Amir

کجای دنیا دختر به خواستگاری پسر می‌رود ؟

پست های پیشنهاد شده

خواستگاری دختر از پسر موضوعی است که همه ما هرازگاهی شنیده‌ایم یا در جایی مطلبی از آن خوانده‌ایم. موضوعی که حتی شنیدنش هم دهان‌مان را باز نگه می‌دارد. در اکثر جاهای دنیا عرف است که مردها با کمال احترام و تشریفات ویژه به خدمت خانواده دختر برسند و از او خواستگاری کنند اما ما گفتیم اکثر کشورها نه همه جای دنیا چراکه جاهایی دورتر از محل زندگی‌مان هستند که هیچ پسری به خواستگاری دختر نمی‌رود بلکه آنها در خانه می‌مانند تا دختری آنها را برای همسری برگزیند. در اینجا فرهنگ‌های عجیب برخی مناطق در جهان که در آنجا خانم‌ها به خواستگاری آقایون می‌روند را بخوانید.

262267_402.jpg



مراکش

شنا، برخلاف جریان

مراکش یا مغرب کشوری است در شمال غربی آفریقا و مسلمان که درصد بیشتری از جمعیت کشور را زنان تشکیل می‌دهند. زنان مراکشی بسیار صبور و پرکارند و تقریبا می‌توان گفت لحظه‌ای استراحت نمی‌کنند و به دنبال رفع و رجوع کارها و مشکلات خانواده‌اند اما زنان آن ویژگی دیگری هم دارند و آن اینکه خودشان مرد آینده خود را انتخاب می‌کنند و به خواستگاری او می‌روند. تحلیلگران به تازگی اعلام کردند که تعداد خواستگاری دختران مراکشی در چند سال اخیر افزایش چشمگیری داشته است تا جایی که آنها به دنبال دلایل این افزایش هستند.خانم‌ها در مراکش از چند سال پیش با شکستن سنت‌ها خودشان پیشقدم شده و به خواستگاری پسرها می‌روند. دخترها در مراکش با رسیدن به خدمت مادر پسر مورد نظرشان از ویژگی‌های خود اعم از خانه‌داری، دستپخت و  مهارت‌های زندگی‌شان تعریف می‌کنند و مادران با مشورت پسران‌‌شان نتیجه‌گیری می‌کنند که آیا این دختر گزینه مناسبی برای انتخاب آنها هست یا خیر. در تحقیقاتی که در چند سال اخیر در مراکش صورت گرفته مردها استقبال خوبی از خواستگاری دخترها داشته‌اند چراکه دست آنها برای انتخاب بازتر است. زن‌ها در مراکش بر این باورند که درخواست ازدواج آنها از مردها به هیچ وجه مایه سرافکندگی آنها نیست. آنها می‌گویند که اسلام دین برابری است و زن و مرد در همه چیز برابرند بنابراین آنها هم حق دارند که فرد موردعلاقه خود را انتخاب و به او درخواست ازدواج بدهند. آنها می‌گویند هیچ وقت سنت‌ها نباید دست و پای ما را ببندد. در مراکش تنها مرداني که از ظاهر و وضعیت مالی خوبی برخوردار هستند از درخواست ازدواج خانم‌ها عصبانی می‌شوند.

گینـه

من تو را انتخاب می‌کنم

جمهوری گینه بیسائو کشوری در آفریقا که زمانی الگوی آفریقا برای توسعه بود، در زمره فقیرترین کشورهای جهان قرار دارد.در این قسمت از دنیا هم این دختران هستند که همسر آینده خود را انتخاب می‌کنند. آنها پیشنهاد خود را کاملا علنی با آوردن یک ظرف ماهی سرخ شده با روغن مخصوص و سس خوش‌طعم قرمز رنگی تزئین و با هماهنگی قبلی با مادر پسر به خدمت پسر مورد نظر می‌رسند. در ضمن اینجا منطقه‌ای است که مردها در قبال این درخواست هیچ قدرتی برای «نه» گفتن ندارند و بعد از مشورت با مادر خود درخواست دختر را قبول می‌کنند. یعنی آنها روز بعد برای گرفتن جواب خود با دسته گلی سفید نزد داماد رفته و بعد از گرفتن جواب دسته گل را به  او تقدیم می‌کنند.از آنجایی که گینه بیسائو  کشوری بسیار فقیر است و اکثر دختران حتی توان تهیه و پخت آن ماهی مخصوص و مرسوم را ندارند با یک شاخه گل سفید به خواستگاری پسر مربوطه می‌روند. در این شرایط حتی مردهایی که شرایط و آمادگی لازم برای تشکیل خانواده را ندارند هم با توافقی بلندمدت بعد از پیدا کردن کار و تهیه ملزومات لازم زندگی با دختر وارد زندگی مشترک می‌شوند. طبق تحقیقات انجام شده در این منطقه 75درصد مردان و زنان از این سبک ازدواج و زندگی رضایت دارند.

262264_640.jpg



اوکراین

«لویو» شهر خواستگاری از مردان

بسیاری از شهرهای جهان دارای جمعیت متعادلی از زنان و مردان هستند اما شهری در جهان وجود دارد که طبق آخرین سرشماری ۸۵ درصد جمعیت آن را زنان تشکیل می‌دهند. شهر لویو در غرب کشور اوکراین قرار داشته و طبق آخرین سرشماری صورت گرفته در این کشور ، ۸۵ درصد جمعیت این شهر تاریخی را زنان تشکیل می‌دهند.کارشناسان جمعیت‌شناسی اوکراین علت وقوع چنین موضوعی در «لویو» اوکراین را عدم تمایل خانواده‌های این شهر به داشتن فرزندان پسر عنوان کرده‌اند که در گذر زمان باعث بروز چنین مشکلی در این شهر که همان نابرابری تعداد زنان و مردان در این شهر است، شده است و همین نابرابری باعث شده تا دختران به خواستگاری پسران بروند.اختلاف زیاد بین جمعیت زنان و مردان در این شهر در سال‌های متمادی دلیلی شده تا دختران منتظر انتخاب شدن نباشند و خودشان دست به کار شوند. رسم و رسومات در این کشور به سادگی معروف است و به همین دليل بدون دردسر پیشنهاد خود را صریح در مقابل کسی که به او علاقه دارند مي‌گویند. این شیوه ازدواج درست مثل شیوه خواستگاری کردن مردها از زن‌ها عادی و مرسوم است.

چیـن

زنان مقتدر موسوا

در قبیله‌ای عجیب در چین به نام موسوا زنان و دختران حاکمان اصلی محسوب می‌شوند و روسای قبیله تنها از میان زنان انتخاب می‌شوند. اتفاق عجیب‌تر میان مردم این قبیله این است که زنان با یکدیگر كم حرف می‌زنند. این قبیله هزاران سال است که در صلح و صفا در ساحل دریاچه لوگو در جنوب چین زندگی می‌کنند ولی زنانش کمتر با هم صحبت می‌کنند و صحبتی از پدر و پسر در این قبیله وجود ندارد.

262268_953.jpg



در این قبیله زنان انتخاب می‌کنند که با کدام مرد ازدواج کنند و در حقیقت ازدواج رسمی ندارند. دختران این منطقه حرف اول و آخر را برای ازدواج و انتخاب همسر خود می‌زنند و مردان پس از ازدواج در خانه زنان زندگی می‌کنند. در این قبیله حرف اول را زنان می‌زنند و هنگام مراسم ازدواج همه شروط و انتخاب و تصمیم‌گیری‌ها توسط زنان اتخاذ می‌شود.

شیکاگو

در شیکاگو هم چند سالی است که دخترها گوی سبقت را در خواستگاری کردن از پسران ربوده‌اند. دختران این شهر از ايالات‌متحده هم بر این باورند که ما هیچ اعتقادی به اینکه حتما باید پسر از ما درخواست ازدواج كند، نداریم. دوست داشتن فرد مورد نظر و  شغل مرد برای دخترهای این شهر بیش از هر چیز اهمیت دارد تا آنجا که آنها بعد از شناخت طولانی‌مدت پسر مورد نظرشان تحقیقات گسترده‌ای درباره شغل و پیشینه کاری او انجام می‌دهند و بعد از تصمیم برای خواستگاری، با حلقه‌ای نقره‌ای‌رنگ و ساده به او پیشنهاد ازدواج می‌دهند. در این درخواست هرگاه پسر مورد نظر تمایلی به پذیرفتن درخواست ازدواج نداشته باشد حلقه را رد کرده و روز بعد با گل سرخی برای دلجویی به دیدن خواستگار خود می‌رود. این روش ازدواج چند سالی است که رواج بسیاری بین پسران و دختران ايالات‌متحده پیدا کرده و هنوز هم تعداد خواستگاران دختر بیشتر از خواستگاران پسر است.

اسکاتلند

خواستگاری در سال کبیسه

سال كبیسه سالی است که ما ایرانی‌ها هر 4 سال یک‌بار مهمان آن هستیم اما همین سال کبیسه برای کشوری چون اسکاتلند بسیار ویژه است كه در قرن یازدهم، ملكه مارگارت به دخترها اجازه داد كه در صورت تمایل‌شان از پسر مورد نظرشان، درخواست ازدواج كنند. ملكه مارگارت این رسم را در تاریخ 29 فوریه یك سال كبیسه رواج داد. بر اساس همین روایت و تاریخ دخترها هر 4 سال یک‌بار به خواستگاری پسر مورد علاقه‌شان می‌روند. البته چندی بعد، رسم شد كه اگر آن پسر پیشنهاد دختر را قبول نكند، مجبور است كه در عوض یك دست پیراهن و یك جفت دستكش بچگانه برای دختر بخرد تا كینه را از دل او پاك كند!

262266_649.jpg

دخترها می‌توانستند از نظر قانونی بعد از رسیدن به 12 سالگی و پسرها بعد از رسیدن به 14سالگی ازدواج كنند، گرچه ازدواج در آن سنین به ندرت انجام می‌شد ولی بعد از شروع سال 1929،‌ سن قانونی ازدواج به 16 سالگی افزایش پیدا كرد. در كشور اسكاتلند، رضایت و اجازه والدین به هیچ وجه لازم و ضروری محسوب نمی‌شود. در نتیجه اگر در کشوری دختر و پسری قبل از رسیدن به 18 سالگی قادر به گرفتن رضایت و اجازه پدر و مادرشان نمی‌شدند، به كشور اسكاتلند می‌رفتند تا در آنجا به عقد یكدیگر درآیند.

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

photo_2017-07-24_17-47-09.jpg

به اشتراک گذاری این ارسال


لینک به ارسال
به اشتراک گذاری در سایت های دیگر

Join the conversation

You can post now and register later. اگر حساب کاربری دارید، برای ارسال با حساب کاربری خود اکنون وارد شوید .

مهمان
ارسال پاسخ به این موضوع ...

×   شما در حال چسباندن محتوایی با قالب بندی هستید.   حذف قالب بندی

  تنها استفاده از 75 اموجی مجاز می باشد.

×   لینک شما به صورت اتوماتیک جای گذاری شد.   نمایش به عنوان یک لینک به جای

×   محتوای قبلی شما بازگردانی شد.   پاک کردن محتوای ویرایشگر

×   شما مستقیما نمی توانید تصویر خود را قرار دهید. یا آن را اینجا بارگذاری کنید یا از یک URL قرار دهید.

در حال بارگذاری

  • مطالب مشابه

    • توسط Amir
      چند سالی می‌شود که بحث خواستگاری دختران از پسران موضوع اصلی خیلی از فیلم‌ها یا حتی سوژه‌های گزارش در روزنامه‌ها و مجلات شده است. موضوعی جذاب و البته بحث‌برانگیز. تا به همین حالا جامعه‌شناسان و روانشناسان زیادی در مورد این مسئله حرف زدند و به نتیجه‌های متفاوتی رسیده‌اند. ما به اینکه خواستگاری دختران از پسران چقدر مرسوم است اصلا کاري نداریم. نمی‌خواهیم این مسئله را از لحاظ روانشناسی بررسی کنیم. می‌خواهیم فیلم‌هایی که در آن دختران از پسران خواستگاری کرده‌اند را بشماریم و تمرکزمان هم روی معروف‌ترین آنهاست. «دختر ایرونی» فیلمی است به کارگردانی محمدحسین لطیفی که فیلمنامه‌اش را ایرج طهماسب بر اساس طرحی از محمدحسین لطیفی نوشته است.
       



      چند شایعه بزرگ

      اگر در گوگل جمله «خواستگاری دختر از پسر» را جست‌وجو کنید، در کنار تمام تحقیقات و بررسی‌های جامعه‌شناسی که در این مورد انجام شده است، به داستان‌های عجیب و غریبی برمی‌خورید که نمی‌توانید خیلی به صحت و سقم آنها اعتماد کنید. داستان‌هایی که پسران در وبلاگ‌ها و انجمن‌های اجتماعی گذاشته‌اند و از خوانندگان می‌خواهند که به آنها جواب بدهند. آیا باید پیشنهاد ازدواج دختران را رد کرد؟ در خیلی از این پست‌ها مردم عادی نگاه خیلی معمولی به این پدیده داشتند، با نقدهای ساده سعی داشتند بگویند که پذیرفتن این مسئله برای آنها خیلی سخت نیست. با دیدن این فیلم خیلی از دختران وسوسه شدند که از پسران مورد علاقه‌شان خواستگاری کنند. درخواست تعداد زیادی از آنها با موافقت روبه‌رو شده بود و پیشنهادات عده‌ای دیگر خیلی جدی گرفته نشده بود! 10، 12 سالی می‌شود که فیلم «دختر ایرونی» ساخته و به اکران عمومی در آمده است، اما هنوز که هنوز است، در ذهن بسیاری مانده و به عنوان اولین فیلمی که این تابو را شکسته شناخته می‌شود.

      داستان نامتعارف مریم و علی شوتی!

      داستان از این قرار است، مریم که نقش آن را هدیه تهرانی بر عهده دارد دختری مستقل و متکی به نفس است. او پس از بازنشستگی پدرش اداره کارگاه مجسمه‌سازی او را به عهده می‌گیرد. با وجود خواستگاران زیادش حاضر به ازدواج نیست، اما دختردایی‌اش نغمه، چون خواستگار ندارد دچار افسردگی شده و دست به خودکشی می‌زند که نجاتش می‌دهند. وقتی مریم پی به وضعیت بحرانی نغمه می‌برد به دایی‌اش می‌گوید باید برای دخترش به خواستگاری برود. حرف‌های مریم جنجالی بزرگ در خانواده به وجود می‌آورد و او تصمیم می‌گیرد برای راضی کردن دایی‌اش به یک خواستگاری صوری برای خودش برود. در این میان بهترین گزینه برای خواستگاری پسری است به نام علی (امین حیایی) ملقب به «علی فرشته» و «علی شوتی» که در کارگاه مریم کار می‌کند. در میانه خواستگاری ساختگی بودن ماجرا لو می‌رود و دایی با عصبانیت همراه با دخترش مجلس را ترک می‌کند. در همان جریان خواستگاری، مریم پی می‌برد که علی در واقع به او علاقه‌مند است. پدر مریم علی را اخراج می‌کند و مریم که به طور اتفاقی به خانه علی رفته به حرف‌های او که گفته پسری فقیر است، شک می‌کند. به حساب بانکی او سر می‌زند و از این طریق با پدر و مادر ثروتمند علی و سرگذشت او آشنا می‌شود و می‌فهمد عشق علی به او باعث شده از همه چیز ببرد. مریم که حالا به علی علاقه‌مند شده، او و خانواده‌اش را به خانه دعوت می‌کند و حسابی تحویلش می‌گیرند. علی که از این تغییر موضع یکباره دیگران آزرده شده با خانواده‌اش آنجا را ترک می‌کند و به مریم جواب رد می‌دهد. دایی مریم که در تدارک ازدواج دخترش نغمه‌است وقتی حال افسرده مریم را می‌بیند، اصرار می‌کند که آنها به خواستگاری علی بروند. در مراسم، ابتدا علی به تحقیر مریم می‌پردازد و بعد مریم حرف‌های دلش را می‌زند و با حالت قهر آنجا را ترک می‌کند. علی در پایان شب، مجسمه مریم را که خودش ساخته به همراه یک دسته گل و نامه‌ای عاشقانه به در منزل او می‌برد. این داستان کلی فیلم است. خیلی‌ها بعد از دیدن فیلم عقیده داشتند خب اگر دختران توان «نه» شنیدن را ندارند، بهتر است فکر انجام چنین کاری را از سرشان بیرون کنند.

      پشت پرده یک خواستگاری سینمایی

      لطیفی غیر از این فیلم تبحرش را در ساختن مجموعه‌های دیدنی و پرمخاطب «همسایه‌ها» و «سفر سبز» ثابت كرده است. او در ساخته‌های قبلي خود همچون «سرعت» و «عینك دودی» نشان داد با استفاده از قصه‌ای جذاب و بازیگران شناخته شده، تماشاگران زیادی را به سالن‌های سینما می‌كشاند. لطیفی در  «دختر ایرونی» باز هم به دنبال قصه‌گویی و جذب بیش از حد مخاطب بوده؛ امتیازی كه هر 2 فیلم قبلی و مجموعه‌های تلویزیونی‌اش از آن بی‌بهره نبودند. «دختر ایرونی» یك فیلم ایرانی به تمام معناست و تماشاگر این روزها هم این‌گونه فیلم را دوست دارد و می‌پسندد. او در عینك دودی و دختر ایرونی توجه زیادی به زنان نشان داده و از آنها به‌عنوان قهرمان‌های محوری فیلم‌هایش استفاده كرده است.« عینك دودی» موضوع ازدواج دختری را به نمایش گذاشت كه به هیچ وجه از شوهرش راضی نبود و علاقه‌ای به زندگی با او نداشت و این بار هم موضوع حساس‌تری را ارائه می‌دهد؛ دختری كه برای دوستش به خواستگاری می‌رود. مریم خودش خواستگاران زیادی دارد ولی هیچ علاقه‌ای به ازدواج ندارد اما حادثه‌ خودكشی دختردايی‌اش به دلیل نداشتن خواستگار، مریم را وادار می‌كند كه برای او به خواستگاری برود و این خواستگاری رفتن موجب حوادث جالبی برای زندگی خودش می‌شود. تا به حال به این موضوع حساس و جذاب در سینمای ایران پرداخته نشده بود. تقابل سنت و مدرنیته و پشت پا به تمام آداب و رسوم قدیم نشانگر فیلمنامه‌ نو و متفاوت ایرج طهماسب، چهره‌ شناخته شده‌ سال‌های اخیر است كه از حیث تازگی و نو بودن بسیار ستودنی است. لطیفی بیش از حد روی شخصیت مریم متمركز شده. نام مریم و نسبت دادن او به فرشته كمی اغراق‌آمیز و به دور از شخصیت‌پردازی حساب‌شده را نشان می‌دهد. مریم می‌خواهد تمام قواعد و رسوم كهنه را به هم بریزد و اندیشه‌ جدیدش را جایگزین آن كند. دوستان و خانواده‌‌اش را متقاعد می‌كند كه برای اولین بار خانواده‌ دختر به خواستگاری پسر بروند ولی در آخر خودش در دام ازدواج می‌افتد.
      چند خواستگاری معروف

      تمام اینها مربوط به همان دوره است. حالا 10، 12 سالی می‌شود که از ساخت این فیلم گذشته است، آدم‌ها عوض شده‌اند و اكنون نگاه عادی‌تری نسبت به این اتفاق دارند. آنقدر اتفاق‌های عجیب و غریب‌تر افتاده است و فیلم‌های زیادی در این مورد ساخته شده که به قولی سختی آن را از بین برده است. نمونه ایرانی دیگرش فیلم «تو و من» است. فیلمی که تا همین سال گذشته روی پرده سینماها بود و کم و بیش هم با استقبال روبه‌رو شد. فیلمی که کارگردانی آن را محمد بانکی برعهده داشت و الناز شاکردوست و محمدرضا گلزار بازیگران اصلی‌اش بودند. درست است که نام فیلم «تو و من» بود اما فیلم به طور کامل کپی‌برداري از روی فیلم هالیوودی «درخواست» با بازی رایان رینولدز و ساندرا بولاک بود. در این فیلم هم دختر داستان به سنتی‌ترین شیوه ممکن زانو می‌زند و از قهرمان مرد داستان خواستگاری می‌کند. در هر 2 فیلم همین صحنه اتفاق می‌افتد. در ورژن هالیوودی حال و هوای قصه یک تم کاملا غربی دارد و حال و هوای فیلم «تو و من» کاملا ایرانیزه شده است. در هر حال خواستگاری دختران از پسران سوژه‌ای است که فیلمسازان و حتی نویسندگان زیادی سراغش می‌روند. سوژه‌ای که هیچ وقت تکراری نشده و همیشه با استقبال روبه‌رو می‌شود.

      پاسخ 5 نفر از مراجع عظمی

      آیا خواستگاری دختر از پسر اشکال شرعی دارد؟

      مجله زندگي ايده​آل براي اولين بار از طريق پايگاه اينترنتي دفاتر مراجع عظام، اين سؤال را پرسيد که پاسخ آن به شرح زير است:

       آیت‌الله العظمی خامنه‌ای

      فی‌نفسه اشکال ندارد.

       آیت‌الله العظمی مکارم‌شیرازی

      خواستگاري رفتن دخترها نيز اگر با واسطه باشد (مخصوصا اگر آن واسطه به پسر نگويد که دختر من را فرستاده است) اشکال ندارد. لازم است بيشتر از اينها به خداوند اطمينان و حسن‌ظن و توکل داشته باشيد. مشکل‏ترين کارها به اراده حق ‏تعالي حل مي‌‏شود.

       آیت‌الله العظمی صافی‌گلپایگانی

      عرفی نیست اما از نظر شرعی اشکالی ندارد. فقط لازم است موازین شرعی در این مورد رعایت شود و بهتر است از طریق خانواده‌ها باشد.

       آیت‌الله العظمی وحید خراسانی

      خیر، اشکالی ندارد.

       آیت الله العظمی شاهرودی

      چنانچه موجب گناه نشود اشکال ندارد.
    • توسط Amir
      در این مطلب می خواهیم به دلایل درست و نادرست ازدواج یا همان ازدواج شناسی بپردازیم اما قبل از پرداختن به دلایل درست ازدواج، به دلایل نادرست آن می پردازیم.
      شورش علیه والدین

      برای بسیاری  از ما راحت نیست اقرار کنیم که با والدین خود در تعارض هستیم. تعارض با والدین می تواند یکی از دلایلی باشد که فرد جوان را به سوی ازدواج سوق می دهد. وقتی فردی در خانواده ای زندگی می کند که والدین به او اهانت و او را تحقیر می کنند، به نظر می رسد که ازدواج انتخاب موجهی باشد.

      کسانی که در آتش تعارض های طولانی مدت والدین سوخته اند، آنهایی که قربانی پدر یا مادری معتاد بوده اند و آن دسته از افراد که قربانی آزارهای جسمانی، هیجانی و جنسی در خانواده بوده اند، دلایل موجهی دارند تا از خانواده به نحوی بگریزند و از آن دور شوند اما آیا داشتن دلیلی موجه برای ترک خانواده ضرورتا دلیل موجهی برای ازدواج است؟

      در اینگونه موارد بهتر است که افراد استقلال شخصی خود را بسط دهند و با خانواده خود رو در رو شوند. به روابط خود و خانواده خود بیندیشند و برای مشکلات و مسائل، راه حلی بیابند تا اینکه درگیر ازدواج شوند یا به فکر ازدواج باشند. با ازدواج می توان از شرایط فاجعه بار گریخت اما با چه بهایی؟ به بهای ورود به شرایط فجیع دیگر؟ تحقیقات نشان می دهد که بسیاری از افرادی که از آزار والدین به ازدواج پناه برده اند، ازدواج آنها نیز آزاردهنده بوده است.

      جستجوی استقلال

      جوانان کشش زیادی دارند که روی پای خود بایستند و کارهایشان را خودشان انجام دهند یا مستقل باشند. اما استقلال امری است که فرد فقط به تنهایی می تواند به آن برسد. با اتکای به همسر، فرد به استقلال نخواهد رسید. بسیاری هستند که ازدواج می کنند تا مستقل شوند اما مستقل شدن سال ها وقت می برد و امری است وابسته به خود تا هر چه بیشتر روی پای خود بایستد.
       



      بازسازی ارتباط شکست خورده

      التیام رنج ها و دردهای ارتباطی شکست خورده اخیر دلیل منفی دیگری برای ازدواج است. این از جمله موضوعاتی است که آن را در دیگران بهتر شناسایی می کنیم تا در خودمان. پاسخ رایج به هشدارهای دیگران معمولا این است که «نه! من می فهمم که شما می گویید اما این مورد فرق دارد.»

      ما تمایل داریم که ارتباط جدید و آمیخته با عشق را تنها از منظر وجوه مثبت بنگریم و از اینکه ممکن است این ارتباط، واکنشی به یک ارتباط قبلی باشد، آن را نمی پذیریم و از آن غفلت می کنیم. فردی که در موقعیت التیام است ممکن است برای حمایت هیجانی نیاز به ارتباطی دیگر داشته باشد. ازدواج زمانی موفق تر است که دو نفر بخواهند ازدواج کنند تا اینکه نیاز به ازدواج داشته باشند. ارتباطی که براساس التیام یکی از دو نفر شکل گرفته باشد، از همان آغاز در معرض خطر است؛ چرات که عاطفه میان آن دو نه تنها به دلیل دوستی و عشق نیست، بلکه به دلیل شفابخشی و التیام زخم ها و جراحات ارتباط دیگری است که قبلا رخ داده است.

      فشار خانواده یا اجتماع

      برخی از خانواده ها مطابق آداب و فرهنگ و عرف خود برای ازدواج به جوانان فشار می آورند. در یک جامعه شهری و تحصیل کرده این فشار می تواندت نامحسوس و ظریف باشد اما در جامعه ای دیگر با صراحت، از جوانان می خواهند که ازدواج کنند. خانم ها بیشتر در معرض این تنش هستند.

      بسیاری از دانشجویان وقتی شهر خود را ترک می کنند و به دانشگاه می روند، پس از مدتی شاهد ازدواج همکلاسی های خود خواهند بود که حتی بچه دار نیز شده اند وهمین می تواند بر آنها فشار روانی وارد کند. در ازدواج نباید عجله کرد. شتاب در ازدواج بعید است که به ارتباط شاد و سالمی منجر شود. افرادی که با دلایل درست سعی در انتخاب همسر دارند، نباید تسلیم این فشارها شوند.

      ازدواج اجباری

      برخی افراد تحت فشار خانواده یا دوستان به ازدواجی از پیش تعیین شده تن می دهند. گاهی، از زمان کودکی در مورد ازدواج دو نفر صحبت می شود و همه خانواده در آن زمان بر این اعتقاد بوده اند که این دو نفر با هم ازدواج خواهند کرد و حالا که این افراد بزرگ شده اند احساس می کنند که مجبور به ازدواج با یکدیگرند. ازدواج اجباری در ایران با بالاترین آمار طلاق و مشکلات بعدی خود همراه است.

      نیاز جنسی

      ازدواج فقط برای رفع نیاز جنسی احتمالا نمی تواند منجر به ازدواجی موفق شود؛ چرا که دیگر عوامل مرتبط با ازدواج معمولا از نظر دور می ماند. در اینگونه ازدواج ها، زیبایی های ظاهری همسر بیشتر مد نظر قرار می گیرد و شتاب و تعجیل نیز عامل تاثیرگذار منفی دیگری است. این مسئله بیشتر در مردان و یا افراد بسیار مذهبی دیده می شود.

      در فرهنگ عامه گفته می شود که عدم ارضای نیاز جنسی سبب برخی بیماری های روانی می شود؛ مثلا برای بهبود حال بیماران روانی، برخی افراد آنها را توصیه به ازدواج می کنند که نه تنها حال بیمار را بهبود نخواهد بخشید، بلکه فشار روانی بیشتری را در آنها ایجاد خواهد کرد که می تواند سبب تشدید بیماری شود.

      دلایل اقتصادی

      امنیت اقتصادی و نیز تغییر طبقه اجتماعی که با وضعیت اقتصاد ارتباط دارد، همواره یکی از دلایل سنتی ازدواج بوده است؛ البته در دوره هایی که امنیت اقتصادی کم است، طبیعتا در نظر گرفتن اقتصاد و مسائل حاشیه ای آن دلیل موجهی برای مردم به نظر می رسد و در بسیاری از ازدواج ها این مسئله پررنگ تر می شود. به نظر می رسد در خانم ها این مورد رایج تر است.

      تکیه بر وضعیت مالی شوهر و یا وضعیت مالی خانواده او برای آنها ایجاد امنیت می کند؛ هر چند که در آقایان نیز این تمایل وجود دارد اما آنها سعی می کنند که این تمایل را صراحتا ابراز نکنند. یکی از موارد دیگری که ایجاد امنیت اقتصادی می کند، شاغل بودن هر دو نفر است؛ زیرا در صورتی که یکی از آنها بیکار شود، دیگری درآمد خواهد داشت و دوره بیکاری با امنیت بیشتری سپری خواهد شد؛ البته ازدواج به خودی خود امنیت اقتصادی ایتجاد می کند اما در اکثر فرهنگ ها این امر بسیار مهم است. در بسیاری از کشورها رایج ترین مشکل همسران مشکل اقتصادی و مالی است.

      تنهایی و استیصال

      همه ما گاهی در زندگی احساس تنهایی می کنیم اما ازدواج به این دلیل که احساس تنهایی می کنیم و برای فرار از تنهایی یک دلیل نادرست است. بهتر است تنهایی خود را از راه های دیگری برطرف کنیم تا اینکه بخواهیم با ازدواج آن را رفع کنیم.

      احساس گناه

      گاهی در مورد شخصی احساس گناه می کنیم و به دلیل احساس گناه یا احساس ترحم با او ازدواج می کنیم. احساس گناه یا احساس ترحم به هر دلیلی که ایجاد شده باشد، یک دلیل نادرست برای ازدواج است.

      احساس کمبود

      گاهی، افراد هدفی را در زندگی دنبال نمی کنند، نمی دانند که از زندگی چه می خواهند و در نتیجه احساس ناکامی می کنندو از زندگی خود راضی نیستند؛ بنابراین برای حل این مشکلات، به ازدواج روی می آورند که قطعا دلیل نادرستی برای ازدواج است.

      مشکلات ذکر شده باید از راه هایی غیر از ازدواج حل شود. ازدواج یک رابطه درمانی نیست، بلکه یک رابطه صمیمانه است. اغلب ازدواج ها با دلایل درست و نادرست آمیخته با هم شکل می گیرند؛ هر چه که دلایل درست ازدواج بیشتر باشد احتمال موفقیت و پایداری ازدواج افزایش می یابد.

      اما هدف از ازدواج چیست؟

      به اعتقاد من، هدف از ازدواج، ردش، پویایی، وصل و یگانگی با الوهیت، هستی و زیبایی هاست. زن و مرد با هم میثاق و پیمان می بندند که تا آخر عمر با خشنودی در کنار یکدیگر وفادار باقی بمانندت در واقع این عهد و پیمان با فرد مقابل، میثاق و دوستی با حقیقت این واژه هاست؛ در حقیقت آنان با تهذیب نفس و پاسداری و حفظ قداست واژه های پاکی و مهر و خلوص و وفاداری، با شور و شکوه و زیبایی این واژه ها، با تمام هستی، با خورشید، با تمامی کهکشان ها و ...، یکی و یگانه می شوند که وسعت زیبا و لایتناهی آن در هیچ کلمه و یا عبارتی نمی گنجد.

      دلایل درست ازدواج چه مواردی است؟

      مصاحبت وهمراهی

      شراکت با دیگری در زندگی دلیل رایج ومناسبی برای ازدواج است. مصاحبت وهمراهی به این معنی است که در سفر زندگی شریک و همراهی داشته باشیم. هر چند برخی از مردم به اشتباه تصور می کنند که ازدواج به تنهایی آنها خاتمه خواهد داد.

      مطلب مهم اینجاست که چه کسی پیشقراول این سفر خواهد بود. آیا هر دو در یک راه می خواهند بروند یا اینکه یکی از همسران، معمولا آقایان، دیگری را در سفر خود شریک می کند.اگر زن برای خود مقصدی نداشته باشد، شاید بتوان او را به همراهی فرا خواند اما همراهی با فردی که قصد معینی ندارد، چندان رضایتبخش نیست و اگر دیگری را با اجبار همراه خود کنیم باز هم سفری دلنشین نخواهد بود و تعارض و دلزدگی را در خود نهفته دارد.
      عشق و صمیمیت

      نیاز به عشق و صمیمیت با نیاز به مصاحبت و همراهی رابطه دارد. محبت اصیل و حقیقی برای فرد فرد آدمیان هدیه ای فوق العاده است.

      شریک حمایت کننده

      دلیل مناسب دیگر، فرصتی است که ازدواج برای رشد فرد به عنوان یک انسان فراهم می کند. اگر یکی از دو نفر فقط به فکر رشد خود و علایق حرفه ای و نیاز خود به شهرت و موفقیت باشد، ازدواج آنها نمی تواند پایدار باشد یا حداقل بقای رضایتبخشی نخواهد داشت اما شریک شدن در موفقیت های یکدیگر و حمایت اصیل و صمیمانه می تواند ارتباط را تقویت کند و به آن ثبات بدهد. ازدواج مناسب می تواند بهترین فرصت هر دو نفر باشد.

      شریک جنسی

      ازدواج منبع باثباتی برای ارضای جنسی هر دو نفر است و راهی مشروع و مجاز برای هیجانات و رفتارهای جنسی است اما اگر ارتباط جنسی دلیل اصلی ازدواج بماند معمولا با ازدواج موفقی روبرو نخواهیم شد.

      پدر یا مادر شدن

      دلیل رایج جهت ازدواج، داشتن فرزند است که البته موهبتی آمیخته با تضاد است. از یک سو تربیت فرزند، وظیفه ای سخت و اغلب حتی دلسرد کننده است و از طرف دیگر بسیار رضایتبخش. وقتی فرزندان رشد می کنند و به حد کافی مستقل می شوند، اکثر والدین بیان می کنند که این تجربه برای همه عمر آنها کافی بوده است و دیگر نمی خواهند که صاحب فرزند شوند اما اغلب خواهند گفت که اگر یک بار دیگر به دنیا بیایند باز هم تصمیم به داشتن فرزند خواهند گرفت.

      هر فردی نمی تواند پدر یا مادر خوبی باشد و این البته وظیفه ای دشوار است. آمدن فرزند می تواند بر ازدواج تاثیر مثبت و یا به عکس تاثیر منفی و مخرب داشته باشد. زوج هایی که با موفقیت فرزندان خود را بزرگ کردند انسجام با اهمیتی بین خود ایجاد می کنند و از آنچه که با هم انجام داده اند احساس افتخار و غرور می کنند.
    • توسط Amir
      جوانان امروزی نسبت به نسل های پیشین دیرتر ازدواج می کنند، در واقع امروزه سن ازدواج بالا رفته است. جوانان و نوجوانان در سنین پایین وارد روابط عاطفی متعددی می شوندکه اگرچه در ظاهر خوب و ایده آل است اما اندکی نمی گذرد که مشکلات کوچک و بزرگ بروز می کنند و گاهی مشکلات به جایی می رسند که دو طرف نمی توانند این ارتباط را حفظ کنند و در نتیجه آن را خاتمه می دهند.
      هر چه تعداد روابط عاطفی پیش از ازدواج بیشتر می شود و سن دختران و پسران بالاتر می رود، تصمیم گیری برای انتخابی مهم و دائمی دشوارتر خواهد بود؛ یعنی این روابط سبب می شود تا افراد مجرد دیگر اعتمادی به جنس مخالف نداشته باشند و از آنجایی که بارها شکست را در روابط عاطفی تجربه کرده اند، از ورود به رابطه ای پایدار می ترسند؛ زیرا در روابط قبلی خود بسیار آسوده خاطر بودند؛ چرا که می دانستند هیچ تعهد مکتوبی به طرف مقابل ندارند و در نتیجه هرگاه احساس می کردند مایل به ادامه این رابطه نیستند، می توانند آن را پایان دهند اما در زمان ازدواج و عقد رسمی، دیگر نمی توان به سادگی قبل، ارتباط را پایان داد، در نتیجه این مسئله در دل جوانان ترسی ایجاد می کند که بسیاری از آنها را کاملا از ازدواج منصرف می کند.
       



      اگرچه شکست عاطفی تلخ و دردناک است اما همین که فرد می داند اجباری در حفظ این ارتباط ندارد کار را برایش ساده تر می کند اما در ازدواج باید صبوری کرد و تا حد ممکن برای حفظ زندگی کوشید. برقراری روابط عاطفی متعدد در میان جوانان معمولا از نظر آنها لذتبخش و نوعی تفریح است اما برای این روابط باید بهای گزافی پرداخت.

      ناامیدی از آینده و ازدواج و زندگی مشترک، شک و تردید نسبت به جنس مخالف و بی میلی به پذیرش تعهد همه از اثرات شکست های متعدد در روابط عاطفی هستند که شاید از دیدگاه جوان امروز مشکل خاصی نباشند اما زمانی که این جوانان دوران جوانی را پشت سر می گذارند، مطمئنا دیگر چنین عقیده ای نخواهند داشت و آن زمان برای پایه گذاری زندگی مشترک دیر خواهد بود.

      زمانی که فردی وارد ارتباطات متعدد می شود، از این ارتباطات متنوع خسته و آزرده می شود و بسیاری از آنها به این دلیل از ازدواج صرفنظر خواهند کرد. در واقع این افراد از ارتباطات عاطفی اشباع می شوند و زمانی متوجه اشتباه خود خواهند شد که دیگر نمی توانند اقدام مفیدی انجام دهند.

      فردی که در یک رابطه ناموفق قرار بگیرد، معمولا احساس پس زدگی می کند؛ زیرا در بیشتر موارد، این رابطه با رفتارهای تند و خشن دو طرف پایان می یابد و در نتیجه آنها با دل شکستگی از یکدیگر جدا می شوند. احساس پس زدگی و حقارت اگر برای یک نفر چندین بار تکرار شود ممکن است او را به فردی تهاجمی تبدیل کند که تمایل دارد قدرت خود را ثابت کند و به طرف مقابلش نشان دهد که ارزشمند و قوی است.

      مسلما هر فردی دوست دارد همسرش قدرتمند باشد اما این افراد به دلیل تجربیات تلخی که داشته اند نمی توانند به شیوه ای درست، قدرت واقعی خود را نشان دهند. افراد متاهلی که در دوران تجرد خود، بارها روابط عاطفی ناموفق را تجربه کرده اند در زنئدگی مشترکشان دچار ترسی هستندکه هرگز آنها را تنها نمی گذارد. آنها از این تصور که ممکن است اخلاق و رفتار همسرشان مانند افراد پیشین باشد یا به آنها خیانت کند، آنها را ترک کند و یا به دلیل کوچکترین مسئله ای رابطه شان را به هم بزند، واهمه دارند. همین ترس اجازه نمی دهد که آنها از زندگی شان ولو کاملا موفق لذت ببرند.

      ناپایداری زندگی مشترک، تصویری آزاردهنده برای این افراد است که بسیاری از اوقات به آنها اجازه نمی دهد تا برای حفظ زندگی شان تلاش کنند. گاهی در زندگی کنونی فرد اتفاقی مشابه موارد قبلی می افتد که لزوما نتیجه آن مشابه ارتباطات قبلی نیست اما فرد در آن لحظه نمی تواند واقع بینانه برخورد کند و ناخودآگاه رفتاری از خود نشان می دهد تا تجربه ای که از روابط قبلی اش داشته است، تکرار نشود؛ مثلا خانمی را در نظر بگیرید که در رابطه قبلی اش دائما به طرف مقابل اظهار علاقه می کردو بعد از مدتی ارتباط او با آن مرد به مشکل برخورد کرد و دلیل آن از نظر مرد، زیاده روی خانم در اظهار محبت و علاقه بوده است و اکنون این خانم از اینکه به همسرش بسیار ابراز علاقه کند، واهمه دارد؛ پس سعی می کند تا از ابراز علاقه خود در زندگی مشترک کنونی اش بکاهد؛ در حالی که اکنون همسرش مردی است که به ابراز محبت کردن های مداوم نیاز دارد و همین موضوع، مشکل جدیدی را به وجود می آورد.
      از طرف دیگر شکست های متعدد در زندگی موجب می شود برخی افراد از شکستی دیگر وحشت داشته باشند؛ پس در برابر طرف مقابلشان تسلیم محض می شوند و همه مشکلات و ناراحتی ها را در خودشان می ریزند که مبادا بار دیگر شکست را تجربه کنند. این افراد هرگز از زندگی شان لذت نمی برند و وجودشان سرشار از عقده های روانی می شود.

      اعتماد به نفس این افراد بسیار پایین است؛ زیرا بارها به شخصیت آنها توهین شده، غرورشان در زندگی شکسته شده و عواطفشان نادیده گرفته شده است. مواردی که ذکر کردیم نمونه هایی از مشکلاتی هستند که روابط عاطفی متعدد را برای افراد شکل می دهند و کار را به جایی می رسانند که جوانان از ازدواج و تشکیل خانواده پشیمان می شوند و از آن حذر می کنند.
    • توسط Amir
      اگر جزو زنانی هستید که تصور می کنند همه رابطه های عاشقانه و زن و شوهری همانند فیلم ها باید باشند، از شما تقاضا می کنیم از هم‌اکنون این دیدگاه را در خود از بین ببرید. داستان عاشق و معشوق هایی که یکدیگر را می بینند و برای رسیدن به هم سر از پا نمی شناسند و فورا ازدواج می کنند و ازدواجشان سرشار از عشق و محبت و آسودگی است را فقط در داستان های خیالی و فیلم های هالیوودی می توان پیدا کرد. واقعیت زندگی فراتر از این خیالات است. منظورمان این نیست که عشقی وجود ندارد؛ عشق هست اما واقعیت های زندگی هم هستند. باید بدانید حتی دونفر عاشق هم در طول سال ها تغییر می کنند. اصلا تغییر جزو ذات آدمی است و گاهی رویدادهای محیط باعث تسریع این روند می شوند.
      استرس های جامعه بر پویایی اشتیاق و علاقه تاثیر می گذارند و هیچ‌کس نمی تواند آن را انکار کند. روزهای هیجان‌انگیز هر رابطه ای پس از گذشت زمان رو به سردی می نهد و دیگر دو طرف، آن شور اولیه را ندارند. اینها واقعیت زندگی هستند. قرار نیست از میزان عشق کاسته شود، فقط هیجان ها کاهش می یابند. البته گاهی هم منجر به رویدادهای ناراحت کننده می شود که چندان خوشایند نیست. اما زندگی همین است و نتیجه هر رابطه ای مستقیما به انتخاب های خود آدمی بستگی دارد.

      آدم ها در طول زمان به تغییر نیاز دارند. وقتی کسی به شما می گوید: «تو عوض شده ای!» لزوما حرف بدی نزده است. گاهی به این مفهوم است که شما از زندگی کردن برای دیگران دست کشیده اید و می خواهید به روش خود زندگی کنید. گاهی اوقات هم این معنا را دارد که دیگر آن شریک مهربان قبلی نیستید که من عاشقت شدم!
       



      در این مطلب می خواهیم ببینیم این تغییر کردن ها چه تاثیراتی بر روابط زن و مرد دارند. برای درک بهتر این مساله، تجربه های واقعی زوج هایی را ذکر کرده ایم که اخیرا مکالمه آنها حول محور: «تو تغییر کرده‌ای!» می چرخیده است. در میان صحبت های آنها می توان نکات ارزشمندی درک کرد.

      دیگر مرا نمی دید

      فاطمه 37 ساله می گوید: «حدود سه سال از زندگی ما نگذشته بود که متوجه تغییرات روحی همسرم شدم. او خیلی راحت سالگرد ازدواجمان را فراموش کرده بود و تعریف و تمجید از من و ظاهر و کارهایم که همیشه برایش کاری عادی بود، بسیار کاهش پیدا کرده بود. قبلا بزرگ ترین بحث ما این بود که کدام رستوران را برای شام رزرو کنیم؟ اما اکنون سر هیچ و پوچ هم با هم دعوا داریم. این زندگی خسته کننده شده بود! به همین دلیل با او صحبت کردم و خواستم روزمره‌گی سایه افکنده بر زندگیمان را از بین ببریم و همین کمک کرد تا برخی از عادت های کسل‌کننده را با همکاری هم ترک کنیم.»

      نکته آموزشی: اینکه پس از مدتی ظاهر و اندام و جذابیت چهره طرف مقابل دیگر آن جاذبه قبلی را برایمان نداشته باشد کاملا عادی است. همه انسان ها به نادیده گرفتن چیزهایی که زیاد می بینند، عادت می کنند. مسلما کسی دوست ندارد نادیده گرفته شود. این مساله در هر دو جنس زن و مرد مصداق دارد. همه انسان ها، فارغ از جنسیت، به توجه و دیده شدن نیاز دارند و این کار بسیار ساده است. با یک برنامه‌ریزی ساده برای شام بیرون رفتن در سالگرد ازدواج یا قرار گذاشتن های متداوم در یک کافه که پاتوق همیشگی شما پیش از ازدواج بوده است، می توانید روح تازه ای به زندگی روزمره خود ببخشید.

      او استرس کارهایش را به خانه می آورد

      سارا 32 ساله می گوید: «همسر من وکیل است. هنگامی که حجم کاری او زیاد می شود، رفتارش به کلی تغییر می کند. خیلی سریع عصبانی، تند مزاج و دمدمی می شود و نمی تواند از هیچ چیز لذت ببرد یا خوشحال باشد. دیگر آن «آقای خوشحال»ی که همیشه بود نیست. این شرایط وقتی بدتر می شود که فشار کاری او افزایش می یابند. من می توانم تاحدی او را درک کنم. اما انتظار دارم او هم درک کند که این رفتار چه آسیبی به رابطه ما می زند. دمدمی بودن او به عادت برایش تبدیل شده است.»

      نکته آموزشی: گاهی آدم ها نیاز دارند به آنها یادآوری شود رفتارهای آنها چه تاثیراتی روی حالات روحی دیگران دارد. انسان ها باید هرچند وقت یک‌بار، طرز فکر و رفتارهای خود را مورد بازبینی قرار دهند تا از احساسات واقعی و رفتارهایشان آگاه شوند. گاهی آدمی با تکرار یک عادت نمی تواند تاثیرات منفی آن بر اطرافیان را ببیند و درک کند. گاهی از خود بیرون بیایید و رفتارهایتان را بسنجید. اگر می خواهید احساسات خود را تخلیه کنید، خیلی خب، این کار را بکنید. اما بدانید چطور این کار را انجام می دهید. وقتی یک شریک عاطفی برای خود انتخاب کرده اید، باید نیازهای او را نیز در ردیف نیازهای خود قرار دهید. باید درک بالایی داشته باشید. اگر می خواهید تنها باشید، باشگاه بروید یا بیشتر وقت خود را در محل کار سپری کنید، این را برای شریکتان توضیح دهید که این شرایط موقتی است. این حق او است که بازگشت مهربانی شما را ببیند. به گونه ای رفتار نکنید که او شما را معتاد کار فرض و تصور کند با کارتان ازدواج کرده اید.

      مرا محدود کرده بود

      مریم 41 ساله می گوید: «پس از چند سال که از زندگی مشترک من و همسرم گذشت، او به انسان درون‌گرایی تبدیل شد و از من نیز می خواست همانند خودش باشم. حدود 8 سال از زندگی مشترک ما گذشته بود که سرانجام تصمیم گرفتم به او بگویم از این که مرا محدود می کند و می خواهد در خودم باشم، ناراحت و ناراضی هستم. من دوست داشتم بیرون بروم و زندگی اجتماعی بهتری داشته باشم. دیدن و بودن در کنار آدم ها برایم ارزش و اعتبار بیشتر از این داشت که مدام در خانه و تنها باشم. به او گفتم من نیاز دارم بیشتر بیرون بروم و از اینکه در زندگی فقط با او باید معاشرت داشته باشم، خسته شده ام. ابتدا او بسیار ناراحت شد. اما یادش آوردم که در ابتدای زندگی چگونه بودیم، اینکه من در گروهی زنانه فعالیت اجتماعی داشتم، به طور حرفه ای تنیس بازی می کردم و وقتم را با دوستانم سپری می کردم. به او گفتم من ذاتا هنوز همان انسان اجتماعی آن روزها هستم. بالاخره به تدریج توانستم کاری کنم که هم خودم بیشتر بیرون بروم و هم با یکدیگر فعالیت ها و معاشرت های اجتماعی بیشتری داشته باشیم.»

      نکته آموزشی: شما باید یاد بگیرید بدون ضعف نشان دادن، با دیگران سازش و مدارا کنید. در زندگی باید میان استقلال و عدم استقلال تعادل برقرار کنید. منظور این است، بتوانید با دوستان و اطرافیان خود معاشرت داشته باشید، اما نه هر شب و دایمی. باید در کنار حفظ زندگی زناشویی خود، زندگی اجتماعیتان را نیز ادامه دهید. زن ها عموما بسیار اجتماعی تر از مردها هستند. این مساله با بالا رفتن سن آنها بیشتر هم می شود. به همین دلیل، بسیار مهم است در رابطه خود بر متقابل بودن رفتارها تمرکز و تاکید داشته باشید.
      بچه‌دار شدن جمع دونفره ما را از بین برده بود

       فرشته 35 ساله می گوید: «چند سال نخست زندگی ما واقعا عالی و رویایی بود. اما به محض اینکه بچه‌دار شدیم، همه آن خوشی ها پایان یافت. همسر من نقش یک پدر مسوول را به عهده گرفت و همه حواس خود را به دو دخترمان داد. او در میان این «پدر مهربان بودن» فراموش کرده بود که همسری هم دارد و باید شوهر خوبی هم باشد. دیگر کمتر به من توجه می کرد و تقریبا رابطه دونفره ما به صفر رسیده بود. من دوست نداشتم به او حس گناه بدهم به همین دلیل همه این شکایت ها را در دل خود نگه می داشتم. تا اینکه متوجه شدم این دردهای درونی مرا به فکر کردن به طلاق سوق می دهد. این تفکر باعث شد تا به حرف بیایم و به او بگویم چقدر از اینکه دیگر رابطه دونفره ای با هم نداریم ناراحت هستم. البته این کار استرس زیادی برایم داشت. اما از اینکه همه وقت ما را بچه ها پر کرده بودند بسیار ناراضی بودم. تا اینکه همسرم شدت ناراحتی و افسردگی مرا درک کرد و پس از آن هفته ای یک بار با هم تنها بودیم. به بچه ها آموختیم که این ساعت ها مختص پدر و مادر است و در آن روز برای آنها پرستار می گرفتیم. این باعث زنده شدن دوباره رابطه دونفره ما شد.»

      نکته آموزشی: بسیاری از رابطه های عاشقانه و هیجان‌انگیز زن و شوهرها پس از بچه‌دار شدن از بین می رود. اما باید این توان را داشته باشید که آن اشتیاق را پس از حضور بچه ها نیز حفظ کنید. تربیت بچه ها و مراقبت از آنها مستلزم این نیست که شما همه وقت و زندگی و رابطه خود را فدای آنها کنید. زن یا شوهر بودن به اندازه مادر یا پدر بودن مهم است. این نکته را فراموش نکنید و به روش خود، برای با هم بودن برنامه ریزی کنید.