برسانید. 4- اگر می خواهید با فرزندتان به مسافرت بروید، به والد دیگر اطلاع دهید اگر می خواهید همراه با فرزندتان به سفر بروید به والد دیگر اطلاع دهید. به او جزییات سفرتان را بگویید که چه موقع و کجا می روید و نیز اینکه چگونه او می تواند با فرزندش در تماس باشد. 5- به بچه تان کمک کنیدهدایایی را برای والد دیگر بخرد یا بسازد. بچه ها نیاز دارند که در این روزها شادی هدیه دادن را تجربه کنند. با کمک به او برای خریدن یا ساختن یک هدیه برای والد دیگر به فرزندتان پیام می دهید که شا حامی رابطه اش با والد دیگر هستید. 6- بر داشتن یک تعطیلات خاص و متفاوت تمرکز کنید کودکتان را دعوت کنید تا به شما برای داشتن یک مراسم جدید و متفاوت برای عید کمک کند. این خوب است که او هم در خانه پدر و هم در خانه مادرش به روش های متفاوتی امکان برگزاری جشن سال نو را داشته باشد. ممکن است تمیال داشته باشید که با فرزندتان در مورد مراسم سال نو در سال های قبل صحبت کنید و از او بخواهید که فکر کند تا روش هایی را برای نو شدن شیوه های برگزاری این جشن در نظر گیرد. می توانید روش های قدیمی و نو را با هم ترکیب کنید. 7- تلاش نکنید در طول تعطیلات احساس گناه داشته باشید اغلب والدین طلاق گرفته در مورد اینکه طلاقت چقدر برای بچه هایشان سخت است احساس گناه می کنند. گاهی اوقات ما به این احساس گناه با افراط در بخشش کودکانمان و نادیده گرفتن رفتارهای منفی او در طول تعطیلات واکنش نشان می دهیم. 8- با همسر سابقتان رقابت نکنید از افتادن در رقابت با همسر سابقتان در دادن هدیه به فرزندتان یا خرید هدایایی که می دانید همسر سابقتان با آن موافق نیست یا در خانه دارید اجتناب کنید. تا جایی که امکان دارد تلاش کنید در انتخاب هدیه برای فرزندتان با همسر سابقتان هماهنگ باشید. 9- تلاش کنید شوخ طبع و انعطاف پذیر باشید گاهی اوقات نیاز است که برای وفق یافتن با نیازهای فرزندانتان در برنامه هایتان برای تعطیلات سال نو تجدید نظر کنید یا آن را تغییر دهید. موقعی که با یک تصمیم در مورد تغییر برنامه ها مواجه می شوید ممکن است این سوال کمک تان کند که از خود بپرسید چه چیزی این سال را با تعطیلات سال های گذشته متفاوت کرده است؟ 10- زمان هایی که فرزندتان با همسر سابقتان است از زمان تان به صورت مثبت استفاده کنید صرف روزهای تعطیلات سال نو بدون حضور فرزندتان واقعا سخت است. برای اینکه سختی این روزها را کم کنید با دوستان نزدیکتان و اعضای خانواده تان برنامه هایی را ترتیب دهید یا از این زمان برای انجام کاری ویژه برای خودتان استفاده کنید.
  18. Amir

    چرا عاشق‌ها بیشتر عمر می‌کنند ؟

    عشق باعث می‌شود همیشه احساس شادی و شوق و ذوق بکنید. این احساسات مثبت به شما کمک می‌کنند زندگی خود را با قدرت هرچه بیشتر به جلو پیش ببرید و در کارهای‌تان موفق شوید. اما فواید عشق فقط به اینها ختم نمی‌شود؛ تحقیقات نشان می‌دهند کسانی که عاشق هستند بدن سالم‌تری دارند و بیشتر عمر می‌کنند! چه مجرد باشید و چه متاهل با خواندن این مقاله متقاعد می‌شوید که باید عشق را در زندگی خود داشته باشید. عاشق‌ها کمتر سرما می‌خورند! تحقیقات نشان می‌دهند عملکرد سیستم ایمنی بدن در زوج‌های موفق و عاشق، قوی‌تر است. در مقابل آن دعواهای زناشویی باعث اختلال در کارکرد سیستم ایمنی می‌شوند. اما زوج‌هایی که با منطق و آرامش اختلافات خود را حل می‌کنند در برابر عوامل بیماری‌زا نیز مقاوم‌تر هستند. جالب است بدانید زوج‌های عاشق کمتر به سرماخوردگی و آنفلوآنزا دچار می‌شوند! واقعا عاشق‌ها بیشتر عمر می‌کنند؟ آمار مرگ و میر زودرس در میان زوج‌های عاشق بسیار کمتر از افراد مجرد یا مطلقه است. درواقع افراد وقتی در روابط سالم و متعهد هستند استرس کمتری را تجربه می‌کنند. استرس کمتر هم به معنی سلامتی بیشتر است. علاوه براین بیشتر آقایان وقتی ازدواج می‌کنند از برخی رفتارهای پرخطر از جمله مصرف سیگار و قلیان و مصرف مواد مخدر دست بر می‌دارند که خود باعث ارتقای سلامتی می‌شود. عشق باعث کاهش وزن می‌شود؟! زوج‌هایی که با هم ورزش می‌کنند یا رژیم می‌گیرند در دست یافتن به اهداف‌شان موفق‌ترند. این درحالی است که تقریبا 50 درصد از کسانی که تنهایی ورزش می‌کنند و رژیم‌غذایی می‌گیرند بعد از يك سال ناامید می‌شوند و دست از تلاش بر می‌دارند. برای اینکه این موضوع به شما ثابت شود کافی است همراه همسر خود در پارک ورزش کنید و با یکدیگر غذاهای رژیمی بخورید تا ببینید چقدر وزن کم می‌کنید. علاوه براین جالب است بدانید که هر نیم ساعت رابطه زناشویی چیزی حدود 100 کالری می‌سوزاند! کمتر درد می‌کشند شاید شما هم تا به حال این موضوع را تجربه کرده باشید؛ هنگام بیماری و درد کشیدن وقتی دست همسرتان را می‌گیرید دردتان کاهش می‌یابد، به خصوص اگر در یک رابطه سالم و موفق باشید. البته این واقعیت در مورد دوستان و سایر اعضای خانواده نیز صدق می‌کند اما انرژی مثبتی که از تماس با عشق خود می‌گیرید تاثیرگذاری بسیار بیشتری دارد. عشق باعث افزایش ترشح اکسی‌توسین و اندورفین می‌شود که از مسکن‌ها و آرامبخش‌های طبیعی بدن هستند. علاوه براین، هورمون اکسی‌توسین باعث کاهش التهاب و مرگ سلولی می‌شود. قلب سالم‌تری دارند انسان‌ها موجوداتی اجتماعی هستند و نیازهای بیولوژیک آنها را به سمت دوست‌یابی می‌کشاند بنابراین وقتی نمی‌توانند برای خود یار و همراه پیدا کنند استرس‌شان بیشتر می‌شود. اما کسانی که روابط عاشقانه دارند استرس کمتری را تجربه می‌کنند؛ در نتیجه سلامت قلب و عروق‌شان نیز ارتقا می‌یابد. در مقابل آن افرادی که طلاق گرفته‌اند بیشتر دچار بیماری‌های قلبی - عروقی و سکته می‌شوند. کاهش استرس درمتاهل‌ها استرس می‌تواند عملکرد سیستم ایمنی بدن را دچار اختلال کند و شما را مستعد ابتلا به انواع بیماری‌ها كند. زوج‌های موفق وقتی در موقعیت‌های استرس‌زا قرار می‌گیرند بدن‌شان کمتر از بقیه افراد هورمون کورتیزول ترشح می‌کند. این درحالی است که افزایش کورتیزول، سیستم ایمنی را سرکوب می‌کند و راه را برای انواع بیماری‌ها باز می‌کند. علاوه براین کورتیزول باعث تجمع چربی در اطراف احشاء شکم می‌شود که این چربی خود با بیماری‌های قلبی، دیابت، سرطان و ... در ارتباط است. ازدواج با معشوق می‌تواند باعث کاهش خطر دیابت، بیماری‌های قلبی، آلزایمر و دیگر بیماری‌های مزمن شود. مثبت‌اندیش‌تر هستند همه ما می‌دانیم که عشق روحیه را تقویت می‌کند اما این موضوع فقط به روان ختم نمی‌شود. پژوهش‌های علمی بسیاری وجود دارند که نشان می‌دهند که عشق واقعا روی مغز تاثیر می‌گذارد. در یکی از تحقیقات مشخص شد وقتی داوطلبان به عکس معشوق خود نگاه می‌کنند فعالیت هورمون دوپامین در مغزشان افزایش می‌یابد. این هورمون باعث مثبت اندیشی، افزایش انرژی و بهبود سلامت می‌شود. کاهش فشار خون محققان به این نتیجه دست یافته اند که توجه به همسر باعث کاهش فشارخون و افزایش ترشح هورمون آرامش‌بخش اکسی‌توسین می‌شود. پس هرچه بیشتر به همسر خود توجه داشته باشید بیشتر می‌توانید از این تاثیر بهره‌مند شوید. بهتر می‌خوابند خوابیدن در کنار کسی که عاشقش هستید باعث افزایش حس امنیت، آرامش و بهبود خواب می‌شود. خواب کافی نیز با سلامت بدن و قلب و ثابت ماندن وزن و فشار خون در ارتباط است. هورمون اکسی‌توسین به شما کمک می‌کند خیلی راحت به خواب عمیق فرو بروید. بی‌اختیاری ادرار نمی‌گیرند! روابط زناشویی عاشقانه باعث تقویت عضلات کف لگن می‌شوند. باید بدانید که ضعف این عضلات به خصوص در خانم‌ها باعث بی‌اختیاری ادرار در سنین میانسالی می‌شود. از طرفی تقویت این عضلات خود باعث بهبود عملکرد در روابط زناشویی می‌شود. کمتر دکتر می‌روند! آمار نشان می‌دهد افراد متاهل نسبت به افراد مجرد کمتر به مراجعه پزشکی احتیاج پیدا می‌کنند و کمتر در بیمارستان بستری می‌شوند. زوج‌های عاشق بیشتر به سلامت یکدیگر اهمیت می‌دهند و اگر معشوق‌شان مشکلی پیدا کند به او گوشزد کرده و از او مراقبت می‌کنند. به همین دلیل این افراد کمتر بیمار می‌شوند. چند واقعیت جالب: - وقتی عاشق هستیم و استرس‌مان کمتر است، زخم‌های‌مان سریع تر ترمیم می‌شوند. - عشق اعتماد به نفس را بالا می‌برد و باعث می‌شود بیشتر به سلامت جسمی‌مان اهمیت دهیم. - آمار افسردگی شدید در مردان مجرد 9 برابر بیشتر از مردان متاهل است. از طرفی طلاق گرفتن، احتمال خودکشی را دوبرابر در مردان افزایش می‌دهد. - روابط زناشویی عاشقانه در سنین جوانی خطر سرطان پروستات را در سنین بالاتر کاهش می‌دهد. - زنانی که حداقل هفته‌ای یک بار رابطه زناشویی عاشقانه دارند، استروژن بیشتری تولید می‌کنند و عادت ماهانه‌شان منظم‌تر است.
  19. این گونه شوهرتان را خانه دار کنید شوهر خانه‌دار این روزها بیشتر به کار میاد ! مردهای امروزی بیشتر از قدیمي‌ها همسرشان را درک مي‌کنند یا لااقل ادعا مي‌کنند نسبت به مردان ديروز با شریک زندگی‌شان صميمي‌ترند. اما همین آقایان نیمه روشنفکر وقتی با انبوهی از ظرف‌های نشسته و خانه پر گرد و خاک روبه‌رو مي‌شوند، خود را کنار مي‌کشند و همسرشان را به عنوان تنها مسئول انجام کارهای خانه معرفی مي‌کنند. در میان مردهای امروزی، کم نیستند کسانی که بار مسئولیت خانه را برای همسرشان کمي‌سبک‌تر مي‌کنند. اما اغلب آنها هم از انجام کارهای خانه نه به عنوان یک وظیفه ثابت، بلکه به عنوان یک لطف به همسر دوست‌داشتنی‌شان یاد مي‌کنند. در این مطلب از اصلی‌ترین شکایت‌های زنان از دست تنهایی‌شان در انجام کارهای خانه صحبت کرده‌ایم و برای خلاص شدن از آنها راه‌حلی‌هایی را پیشنهاد داده‌ایم. اگر در موقعیت مشابهی قرار دارید، از این راه‌ها برای کم کردن خستگی‌تان کمک بگیرید. از توانایی‌هایش استفاده کنید شکایت خانم‌ها: انگار اصلا حرف‌های من را نمي‌شنود. من مي‌گویم خسته‌ام، دیگر نای کار کردن ندارم اما او باز هم دست به سیاه و سفید نمي‌زند. از اینکه یک‌تنه باید مهمان داری کنم، به بچه برسم، غذا درست کنم و خانه را تمیز نگه دارم کلافه شده‌ام. چرا خودش خستگی‌ام را نمي‌بیند و برای آرام شدنم تلاشی نمي‌کند؟ درست است که شریک کردن مردها در کارهای خانه شدنی است اما باید انتظارات‌تان را با واقعیت هماهنگ کنید. شاید همسر شما اهل گردگیری خانه نباشد اما بتواند گاز را بشوید و شاید در طول هفته انرژی جارو کردن را نداشته باشد اما در خانه تکانی آخر هفته بتواند به شما کمک کند. پس برای جلب همکاری‌اش، بیشتر از آنکه به مساوی بودن حجم کارهای‌تان توجه کنید، به توانایی‌ها، مهارت‌ها و علایق او توجه کنید. ممکن است همسرتان توانایی یا حوصله انجام کارهای ظریف مثل برق انداختن قاشق‌ها را نداشته باشد اما بهتر از شما بتواند کاشی‌های حمام را برق بیندازد. پس در این مورد با هم حرف بزنید و اجازه دهید از میان کارهای بی‌شمار خانه، چند کار را برای شروع انتخاب کند. چرا ظرف‌ها را نمی‌شوید؟ شکایت خانم‌ها: تا به حال بارها و بارها به‌ دليل همکاری نکردن همسرم در کارهای خانه با هم بحث کرده‌ایم. هر بار که ناراحتی من را مي‌بیند، زود دست به کار مي‌شود اما از فردا من را دست تنها رها مي‌کند. از بحث کردن در مورد این موضوع خسته‌ام. چرا همسرم بدون اينكه من بخواهم يا بحث کنم، برای شستن ظرف‌ها یا گردگیری خانه پیش قدم نمي‌شود؟ تصور نکنید همه این پیش فرض‌های همسرتان، قرار است یک روزه تغییر کنند. شما به زمان و صبر بیشتری نیاز دارید و قطعا نمي‌توانید یک روزه از همسری که سال‌ها به شما کمک نکرده، مرد دیگری بسازید، پس صبور باشید و قدم قدم جلو بروید. ناامید نشوید و برای تنبیه کردن همسرتان دوباره همه کارها را با عصبانیت و قهر یک‌تنه به عهده نگیرید. شاید لازم باشد تا مدتی هر بار که به کمک او نیاز دارید، موضوع را با جزئیات کامل مطرح کنید. مردهایی که از کار خانه چیزی سر در نمي‌آورند، نمي‌توانند خودجوش به این امور رسیدگی کنند و باید کسی دقیقا به آنها بگوید که باید از کجا شروع کنند و کارها را چطور پیش ببرند. با کار کردن شما در خارج خانه مشکل دارد؟ شکایت خانم‌ها: صبح ساعت 7 از خانه بیرون مي‌زنم و ساعت 6عصر از اداره برمي‌گردم. تازه وقتی به خانه مي‌رسم باید ظرف‌های هله‌هوله‌ای که همسرم دیشب خورده و خرده‌هاي بیسکویت و پوست‌های تخمه را از جلوی تلویزیون جمع کنم. نمي‌توانم هم به کار بیرونم خوب برسم و هم خانه را هر روز مرتب کنم. وقتی به همسرم موضوع را مي‌گویم، مي‌گوید کار بیرون را رها کن تا اینقدر خسته نشوی. نه تنها بی‌تفاوتی همسرتان و به هم ریختن خانه، بلکه کمک نکردن او در وظایف روزمره هم مي‌تواند به یکی از دلایل اصلی اختلاف میان شما تبدیل شود. مي‌توانید برایش توضیح دهید که همراهی‌اش برای انجام کارهای خانه، تنها خستگی شما را کم ‌نمي‌کند يا شما را به هم نزدیک‌تر نمي‌کند، بلکه عشق میان‌تان را بیشتر مي‌کند. به او بگویید که کمک کردن‌هایش احساس آرامش بیشتری را در شما ایجاد کرده و رابطه میان شما را نزدیک‌تر و دوستانه‌تر مي‌کند. شاید هم همکاری نکردن او در کارهای خانه، راهی برای ابراز مخالفت او با شاغل بودن شما باشد، یادتان نرود که اغلب مردها مخالفت‌شان با یک موضوع را به شکلی غیر مستقیم نشان مي‌دهند. پس در یک گفت و گوی آرام اما شفاف، نظرش را در این مورد بپرسید و اگر گفت با کار کردن شما مخالف است، دلایل مخالفتش را جویا شوید. ساعت کار؟ محل آن؟ مسیر کار؟ حقوق ماهانه آن؟ سبک خرج کردن درآمدتان؟ کدامشان دلیل اصلی مخالفت و مقاومت او هستند؟ این دلیل را پیدا کنید و برای تغییر دادن شرایط تلاش کنید. چرا حرفم را پشت گوش می اندازد؟ شکایت خانم‌ها: بعد از مدت‌ها بحث و جدل، همسرم راضی شده که در کارهای خانه به من کمک کند اما با سهل انگاری وظایفش را پشت گوش مي‌اندازد و به محض اینکه اعتراض مي‌کنم، مي‌گوید تو قدر کمک‌های من را نمي‌دانی و با همین بهانه از ادامه دادن طفره مي‌رود. نمي‌گوییم همسرتان حق دارد اما شاید رفتارهای اشتباه شما در این مورد بی‌تاثیر نباشد. به همسرتان با رفتار و حرف‌های‌تان نشان دهید که کمک‌هایش چقدر در آرامش شما و نزدیک‌تر شدن‌تان به هم تاثیر گذاشته. به او امر و نهی نکنید، بی وقفه از کارهایش ایراد نگیرید و تاثیر این همکاری را از او پنهان نکنید. انجام کارهای خانه برای اغلب مردها لذت بخش نیست اما مي‌توانید با قدردانی از زحماتش احساس خوب‌تان را به او هم منتقل کنید. اگر همسرتان بداند که با انجام همین مسئولیت‌های کوچک تا چه اندازه شما را آرام‌ کرده، برای به عهده گرفتن وظایف پیش‌قدم مي‌شود. چرا به بچه نمی‌رسد؟ شکایت خانم‌ها: همه مسئولیت‌های خانه با من است. عصر زودتر از همکاران دیگرم از کار بیرون مي‌زنم تا بچه را از مهد بیاورم. رئیسم مدام از غیبت‌های هر روزه‌ام ایراد مي‌گیرد و بچه‌ام به دليل دیر رسیدن‌هایم غر مي‌زند. وقتی می‌بینم خاک روی میز خانه نشسته عصبی مي‌شوم و اینکه هیچ کاری را درست انجام نمي‌دهد، آزارم مي‌دهد. چه همسرتان در کارهای خانه کمک کند و چه نه، انجام کارهای بیرون از منزل، رسیدگی به وضعیت فرزندتان و بی‌عیب و نقص نگهداشتن همه این مسئولیت‌ها آسان نیست. پس بیشتر از توان‌تان از خود انتظار نداشته باشید. قطعا خانه شما نمي‌تواند به تمیزی خانه کسی باشد که چند ساعت در روز برای رفت و روب فرصت دارد. پس کمال‌گرایی را کنار بگذارید و به جای تلخ کردن زندگی به کام خود و همسرتان، راهی برای آرام شدن پیدا کنید. یکی از موثرترین راه‌ها برای جلب همکاری مردها، ساختن خانه‌ای آرام است. اگر شریک زندگی‌تان بعد از ورود به خانه دغدغه‌ای نداشته باشد و از تلاش‌هایی که برای آرامشش مي‌کنید باخبر باشد، کمتر احتمال دارد که تنهای‌تان بگذارد و با انبار کردن مسئولیت‌ها روی دوش شما، کسی که دوستش دارد را خسته کند.
  20. Amir

    عشق و عاشقی هایی سراسر دروغین

    دروغ گفتم چـون دوستش داشتـم... عشق و عاشقی هایی سراسر دروغین برای خیلی از ما، هدف وسیله را توجیه می‌کند. کم نیستند کسانی که به نام دوست داشتن و عشق، به هر وسیله ای رو می‌آورند و جز حفظ کسی که دوستش دارند، به چیز دیگری فکر نمی‌کنند اما ماندن یک فرد در رابطه، به معنای ماندگار شدن دوست داشتن نیست. برای آنکه این حس خوشایند را در همه لحظات با هم بودن‌تان تجربه کنید، باید آداب دوست داشتن را هم بدانید. آمدن دروغ به دنیای عاشقانه شما، حتی اگر با دلایل خوش آب و رنگی آن را توجيه کنید، می‌تواند شما را به بازی خطرناکی وارد کند؛ بازی‌ای که اغلب احساس خوشایند و آرامش بخش دوست داشتن، اولین قربانی آن می‌شود. خودتان را دوست ندارید؟ اگر احساس خوبی نسبت به خودتان نداشته باشید و با خودتان آشتی نکنید، نمی‌توانید به دروغ گفتن پایان دهید. شاید از جایگاه خودتان در رابطه با اطرافیان، همکاران یا دوستان‌تان راضی نیستید و به‌دليل نگرانی از قضاوت آنها به دروغ رو می‌آورید اما یادتان نرود که ساده‌ترین راه برای پنهان کردن این احساس ناخوشایند، پنهان کاری و دروغ است. قرار نیست دیگران- به ویژه در محیط‌های اجتماعی و شغلی- از همه رازها و رویدادهای زندگی شما باخبر باشند، اما وقتی پای ازدواج به میان می‌آید خیلی چیزها فرق می‌کند. شما می‌توانید به راحتی از پاسخ دادن به سؤال‌های خصوصی در محیط کار طفره بروید، اما پاسخ دروغ دادن به سؤال‌های همسر آینده نمی‌تواند به شما کمکی کند. حتی در محیط‌های اجتماعی هم گرچه حق دارید برخی واقعیات را پنهان کنید اما دلیلی برای دروغ گفتن وجود ندارد. دروغ نمایش واقعیت به شکل دیگری است و از یاد نبرید که چنین نمایشی فشار روانی زیادی را به شما تحمیل می‌کند و انرژی تان را می‌گیرد. پنهان کرده‌اید یا دروغ گفته‌اید؟ شریک آینده زندگی شما حق دارد بداند با چه کسی عمرش را می‌گذراند. نمی‌گوییم هیچ رازی نداشته باشید. برخی از اتفاقاتی که در گذشته تجربه کرده‌اید و دانستن‌شان گرهی از مشکلات دیگران باز نمی‌کند، در گروه راز‌های شما قرار می‌گیرد. رازهایی که شاید صمیمی‌ترین دوستان و خانواده‌تان هم از آنها بی خبر باشند. اما اتفاقاتی که می‌توانند تاثیری در آینده شما بگذارند یا در گروه حساسیت‌های اصلی همسر آینده‌تان قرار می‌گیرد را نمی‌توانید پنهان کنید. درست است که گذشته هر فردی متعلق به خودش است اما تا زمانی می‌توانید دیگران را از این گذشته بی خبر بگذارید که رد پای آن به آینده رابطه شما وارد نشود. گذشته از این، باز هم تکرار می‌کنیم که نگفتن بخشی از واقعیت با دروغ گفتن در مورد آن تفاوت زیادی دارد و قطعا این دو موضوع تاثیر متفاوتی هم بر رابطه شما می‌گذارند. انتظار نداشته باشید همه چیز رؤیایی بماند اگر به این نتیجه رسیده‌اید که باید حقیقت را بگویید، درفرصتی مناسب که او و شما در زمان و شرایط مناسبی هستید، حقایق را یک به یک با او در میان بگذارید. بگویید برای شفاف سازی آماده هستید و از او بخواهید به شما برای جبران فرصت دهد. از طرف دیگر به او فرصت بدهید تا به آنچه که گذشته فکر کند. اگر شدت دروغ‌ها و پنهان‌کاری‌های‌تان زیاد بوده، به او حق دهید که مدتی برای کنار آمدن با خودش و رسیدن به نتیجه نهایی وقت بگذارد. بگویید به‌دليل علاقه به او تصمیم گرفته‌اید صادق باشید اما پیشنهاد نمی‌کنم علاقه‌مند بودن به او را به عنوان دلیل دروغ گفتن‌های‌تان بیان کنید. نگویید دروغ گفتم چون می‌خواستم تو را حفظ کنم. این جمله به خصوص در آقایان احساس نامطلوبی ایجاد می‌کند. می‌خواهید رؤیایی باشید؟ وضعيت ديگر هنگامی است که برای رهایی از اضطراب دیدن ضعف‌های شخصیتی یا موقعیتی خود به خیالات خود پناه می‌بریم و یک خود ايده‌آل می‌سازیم و تلاش می‌کنیم آن را به دیگران نشان دهیم. اگر شما هم به چنین پناهگاهی رفته‌اید، بهتر است به این موضوع هم توجه کنید که هر چقدر از خود اصلی‌تان بیشتر فاصله بگیرید وضعیت روحی روانی نامطلوب‌تر و بیمارگونه‌تری برای خود خواهید ساخت بنابراین بهتر است با کمک یک روان درمانگر مشکلات درونی خود را حل کنید تا فاصله خود ایده‌آل و خود واقعی‌تان کمتر شود و از آنچه که هستید راضی‌تر شوید. گذشته از این، از خود بپرسید که همسر آینده شما به حضور یک همراه صادق در زندگی‌اش نیاز دارد یا یک زن بی‌عیب و نقص و رؤیایی؟ تا کجا ادامه می‌دهید؟ چرا به نامزدتان دروغ گفته‌اید؟ احساس می‌کنید همان‌طور که هستید پذیرفتنی نیستید و کسی نمی‌تواند شما را با همه کاستی‌ها یا اشتباهاتی که انجام داده‌اید دوست داشته باشد؟ از خود بپرسید اگر او با شناختن خود واقعی شما میلی به بودن در کنارتان نداشته باشد، آیا بهتر نیست همین امروز از زندگی‌تان بیرون برود؟ گذشته از این آیا واقعیت‌هایی که از او پنهان کرده‌اید، به محدوده شخصی زندگی مشترک‌تان مربوط می‌شود؟ یعنی آشکار شدن‌شان بر زندگی شما تاثیری جدی می‌گذارد؟ اگر پاسخ‌تان مثبت باشد، باید به این فکر کنید که ماه تا چه زمانی پشت ابر پنهان می‌ماند و اگر بعد از گذشت چند سال این واقعیت‌ها آشکار شدند، چه بلایی سر رابطه‌ای که برایش انرژی گذاشته‌اید و عمرتان را صرف آن کرده‌اید می‌آید؟ معیار صداقت برای اغلب آدم‌ها، یکی از اصلی‌ترین معیارهای انتخاب همسر است. از خود بپرسید زمانی که این معیار مهم در ذهن شریک زندگی‌تان خدشه‌دار شود، چه اتفاقی برای رابطه شما می‌افتد؟ خودتان را کند و کاو کنید اگر شما به فرد مورد علاقه‌تان دروغ‌هایی گفتید یا مواردی را از او پنهان کرده‌اید که بايد به او می‌گفتید، باید از همین امروز برای تغییر این وضعیت تلاش کنید. اگر وجود یک بیماری جدی، نامزدی قبلی یا موضوعاتی از قبیل جدایی والدین‌تان را از او پنهان کرده‌اید، بهتر است ابتدا کمی برای خود وقت بگذارید و با کمک یک متخصص ترس‌هایی را که باعث این دروغ‌ها شده را ریشه‌یابی کنید. اگر شما ریشه نگرانی‌ها و ترس‌های‌تان را پیدا نکنید، احتمال اینکه دوباره پای دروغ به روابط‌تان باز شود کم نیست. اگر بفهمد چه می‌شود؟ دروغ گفتن، انرژی زیادی را از شما می‌گیرد و باید تاکید کنیم، زمانی که دروغ به زندگی خصوصی شما پا می‌گذارد، فشاری که به روان شما وارد می‌کند، چند برابر می‌شود. ترس از فاش شدن حقیقت به یکی از دغدغه‌های اصلی شما تبدیل می‌شود و با هر اتفاق ساده‌ای از رو شدن واقعیت می‌ترسید. ترس از اینکه نامزد یا همسرتان با فهمیدن واقعیت اعتمادش را به شما از دست دهد و در احساسش تغییری ایجاد شود، تا زمانی که دروغ‌ها در جریانند، از زندگی شما بیرون نمی‌رود و حتی می‌تواند زمینه گفتن دروغ‌های بیشتری را فراهم کند. کمک بگیرید پیش از آنکه واقعیت را با او درمیان بگذارید، با یک روانشناس مشورت کنید. شاید بهتر باشد جزئیات ماجرا را با یک متخصص در میان بگذارید و با راهنمایی‌های او، قدم به قدم تا از بین بردن این فشار روانی تلاش کنید.
  21. قبل از گفتن «بله» این 3 سوال را از خودتان بپرسید خواستگارتان خیلی از شما بزرگتر است ؟ همانقدر که ازدواج با مردان کوچکتر بیشتر شده، ازدواج با مردانی که بزرگتر هستند هم زیاد شده است. مردانی که بعضا پانزده سال یا حتی بیشتر از زن مورد علاقه شان بزرگتر هستند. در چنین شرایطی شما به عنوان کسی که مورد خواستگاری قرار گرفته باید سه سوال اساسی را از خودتان بپرسید و تنها در صورتی که جوابتان به این سوال ها مثبت است به ادامه رابطه جدی تر از قبل فکر کنید. نظرش درمورد بچه دار شدن با شما یکی است؟ اگر خواستگارتان در اواخر دهه سوم یا چهارم زندگی اش به سر می برد احتمالا تا الان به دیدگاه های ثابتی درباره داشتن بچه رسیده است. ممکن است قبلا ازدواج کرده باشدو حتی بچه یا بچه هایی هم داشته باشد. در این شرایط داشتن یک بچه دیگر احتمالا گزینه ایده آلی برای او نخواهد بود. این در حالی است که شما سنی ندارید و دلتان می خواهد خیلی زود مادر شوید. اصلا ممکن است ماجرا کاملا برعکس باشد. او باز هم بچه بخواهد و شما آمادگی بچه دار شدن را نداشته باشید. چه در آرزوی مادر شدن هستید و چه از بچه داری خوشتان نمی آید باید نظر او را درباره موضوع «بچه» جویا شوید. بهتر است یک سوال کلی مطرح کنید و بگذارید خودش به تنهایی جواب بدهد. نگذارید پیش دستی کند و نظر شما را جویا شود چون در اینصورت ممکن است جواب هایش را طبق خواست شما تنظیم کندو بعد از گرفتن جواب مثبت به خواست خودش برگردد. موضوع بچه بهتر است در جلسه سوم یا چهارم خواستگاری مطرح شود. دو جلسه اول خیلی زود هستند! بعد از جلسه سوم و چهارم هم ممکن است به طرف مقابل علاقمند شده باشید و شرایط او را بپذیرید. همان جلسه سوم و چهارم را بچسبید! با علائم سالخوردگی اش کنار می آیید؟ مورد توجه قرار گرفتن از جانب مردی که از شما بزرگتر است خوبی هایی دارد: رفتار او پخته تر است، بچه بازی های کمتری دارد، می داند با شما چطور رفتار کند و به عنوان یک مرد جا افتاده وضعیت اقتصادی اش هم ثبات پیدا کرده است. در شرایطی که شما یک کارمند ساده هستید و هنوز به پیشرفتی که می خواهید نرسیده اید او می تواند الگوی تمام و کمال تان شود اما در کنار تمام نکات مثبت خواستگارتان به زودی علائم سالخوردگی را نشان خواهد داد. کم کم موهایش خاکستری و بعد سفید می شوند. دوست دارد شب ها زودتر بخوابد. به آرامش بیشتری نیاز دارد و شاید دیگر حوصله هیجان های سن شما را نداشته باشد. قبل از اینکه جواب مثبت بدهید از خودتان بپرسید آیا می توانید با چنین وضعیتی کنار بیایید؟ آیا اگر لازم شد می توانید از او مراقبت کنید؟ اگر جوابتان به این سوال ها قاطع و مثبت است می توانید روی او جدی تر فکر کنید. در غیر اینصورت نه خودتان را بازی بدهید و نه او را. فهرست چیزهایی که از آنها لذت می برید یا برعکس به هم شبیه است؟ اختلاف سنی زیاد به معنی این است که شما دو نفر در دو دوره مختلف رشد کرده اید. خواننده های محبوبتان با هم فرق دارند، فیلم های مورد علاقه تان سبک های مختلفی دارند و در نهایت از نظر وضعیت کاری هم در دوموقعیت کاملا متفاوت هستید. دوستانتان هم که دیگر جای خود را دارند: یک عده اهل دسته جمعی سینما رفتن و عده دیگر عاشق پیک نیک های خانوادگی. در این شرایط از خودتان بپرسید آیا می توانید در جمع همسالان او حاضر شوید؟ آیا می توانید او را در جمع دوستان خودتان بیاورید؟ چقدر وجه مشترک دارید؟ ممکن است از کودکی تان جلوتر از سن خودتان بوده باشید و فکرتان بزرگتر از سن تان باشد. در این شرایط می توانید خودتان را به دنیای او نزدیک کنید و از او هم بخواهید به دنیای شما نزدیک شود. فقط باید مراقب باشید که مرزهای شخصیتی تان به هم نریزند. از خودتان بپرسید از تفریحات او لذت می برید؟ در شرایط غیرایده آل ممکن است برایتان غیرقابل تحمل باشد که رابطه تان با همسالانتان کمتر شود.در این صورت بهتر است روی این رابطه بیشتر فکر کنید و تمام جوانب را به خوبی بسنجید.
  22. Amir

    «دوستت دارم» معجزه می کند

    گفتگوی سالم و به اصطلاح مدیریت گفتمان، اصلی است که می تواند در حفظ بنیان خانواده، تاثیر بسزایی داشته باشد. چگونگی برقراری ارتباط نیاز به مهارت دارد، مهارتی که امروزه در بین زوج های جوان کمتر دیده می شود. در این بین «فن بیان» و «گفتگوی سالم» از زیرشاخه های ارتباط کلامی است که در روند زندگی خانواده ها بسیار موثر است. چرا که نداشتن مهارت گفتمان در بین زوج های جوان باعث می شود نتوانند با یکدیگر گفتگویی سالم داشته باشند. بنابراین ممکن است با کوچکترین لفظی از سوی یکدیگر، کدورتی و آتش زیر خاکستری بین شان ایجاد شود و در نهایت منجر به طلاق شود. در آستانه سال جدید چه بهتر است که به شیوه های گفتمان بیشتر دقت کنید تا بتوانید از همین روزهای ابتدایی سال، طعم شیرینی به زندگی تان ببخشید... این مقاله را دنبال کنید... عدم توجه به گفتمان خیلی از زوج ها به تفاوت کلامی یکدیگر توجه نمی کنند، مرد و زن برای نفوذ بهتر، باید به تفاوت های خود در صحبت کردن، بین احساسات و نوع گوش کردن، توجه لازم داشته باشند. زوج های جوان معنای تفاهم را در داشتن نقاط مشترک می دانند و وقتی این مورد را در خود می بینند، فکر می کنند با هم تفاهم دارند ولی بعد از مدتی زندگی کردن احساس می کنند که با هم تفاهم ندارند و همدیگر را درک نمی کنند. اما متاسفانه خیلی از زوج های جوان نمی توانند به مدیریت گفتمان برسند، زیرا متوجه تفاوت های یکدیگر نمی شوند. خانم ها معمولا عاطفی، احساسی، جزیی نگر و حساسند، در صورتی که آقایان کلی نگر، منطقی و کمتر عاطفی هستند. تحقیقات نشان داده اگر زن و مرد به تفاوت ها و خصوصیات یکدیگر بیشتر توجه کنند، راحت تر می توانند با هم گفتگوی سالم داشته باشند. آقایان کلی نگر، خانم ها جزیی نگر!! اصولا، تفاوت افکار و سلیقه بین زن و مرد نه تنها باعث اختلاف نمی شود، بلکه جذابیت را نیز به دنبال دارد، ولی اگر تفاوت جسمی و روحی یکدیگر را درک نکنند، منجر به بروز اختلافات می شود. در این زمینه نمی خواهم به قضاوت و داوری بپردازم ولی به آن دسته از خانم هایی که از عملکرد همسرشان ناراحت می شوند، می گویم یکی از خصوصیات آقایان این است که کلی نگر هستند و کمتر به جزییات توجه می کنند. برعکس خانم ها جزیی نگر هستند، پس قبل از اینکه ناراحت شوید و بخواهید روش گفتمان خود را تغییر دهید از روحیات همسرتان آگاهی داشته باشید زیرا آنها گاهی به طور ذاتی متوجه تغییرات نمی شوند. به آقایان هم توصیه می کنم که به روحیات یک زن که جزیی نگر است و نیازمند تمجید و توجه است، بیشتر دقت کنند. پس درک متقابل از یکدیگر و کسب اطلاعات از رفتار طرف مقابل از ایجاد یک گفتمان نادرست جلوگیری می کند! خجالتی های بامحبت بعضی افراد، از محبت کردن به دیگران خجالت می کشند، چرا؟ دلیل این رفتار این است که بیشتر از «من والد» استفاده می کنند تا «من بالغ». من والد؛ یعنی اینکه فرد در خانواده طوری تربیت شده است که همان شیوه را در زندگی آینده خود با همسرش به کار می برد. فرض کنید مردی، در خانواده به نحوی تربیت شده است که احساس عاطفی خود را نمی تواند به دیگران خوب بروز دهد و به نوعی خجالت می کشد. همین فردا اگر با یک زن کاملا احساسی ازدواج کند و خودش را تغییر ندهد، به طور حتم در زندگی دچار مشکل می شود، چون قدرت انتقال عاطفه را به دیگران ندارد، اگر فردی هم بخواهد این کار را انجام دهد، چون در خانواده ای بزرگ شده که پدرش هم همینطور بوده است، به طور ناخودآگاه مطابق رفتار پدرش عمل می کند. توصیه ما روانشناسان این است که افراد باید «من والد» را کنار بگذارند و به «من بالغ» یعنی به بلوغ فکری برسند و به دنبال اطلاعات در زمینه نشان دادن علاقه و محبت به دیگارن حتی همسرشان باشند و اگر به بلوغ فکری برسند به راحتی می توانند احساسات و عواطف خود را بروز دهند. معجزه دوستت دارم قدیمی ترها در زندگی خود با مشکلات کمتری مواجه بودند، پدران و مادران ما در گذشته فکرشان تنها این بود که به نوعی اموراتشان بگذرد، توقع خانم از همسرش، این بود که نان آور خوبی باشد و برعکس، آن خانم نیز، کدبانوی خوبی باشد؛ اما امروزه با توجه به تغییر و تحولات به وجود آمده، خواسته زوجین فراتر از مادیات است و بیشتر به دنبال کسب محبت و نیازمند به عاطفه بیشتر هستند. این به آن معنا نیست که مادیات مد نظر نیست، بلکه محبت و عاطفه همپای مادیات، در این عصر مورد توجه قرار گرفته است... پس زوجینه به خصوص آقایان، باید بیشتر به مقوله عاطفه بپردازند، متاسفانه برخی آقایان فکر می کننداگر به همسرشان ابراز علاقه داشته باشند، احساس حقارت می کنند، در صورتی که این طرز تفکر، نشاندهنده ضعف فکری مرد است و آقایان باید بدانند که خانم ها بیشتر به حمایت، خصوصا از نوع عاطفی نیازمندند. آقایان برای ابراز محبت به همسرشان خجالت می کشند، علت آن ممکن است ریشه خانوادگی باشد، به همین دلیل به آقایان توصیه می کنیم که در این زمینه خجالت را کنار بگذارند، زیرا بروز دادن عواطف و احساسات، تاثیر زیادی در زندگی خانوادگی دارد. بنابراین حتما به دنبال «من بالغ» یعنی کسب اطلاعات و رسیدن به نقطه آرمانی باشند. البته این نکته مهم را نیز باید زوجین مد نظر داشته باشند که اگر صحبت از ابراز علاقه و احساسات می کنیم به گونه ای نباشد که افراط و تفریط در آن به وجود بیاید، زیرا همین عامل باعث دلزدگی زوجین می شود. هر چیزی باید در حد تعادل باشد و افراط و تفریط در گفتمان، صورت خوشی ندارد، مثلا ما بارها به آقایان گفته ایم که کلمه «دوستت دارم» و به کار بردن آن برای یک خانم معجزه می کند ولی اگر بخواهد روزی صد بار این کلمه را تکرار کند، این کلمه دیگر جذابیتی برای طرف مقابل نخواهد داشت و عادی می شود، پس زوجین سعی کنند در گفتمان خود، نقطه تعادل را حفظ کنند.
  23. Amir

    شما همسرش هستید نه مادرش !

    صبح زود‌تر از خواب بیدار می‌شوید، صبحانه را حاضر می‌کنید، لباس‌هایش را اتو می‌کنید، وسایلش را در کیف کارش می‌گذارید و لیوان شیر را پای‌تخت می‌برید و او را از خواب بیدار می‌کنید. بعد از خداحافظی هم هر چند ساعت یکبار با او تماس می‌گیرید و احوالش را می‌پرسید و در ده‌ها جمله عاشقانه به همسرتان توصیه می‌کنید مراقب خودش باشد. حالا یک بار دیگر رفتارهایی که برای اثبات عشق‌تان انجام داده‌اید را مرور کنید. شما بیشتر از آنکه به شریک زندگی شباهت داشته باشید به مادری دلسوز شبیه شده‌اید. تقصیر خودتان نیست. اغلب ما از کودکی یاد می‌گیریم که نشان دادن عشق یعنی‌ تر و خشک کردن دیگران و تصور می‌کنیم هر چه بیشتر شریک زندگی‌مان را‌ تر و خشک کنیم، همسر ایده‌آل‌تری به نظر می‌رسیم اما مراقب باشید، روانشناس‌ها می‌گویند مادری کردن برای مرد‌ها راه مناسبی برای نشان دادن عشق نیست و دیر یا زود زندگی مشترک‌تان را به سراشیبی می‌کشاند. رئیسش هستید؟ به محض اینکه همسرتان کاری را شروع می‌کند بالای سرش می‌روید و سعی می‌کنید او را راهنمایی کنید؟ گاهی برای جلوگیری از اشتباه‌هایش در نیمه کار خودتان آستین‌ها را بالا می‌زنید و برای تمام کردنش دست به کار می‌شوید؟ حاصل این رفتار شما همسری بدون اعتماد به نفس خواهد بود که حتی در نبود شما هم وظایفش را نیمه‌کاره‌‌ رها می‌کند و توانایی انجام درست هیچ کاری را در خود نمی‌بیند. از این راه بروید: حتی اگر احساس می‌کنید همسرتان اشتباه می‌کند، کمی طاقت بیاورید و بگذارید خودش متوجه این موضوع شود. از او بپرسید برای انجام کار کمک می‌خواهد و اگر پاسخش مثبت بود بپرسید چه کمکی از شما ساخته است. پرستارش هستید؟ وقتی سرما می‌خورد، راس ساعت با دارو‌ها بالای سرش حاضر می‌شوید و تا سوپش را نخورد از کنارش بلند نمی‌شوید؟ اگر شما به سلامتش رسیدگی نکنید و برایش از دکتر وقت نگیرید با بیماری می‌سوزد و می‌سازد؟ اگر پاسخ شما به این سؤال‌ها مثبت است باید بگوییم آنقدر برای همسرتان مادری کرده‌اید که او نقش خودش به عنوان یک کودک بی‌دست و پا که همیشه نیاز به مراقبت دارد را پذیرفته است. تصویری که از مادر در ذهن مرد‌ها نقش می‌بندد در زندگی آینده‌شان تاثیر می‌گذارد. محققان می‌گویند این گروه از مرد‌ها واقعا در آرزوی ازدواج با زنی شبیه مادرشان هستند و به همین دلیل وقتی زنی در دنیای زندگی مشترک برای‌شان مادری می‌کند، مقابلش نمی‌ایستند و در کنار او خود را تبدیل به یک کودک می‌کنند پس مراقب باشد همسرتان شما را گرفتار این دام نکند. از این راه بروید: همسرتان باید یاد بگیرد کسی جز خودش مسئول سلامت او نیست. پس دارو‌ها را روی میز بگذارید با مهربانی از او بخواهید ساعت را برای زمان مورد نظر کوک کند و بعد به کارهای خودتان برسید. طراح لباسش هستید؟ قبل از بیرون رفتن لباس‌هایش را آماده می‌کنید و به او می‌گویید چه بپوشد؟ بدون حضورش برایش لباس می‌خرید چون احساس می‌کنید او از این کار‌ها سر درنمی‌آورد؟ درست است که با این رفتارهای شما می‌توانید همسرتان را با‌‌ همان ظاهری که دوست دارید به دیگران معرفی کنید اما باور کنید این رفتارهای مادر و فرزندی آرام‌آرام از او مردی می‌سازد که اگر یک هفته به سر و وضعش رسیدگی نکنید از عهده شستن لباس‌هایش و توجه به آراستگی‌اش هم برنمی‌آید. از این راه بروید: از انجام کارهای شخصی همسرتان دست بردارید. شاید به‌خاطر تقسیم وظایف شستن لباس‌ها بر عهده شما باشد اما اجازه ندهید همسرتان برای اتو نداشتن لباس‌هایش یا ناهماهنگ بودن آنها با هم شما را سرزنش کند. اگر مثل یک مادر وظیفه مرتب بودن ظاهرش را بر عهده بگیرید، باید منتظر باشید که دیر یا زود کودکی کردن‌هایش در جنبه‌های دیگر زندگی مشترک‌تان هم دیده شود. ناظمش هستید؟ در مهمانی حواس‌تان به دهان همسرتان است تا مبادا حرفی که شما نمی‌خواهید را بزند؟ رفتارش در جمع را زیر نظر می‌گیرید و به محض سرزدن آنچه از نظرتان اشتباه است به او چشم غره می‌روید؟ انگار شما مثل یک مادر مشغول تربیت همسرتان هستید و می‌خواهید آن‌طور که شما انتظار دارید رفتار کند اما باور کنید رفتارهای امروز شما از او مردی می‌سازد که توان حمایت از شما را ندارد و از پس اداره زندگی مشترک هم برنمی‌آید. از این راه بروید: عشقی که به همسرتان دارید را همراه با احترام به او نشان دهید. به جای ساختن یک عروسک خیمه‌شب‌بازی از او، اگر رفتار نادرستی از همسرتان دیدید در یک گفت‌و‌گوی بالغانه در روزهای بعد موضوع را با او در میان بگذارید. معلمش هستید؟ می‌خواهید پیشرفت کند و در روز ثبت‌نام آزمون کار‌شناسی‌ارشد برایش دفترچه می‌خرید و برای درس خواندنش برنامه می‌ریزید؟ کتاب‌هایی که باید بخواند را شما مشخص می‌کنید و او را به تماشای فیلم‌هایی می‌نشانید که از نظر خودتان ارزش دیدن دارد؟ اما تا همسرتان خودش میلی به پیشرفت نداشته باشد، هل دادن‌های شما به نتیجه‌ای نمی‌رسد، پس اجازه دهید او نه به‌خاطر ترس از شما بلکه به‌خاطر ساختن زندگی مشترک‌تان نیاز به پیش رفتن را احساس کند. از این راه بروید: به جای هل دادنش کمی از او فاصله بگیرید و به‌خاطر تلاش‌هایی که خود خواسته انجام می‌دهد تشویقش کنید. قدر‌شناسی شما و دیدن زحماتش بهترین راه ایجاد انگیزه در همسرتان است. هورمون‌ها مقصرند محققان می‌گویند نوسانات هورمونی زن‌ها در دوره‌هایی از زندگی آنها را به یک مادر شبیه‌تر می‌کند. بررسی‌ها نشان می‌دهد ترشح هورمون اکسی‌توسین یا‌‌ همان هورمون عشق با وارد شدن به یک زندگی آرام و عاشقانه بیشتر می‌شود اما بالا رفتن میزان این هورمون در بدن زن‌ها از آنها تنها یک عاشق نمی‌سازد بلکه آرام‌آرام رفتارهای مادرگونه‌شان را هم تقویت می‌کند. محققان معتقدند ترشح‌بیشتر هورمون اکسی‌توسین زن‌ها را لطیف‌تر می‌کند و باعث می‌شود‌‌ همان احساساتی که برای نوزادشان به خرج می‌دهند را برای همسرشان هم خرج کنند. از طرف دیگر بررسی‌ها نشان می‌دهد هورمون اندروفین هم در تبدیل یک همسر به مادر نقش غیرقابل انکاری دارد. این هورمون که در بدن تازه‌مادر‌ها بیشتر از دیگران جاری می‌شود، بعد از ازدواج و در رابطه با شریک زندگی هم زیاد ترشح می‌شود و رفتار زنی که قرار است تنها شریک و همراه زندگی مرد باشد را به رفتار مادر‌ها شبیه‌تر می‌کند. ناجی‌اش هستید؟ تک‌تک رفتار‌هایش را نقد می‌کنید و مدام غر می‌زنید؟ گذشته‌اش را زیر سؤال می‌برید و به او می‌گویید تا زمانی که در زندگی‌اش نبوده‌اید هر لحظه یک اشتباه تازه به کارنامه‌اش اضافه می‌شده؟ اگر همین‌طور پیش بروید او برای جلوگیری از بیشتر سرزنش شدن و به‌خاطر تردیدی که نسبت به خودش پیدا کرده در آینده نزدیک روی حرف‌تان هم حرف نخواهد زد اما مراقب باشید! این تغییرات نشانه پیروزی و قدرت شما در زندگی مشترک نیست. از این راه بروید: ماسک دانای کل را از روی چهره‌تان بردارید و از همه رفتارهای همسرتان ایراد نگیرید. باور کنید زندگی با یک مرد بله قربان گوی بی‌اعتماد به نفس از زندگی با مردی که گاهی اشتباه می‌کند شیرین‌تر نیست. مدیر مالی‌اش هستید؟ همه خریدهای خانه را شما انجام می‌دهید چون تصور می‌کنید همسرتان از عهده آنها برنمی‌آید؟ برنامه‌ریزی‌های مالی را برعهده گرفته‌اید چون تصور می‌کنید همسرتان توانایی مدیریت اقتصادی این خانواده را ندارد؟ شاید تصورات شما چندان هم نادرست نباشد و واقعا شما مدیر مالی بهتری باشید یا در انجام خریدهای خانه ظرافت بیشتری داشته باشید اما تلاش برای ایده‌آل انجام دادن همه این کار‌ها از همسرتان مردی بی‌تفاوت خواهد ساخت که نه سر از حساب و کتاب زندگی درمی‌آورد و نه نیازهای خانه‌اش را می‌شناسد. از این راه بروید: برخی کار‌ها را بر عهده او بگذارید و بهانه‌هایش برای شانه خالی کردن از آنها را نپذیرید. اگر خودتان را توانمند‌تر می‌دانید، می‌توانید کارهای حساس‌تر را شخصا برعهده بگیرید اما اجازه ندهید همسرتان در این زندگی یک مهمان بی‌مسئولیت باشد.
  24. Amir

    راه های برنده شدن در مقابل همسر

    زندگی بالا و پایین دارد و گاهی در رابطه با شریک زندگی تان پایین قرار می گیرید و او بالا وگاهی برعکس.تمام این من های زندگی در یک رابطه، بعد از گذشت سالها تبدیل به ما می شود و اگر فوت وفن یک رابطه خوب را با شریک زندگی تان را بدانید، در بازی زندگی برنده می شوید و با رفتار درست الگوی خوبی برای فرزندانتان خواهید بود. با داشتن یک رابطه حساب شده با همسرتان، لحظات خوبی در زندگی خواهید داشت ، پس برای خوب ورق خوردن صفحات زندگی به نکات زیر توجه کنید. محبت به همسر آنچه باید قبول کنید؛ مسئولیت اشتباهات هنگامی در زندگی شخصی تان اشتباه می کنید و نوک پیکان این اشتباه به سمت شما است به نوعی احساسات شریک زندگی تان را خدشه دار می کنید. قضیه وقتی حادتر می شود که شما معذرت خواهی نمی کنید و مسئولیت اشتباه خودتان را بر عهده نمی گیرید، پس بهترین کار این است که عذر خواهی کنید. اگر هنگام مرتکب شدن به اشتباه، عذرخواهی نکنید و به تکرار آن اصرار داشته باشید، باب سرزنش کردن در زندگی تان باز می شود، این امر روند زندگی را برای شما خسته کننده می کند. اگر احساس می کنید کاری که انجام داده اید خطا نبوده است ودلیل قانع کننده ای دارد با شریک زندگی تان صحبت کنید و او را قانع کنید. در مشاجرات بمب ساعتی نباشید از قدیم گفته اند در دعوا حلوا پخش نمی کنند، پس فکر نکنید پس از یک مشاجره روزگارتان طعم شیری پیدا خواهد کرد، اگر می خواهید از یک بحث نتیجه گیری خوبی داشته باشید، هنگامی که عصبانی هستید به خودتان مسلط باشید و تحت هیچ شرایطی از الفاظ نامناسب و مقابله به مثل استفاده نکنید. بهترین حالت این است که اگر فکر می کنید نمی توانید خشم تان را کنترل کنید برای دقایقی از هم فاصله بگیرید، به طور مثال پیاده روی کنید،دوش آب سرد بگیرید. مطمئنا شما در یک موقعیت آرام تر مسئله ای را که برایتان بوجود آمده راحت تر حل خواهید کرد.گاهی یک تصمیم گیری و حرف نادرست در مشاجره جزء پشیمانی حاصلی ندارد. ساعاتی دوری ودوستی حتی هنگامی که رابطه ای بسیار عالی با شریک زندگی تان دارید، گاهی در مواقعی لازم است ساعاتی هر چند کوتاه در کنار یکدیگر نباشیم. به نوعی می توان گفت، سعی کنید هر یک از شما دلمشغولی های خاص خودتان را داشته باشید. کسی دارید، یک نکته را فراموش نکنید، یکدیگر را محدود نکنید و سپری کردن اوقات فراغت تان را منوط به همسرتان نکنید. گاهی همسر شما خسته از اتفاقاتی که در محل کارش افتاده است به منزل می آید و شما منتظر هستید تا او اکنون بعد از یک روز خسته کننده همراه شما باشد. به طور مثال کتابهای مورد علاقه خود را پیدا کنید، گلکاری کنید، در یک باشگاه ورزشی ثبت نام کنید، در جلساتی که موضوع مورد علاقه شما در آن مطرح می شود، شرکت کنید. شناسایی علاقه مندی های مشترک شاید شما در زندگی مشترک تان مثل دو قلو های به هم چسبیده نباشید اما در کنار یکدیگر و در زیر یک سقف زندگی می کنید، پس سعی کنید آنچه را که مشترکا به آن علاقه مند هستید، بشناسید و در اوقات فراغت از یک حس مشترک لذت ببرید. می توانید این کار را از راههای مختلف انجام دهید؛ نوشتن سرگرمی هایی که مورد علاقه هر دوی شما است، کمک می کند شما بهترین اوقات فراغت را تجربه کنید. تعارف عشق و محبت در سینی صداقت نقاشی لبخندی زیبا در فراز ونشیب زندگی کار آسانی است اگر کمی جسارت داشته باشیم و هدفمان این باشد که لبخند را روی صورت کسانی که در زندگی همراه مان هستند، بیافرینیم. ما با این کار به آنها اطمینان می دهیم در گوشه ای از قلب ما جای دارند و دوستشان داریم. یک شاخه گل، یک ایمیل ساده، یک نامه پر از مهر در سجاده نماز همسرمان همه و همه می تواند او را غافل گیر کند و نشان بدهد ما بدون قید وشرط عشق و محبت را در سینی صداقت تعارف می کنیم.
  25. Amir

    چه کنیم که عید زهرمار نشود ؟!

    معمولا روزهاي تعطيل براي خيلي از زن و شوهرها روزهاي پرتنشي است؛ روزهايي است كه بيشتر از همه با هم دعوا، جر و بحث مي‌كنند؛ عيد نوروز نيز از آن تعطيلات طولاني است كه در آن دعواهاي زن و شوهري كام خيلي از خانواده‌ها را تلخ مي‌كند اما چاره چيست؟ مهم‌ترین قدم براي داشتن عیدی آرام و تعطیلاتی خاطره‌انگیز این است که روابط خود و همسرتان را هم بتکانید و تغییر دهید. بايد با هم تمرین کنید تا این ایام را خوش بگذرانید و با حرف زدن و حفظ آرامش منظور خود را به یکدیگر برسانید. اگر موافق هستيد با ما همراه شويد كه اين نوروز بهترين نوروزي باشد كه تا به حال با همسرتان داشته‌ايد. چرا تعطیلات طولانی عید مشاجرات را افزایش می‌دهد؟ شایع‌ترین مسئله‌ای که در تعطیلات عید منجر به مشاجره می‌شود نداشتن یا کم بودن تجربه با هم بودن است. بحث دیگر که آتش مشاجره را شعله‌ورتر می‌کند، مسائل اقتصادی است. این مسئله ناشی از آن است که یا طرفین دید صحیحی از موقعیت اقتصادی یکدیگر ندارند یا به اشتباه برای آنها جا افتاده که حتما باید با لباس و اسباب نو به استقبال سال جدید بروند یا حتی گاهی یکی از طرفین که معمولا خانم خانه است به خاطر احساسات خود می‌خواهد چیزی را برای فرزندش بخرد که آقا به دلیل مدیریت مالی از خرید آن سر باز می‌زند. مسئله دیگر دید و بازدید‌ها و ترتیب آن است. برخی از افراد دوست دارند به آداب و رسوم بیشتر توجه کنند، ولی برخی دیگر برنامه و اولویت‌های دیگری دارند که این مورد نیز می‌تواند باعث بحث و در آخر خراب شدن تعطیلات شود. مورد دیگری که باعث آزار می‌شود این است که افراد تقسیم وظایف درستی ندارند و آقا پس از کار کردن و اوقات سختی که داشته حالا ترجیح می‌دهد به لذت بردن از تعطیلات بپردازد و خانم خانه پس از خانه‌تکانی و خستگی بسیار همچنان باید هر روز کار کند. گفت‌وگو کردن سالم را یاد بگیرید روزهای عید بیشتر از هر زمان دیگری با هم هستید و اگر بلد نباشید با هم گفت‌وگوی سالم داشته باشيد این روزها بیش از هر زمانی آزاردهنده می‌شود. اگر بخواهید مسائل مختلفی را با همسرتان حل کنید باید تعامل بیشتری باهم داشته‌ باشید اما اگر تعامل داشتن را بلد نباشید مشکلات زیاد می‌شوند و در نهایت از تعطیلات‌تان هیچ لذتی نخواهید برد. برای داشتن یک رابطه سالم اولین شرط گفت‌وگو کردن است؛ گفت‌وگو راهی برای ارتباط دنیاهای درونی شماست. درواقع گفت‌وگوی سالم یعنی بلد باشید پیام‌، احساس و فکرتان را با طرف مقابل در میان بگذارید و در جاهایی هم قضیه را مدیریت کنید.باید بدانید همان‌طور که هر سازمان یا شرکتی اصولی خاص دارد که برای پیشرفت لازم است، زندگی مشترک نیز دارای قواعد خاص خود است. نمی‌توان بدون هیچ‌ قاعده مشترکی عمل کرد و با آزمون و خطا رابطه را پیش برد باید با گفت‌وگو این اصول را پیدا کرد. احساسات‌تان را به راحتی بیان کنید در پژوهش‌های‌ مختلف عنوان شده یکی از اولویت‌های مهم همه آدم‌ها، گفت‌وگوی سالم و بیان احساسات با شریک زندگی‌ است. وقتی احساسات‌تان را بیان نکنید، اول از همه احساس تنهایی می‌کنید چون حرف‌ها و احساس‌های نگفته‌ای را در دل‌تان نگه‌داشته‌اید و بعد وقتی احساسات به طور طبیعی بیان نشوند به تدریج تبدیل به غم می‌شوند و وقتی غم‌ها روی هم جمع شوند، خشم به وجود می‌آید و خشم می‌تواند حسابی به رابطه آسیب بزند. خیلی از زوج‌ها بلد نیستند احساسات‌شان را بیان کنند مثلا وقتی از دست همسرشان عصبانی هستند به جای اینکه‌ درست با او صحبت کنند و بگویند عصبانی هستند، هرچیزی را می‌گویند به جز این مورد، خاطرات گذشته را یادآوری می‌کنند، متلک می‌گویند، سرزنش می‌کنند، توهین می‌کنند و....تا بالاخره به او بگویند عصبانی هستند! وقتی می‌خواهید احساس‌تان را بگویید همان احساس خالص را بگویید، مثل اینکه «من احساس تنهایی کردم»، «من خیلی ناراحتم»، حتی نگویید «تو من را عصبانی کردی بلکه بگویید من از دست تو عصبانی‌ام» و... . به همسرتان توجه کنید عدم توجه زوجین به یکدیگر می‌تواند حسابی مشکل‌ساز شود، نام توجه به همسر را مي‌توان «ویتامین روانی» گذاشت و همان طورکه بدن ما به طور روزانه به انواع ویتامین‌ها نیاز دارد وگرنه تحلیل می‌رود، رابطه نیز نیاز به ویتامین دارد وگرنه روز به روز سردتر شده، روزمره و کسالت‌بار می‌شود و در نهایت تحلیل می‌رود. مهم‌ترین ویتامین روانی ما توجه به یکدیگر است. دقیقا همان توجهی که در روزهای اول به هم داشتید باید در طی زندگی نیز حفظ شود، باید مرتب حواس‌مان به همه ابعاد رابطه باشد نباید بعد از ازدواج فکر کنیم چون با هم زندگی می‌کنیم، کافی است. حواس‌مان باشد طرف مقابل شی نیست بلکه یک انسان است و انسان‌ها نیاز به توجه دارند. جالب است بدانید تحقیقاتی انجام شده ‌است که اگر کودکی از لحظه تولد هیچ توجهی دریافت نکند و تنها به او آب و غذا بدهند، زنده نخواهد ماند.آدم‌ها وقتی توجه لازم را نمی‌بینند کم‌کم از رابطه سرد می‌شوند و همین به رابطه آسیب می‌زند. انتظارات و توقعات معقول داشته باشید یکی از آسیب‌هایی که در زندگی بسیاری زوج‌ها وجود دارد، توقعات غیرواقع‌بینانه‌ای است که از یکدیگر دارند. وقتی مرتب از یکدیگر توقع داشته باشید، طرف مقابل در منگنه قرار می‌گیرد. حالا اگر این توقعات غیرواقع بینانه، بیش از اندازه و فراتر از توان او باشد می‌تواند مشکلات عدیده‌ای ایجاد کند مثلا انتظاراتی چون«تو هنگامی که سرکار هستی باید 5 بار به من زنگ بزنی» یا «باید وقتی به خانه می‌رسی همه کارهایت را کنار بگذاری و فقط با من حرف بزني» و....به خودتان و رابطه‌تان نگاه کنید و ببینید در کجاها از طرف مقابل توقعات بیش از اندازه دارید که اجابت آن مشکل یا غیرممکن است تا ببینید که در همین‌جاها چقدر بحث و جدل پیش می‌آید. به ویژگی‌های مثبت همسرتان توجه کنید یکی دیگر از آسیب‌های رابطه عدم توجه زوج‌ها به جنبه‌های مثبت یکدیگر است. باید این را قبول کنیدکه به طورطبیعی هر آدمی چه شما، چه همسرتان نقص‌هایی دارد اگر بخواهید تنها با نگاه نقص‌بین و کمال‌گرایانه‌ای نسبت به طرف مقابل بنگرید، تنها نقص‌هایش را می‌بینید و دیر یا زود از چشم‌تان می‌افتد. اگر تنها نقص‌های همسرتان را ببینید، آنها را بزرگ کنید و توجهی به ویژگی‌های مثبت او نکنید و حتی آنها کوچک کنید، چیزی نمی‌گذرد که دیگر همسرتان را دوست نخواهید داشت و نمی‌توانید با او زندگی کنید. کمی صبور باشید یکی دیگر از آسیب‌هایی که می‌تواند به رابطه خدشه وارد کند، عدم صبوری طرفین است مثلا زمانی که طرف مقابل‌تان در حال مطرح کردن خواسته‌ای است یا انتقادی می‌کند یا در حال بیان عصبانیتش است یا حتی حالش بد است یا هر چیز دیگر، شما صبر ندارید تا او حرف‌هایش را بزند تا کمی آرام شود یا.... اشتباه‌ترین کار این است که وقتی می‌بینید ذهن همسرتان بسیار مشغول است خود را جای او قرار ندهید و درکش نکنید یعنی صبر نداشته ‌باشید که حالش تغییر کند و در عوض مرتب بخواهید جواب او را بدهید و شما هم انتقاد و بحث کنید تا مبادا پررو شود. باید بدانید همه اینها می‌تواند نشان‌دهنده خودخواهی شما باشد. همین عدم صبوری باعث می‌شود هر حرفی گفته شود و در نتیجه خیلی از پل‌ها خراب و پرده‌ها دریده شود. مهارت‌های حل مسئله را یاد بگیرید نداشتن توانایی برای حل مسائل زندگی می‌تواند حسابی به زندگی شما آسیب برساند خیلی از زوج‌ها حتی نمی‌دانند که مسئله‌‌شان واقعا چیست! در واقع آنها آنقدر با هم بحث می‌کنند و همه چیز را پیچیده می‌کنند که اصلا از یکدیگر نمی‌پرسند «مسئله تو چیست؟» من برای حل مسئله توصیه‌ای ساده دارم که همه جا می‌توان انجام داد و نام آن هشت‌پای حل مسئله است. وسط یک کاغذ دایره‌ای بکشید و مسئله خود را به صورت یک تیتر کلی درون دایره بنویسید مثلا «سفر رفتن در عید نوروز» یا مثال دیگر «دعوت کردن خانواده‌ها» یا... حالا در سمت راست دایره 4خط بیرون بکشید(مثل پاهای هشت‌پا) و زیر هرکدام از این خط‌‌ها علت‌هایی که باعث به وجود آمدن این مسئله شده‌اند را بنویسید، در سمت چپ چهارپای دیگر هشت‌پا را بکشید روی خط‌ها راهکارهایی که برای هرکدام از علت‌ها وجود دارد را بنویسید تا کاملا مسئله برای‌تان روشن شود. باید بدانید وقتی نتوانید مسئله را به درستی ببینید و وقتی نتوانید علت‌هایش را به درستی پیدا کنید به طور طبیعی قادر به ارائه راهکار برای حل مسئله نیز نخواهید بود. با تمام وجود به همسرتان گوش کنید به تجربه دیده‌ايد که بسیاری از زوج‌ها اصلا به یکدیگر گوش نمی‌کنند، در واقع اصلا برای یکدیگر وقتی ندارند تا با هم گفت‌وگو کنند،گپ بزنند و... در تحقیقی که در دانشگاه ماساچوست ايالات‌متحده انجام شده‌ است آمده زوج‌هایی که به یکدیگر گوش نمی‌کنند و بین‌شان فضای گفت‌وگو نیست بعد از یک سال با مشکلات شدید زناشویی مواجه می‌شوند.باید یک زما‌ن‌هایی تنها به همسرتان فضا دهید تا با شما حرف بزند، در این زمان‌ها نباید به دنبال حرف‌زدن خودتان باشید بلکه باید با تمام وجود به طور فعال به او گوش دهید. در این زمان باید تمام حواس‌تان به او باشد، یعنی نه روزنامه بخوانید، نه تلویزیون ببینید، نه در آشپزخانه باشید، نه بچه‌ها در کنارتان باشند و...تنها گوش دهید حتی اگر انتقاد بشنوید تا تمام احساسات و هیجانات همسرتان خالی شود و دیگر مشکلی با شما نداشته باشد. هنگام گوش کردن نباید مدام در ذهن‌تان این باشد که چه جوابی به او دهید.
×
×
  • اضافه کردن...